تلکس
ازشهریور ۱۳۸۰ تا شهریور ۱۳۹۱
در آن زمان ایران رفتن با تمام مشکلات پیش رویش برای من با ارزش تراز ماندن در یک فرقه عقب مانده ارتجاعی بود. اما بامن چه ها کردند مرا در زندان باقرزاده محاکمه کردند و در میان جمع چرخاندند، به رویم تف کردند و کتک زدند و بعد به زندان اشرف منتقل کردند. وبعد از گذشت یکسال به زندان ابو غریب تحویل دادند و مدت یکسال هم در زندان ابوغریب بودم تا زمان جنگ مجدد امریکا با دولت صدام در آنجا زندانی بودم.
حمایت گروه تروریستی مجاهدین از فرمانده تروریستهای عراق
باند تروریستی رجوی نیز که به شدت از این حکم به وحشت افتاده است با صدور اطلاعیه ای ضمن آن که کلافگی و خشم خود را از برگزاری اجلاس جنبش عدم تعهد در تهران ابراز کرده است، طبق روال معمول حکم دادگاه عالی عراق را نیز دیکته شده از سوی ایران توصیف کرد و مدعی شد که اجلاس غیرمتعهدها فرصت مغتنمی برای اقدام علیه هاشمی فراهم آورده است!!
دیدار صمیمی با خانواده عباس گل ریزان اسیر در فرقه رجوی
سران پادگان اشرف آن را از من دزدیدند من از آنها راضی نیستم و همیشه آنها را نفرین می کنم امیدوارم آهم آنها را بگیرد چندین سال است که مرا داغدار کردند اینها اگر از خدا می ترسیدند این بلا را بر سر ما نمی آوردند وقتی به روستا می روم یک محلی در روستا داریم آن موقع عباس عاشق آنجا بود آن محل را که می بینم انگار که تمام وجودم را به آتش می کشند
سالمرگ بوجود آمدن فرقه تروریستی رجوی
سران فرقه رجوی آنچنان در رابطه با اصل توحید و ایدئولوژی به گوش زندانیان خود خوانده و نعوذبالله مسعود رجوی جنایتکار را جانشین خدا معرفی کرده اند که خودشان نیز قبول کرده و اراجیف او را به دقت اجراء می کنند، ولی نمی دانند که هر روز بر جهالت آنها افزوده شده و در باتلاق نادانی بیشتر فرو می روند.
ما گروگان رجویها بودیم – قسمت اول
رهبران سازمان برای اینکه سیاهی لشکر درست کنند و به لحاظ مالی و….. از طرف کشورهای دیگر تأمین شوند فقط برای سازمان نیرو (نفر) نیاز بود تا بتواند از آن استفاده ابزاری کنند و از آن گروگان ها بهره سیاسی ببرند، به همین خاطر سازمان با خانواده ها و یا دولت گروگان ها کار نداشت و ندارد و فقط گروگان ها هستند که باید برای زنده ماندن به خواسته های سازمان تن بدهند.
برخورد مجاهدین مