تلکس
شکست بزرگ سرمایه گذاری رجوی بر روی برنامه هسته ای ایران
حال سوال از رجوی این است که این همه سال بر روی برنامه اتمی ایران که به خیال شما منجر به سرنگونی رژیم میشد سرمایه گذاری کردی و اعضایت را به بند کشیدی در عراق، حالا مثل همیشه سرت به سنگ خورد حال به کدام دلیل می بایست اعضا را در عراق به بند بکشی؟ آیا نباید از این همه شکست درس گرفته و بقیه اعضای دربند را از عراق به کشورهای ثالث آورده و آنها را به دنبال زندگیشان بفرستی؟
سوابق ضد حقوق بشری مسعود رجوی
مریم رجوی یا همان ملکه ترور که در ۱۸ ژوئن ۲۰۰۳ به اتهام تدارک حملات تروریستی و پولشویی در فرانسه دستگیر گردید در کتابی مربوط به حقوق زنان!!!! از عباراتی در آن کتاب استفاده می نماید که ۱۸۰ درجه با رویکرد فرقه رجوی در این خصوص منافات دارد. چراکه همین زنان تشکیلات هم اکنون نیز از امکان تماس با فرزندانشان در اروپا ممنوع شده اند. آنها جرات ندارند از نحوه زندگی آنها سوال کنند.
لابی های شکست خورده مجاهدین و رژیم صهیونیستی
اما جنب و جوش سران فرقه رجوی به اتفاق سرکردگان رژیم صهیونیستی از چند روز قبل، گویای نقشه ایی شوم بود که خوشبختانه برای چندمین بار پوزه آنها به خاک مالیده شد و امروز نیز یکی از همان روزها بود که با تصویب توافق انجام شده و رفع تحریمات ظالمانه علیه کشورمان، مظلومیت میهن عزیزمان برای همگان ثابت شد که این برای سرکردگان مجاهدین همانند تیری در قلب سیاه و خبیث آنها بود.
پیش بینی کج و معوج شما غلط ازآب درآمد!
ازنظر او، این فرقه ی رجوی بوده که 14 سال تمام دام گسترانید تا هم رژیم ایران وهم دولت” مماشاتگر”؟! آمریکا را دچار مسمومیت کند! معنی این حرف این است که اگر کسی حاضر به حمله به ایران نمیشد، محکوم به مسموم شدن بود درتله ای که باند رجوی گسترده بود وبهمین جهت طرفین دعوا بطور بالسویه وبالمناصفه مسموم گردیدند!
آلترناتیوی که با درخواست ملاقات خانواده ها بهم می ریزد!
این سخنان کلیشه ای فرقه ی رجوی است که به هرکس یاد داده اند که بر علیه خانواده اش بگوید وبنویسد ومورد آنچنان تشویقی قرار گیرد که این تشویق ها حاصلی جز ازدست دادن عمر و قربانی شدن درراه بوالهوسی های مسعود رجوی نخواهد بود! اعتبار این سخنان شما- اگر واقعا خودتان نوشته باشید- درحکم حرف های یک زنجیری غیر آزاد و محروم ازحق ملاقات، وکیل وتهدید شده بوده وخانواده ها به شنیدن وخواندن این سخنان تکراری وفحاشی های مربوطه اش عادت کرده و اهمییتی برای آن نمیدهند که اگر میدادند، اینهمه برای ملاقات عزیزان دربندشان صف نمیکشیدند وظاهر امر نشان میدهد که این بار باعزمی راسخ تر به این مراجعات ادامه خواهند داد ومانند سیلی خروشان، موجب حواس پرتی ودیوانگی رجوی خواهند بود.
نامۀ سرگشادۀ حسین نژاد به محمد سلامه سردبیر روزنامۀ مصری المسائیة
رهبران سازمان به من اجازه نمی دادند با دختر بزرگم زینب که اکنون در کمپ لیبرتی متعلق به این سازمان در بغداد می باشد دیدار کنم در حالیکه هر دوی ما داخل سازمان و در کمپ اشرف در عراق بودیم و به آن دخترم اجازه ندادند حتی با خواهر کوچکترش مونا که از ایران برای دیدار اولین بار بعد از سی سال با من یعنی پدرش و با خواهرش در داخل سازمان به عراق آمده بود دیدار کند. دختر کوچکم توانست با من دیدار کند زیرا من از سازمان مجاهدین خلق یک و نیم سال پیش از طریق سازمان ملل متحد بیرون آمدم ولی او نتوانست علیرغم تلاشهای کمیساریای عالی پناهندگان و وزارت حقوق بشر عراق با خواهرش که در مقر سازمان یعنی کمپ لیبرتی در بغداد می باشد دیدار کند زیرا رهبران این سازمان مسعود رجوی ومریم رجوی دیدارهای خانوادگی را تحریم کرده اند.
آیا رجوی از توافق هسته ای که حاصل راه حل سیاسی است درس می گیرد؟
این توافق نامه درس عبرتی برای رجوی می شود که دیگر روی روش و راه حل خشونت و ترور و استراتژی خشونت طلبانه اش تجدید نظر کند و بپذیرد که دیگر راه حلهای نظامی و جنگ طلبانه جواب ندارد و جهان دارد به سمت راه حل های مسالمت آمیز و اصلاح طلبانه و صلح جویانه حرکت می کند لذا رجوی باید از این اتفاق تاریخی و بسیار بزرگ و فرخنده درس گرفته و دیگر از تحلیل های آبکی اش دست بردارد و بیاید بجای اینکه همسو و همگام با سیاست های اسرائیل و جناحهای جنگ طلب در حزب جمهوری خواه آمریکا حرکت کند
زمستان گذشت و روسیاهی به زغال ماند
البته این روش کثیف و غیر انسانی رهبری فرقه مسبوق به سابق است. در دوران جنگ تحمیلی هم رجوی درخط مشترک با صدام اقدام به بمباران و موشک باران شهرها کرد وبعد از یک پروسه فشار و آوارگی مردم درکوه وبیابان می آمد بطور زشت و زننده ای از صدام می خواست بمباران ها را متوقف کند تا اینگونه به خیال خام خود از مردم خسته و ترسیده از موشک باران تعهد به نفع خود بگیرد و آنها را به سوی قیام علیه مملکت خود سوق دهد.
ازیادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت 25
یاسر مادرش را در سال 1367 در جریان عملیات فروغ جاویدان از دست داده بود. یاسر به همراه برادر و خواهرش سال 1369 در جریان جدایی فرزندان از اولیاء از پدرشان جدا شدند و به آلمان فرستاده شدند. یکی ازپادوهای مجاهدین در اروپا به نام غلام در سال 1377 به آنها مراجعه کرده و به اصرار از آنها خواست که برای دیدن پدرشان به عراق بروند. علیرغم مخالفت یاسر و برادر کوچکترش موسی، سرانجام آنها را به عراق آوردند و سپس در یگانهای رزمی سازماندهی کردند. آنها فقط توانستند برای مدت یک ساعت پدرشان را که در آشپزخانه کار می کرد ملاقات کنند.
زندانیان عامل سیاست های دشمنان، سیاسی حساب نمی شوند!
حقوق ملت با طرز تفکری که رهبر عقیدتی تان مسعود رجوی دارد، ابدا ربطی بشما ها نداشته وزندانی شدن شما مسلما بخاطر فعالیت برای تحقق اهداف ضد میهنی وغیر انسانی مسعود رجوی بوده و اتفاقا برعلیه منافع اکثریت قاطع مردم است وبنابراین دشمنی خود با مردم را بحساب خیر وصلاح آنها نگذاشته وخود را زندانی سیاسی مردمی محسوب نکنید!
تایید ضرب و جرح دو پدر توسط ایادی رجوی در پزشکی قانونی – اطلاعیه شماره ۵
ما دو پدر که از دوری فرزندانمان و نگرانی از جان آنان رنج می بریم تراکتهای مربوط به اسارت دخترانمان در دست این فرقه همراه با تصاویر آن دو را در اختیار پزشکان و کارمندان پزشکی قانونی و بیماران و مجروحین و قربانیان مراجعه کننده به آنجا قرار دادیم که موجب تأثر شدید آنان و حمایتشان از ما و انزجارشان از عملکردهای وحشیانۀ افراد این فرقه که در نزدیکی آن منطقه سکونت دارند گردید.
یورش اوباش مریم رجوی به منطقه و ساختمان محل اقامت مصطفی محمدی و دخترش
ما دو پدر دلسوخته و دردمند که دخترانمان بیست سال است اسیر این فرقۀ تروریستی می باشند و در این جهان و عصر پیشرفتۀ ارتباطات از هر گونه ارتباط گیری و تماس با دخترانمان محروم هستیم از مقامات فرانسوی و سیاستمداران فرانسه و سازمانهای حقوق بشری آن می خواهیم که جلوی این قلدریها و عربده کشی ها و لجن پراکنی ها و موارد نقض حاکمیت فرانسه توسط فرقۀ رجوی را که دفتر مرکزی آن در اورسوراواز در استان والداواز در خاک فرانسه قرار دارد بگیرند و سردمداران این فرقه و در رأس آن مسعود رجوی و بازوی اجرایی او مریم رجوی ساکن فرانسه را به آزاد کردن فرزندانمان از اسارت خودشان و بیرون بردن آنان از جهنم عراق و از زیر صدها خطر جانی در آنجا و دیدارشان با افراد خانواده شان از جمله ما دو پدر نگران وادار کنند.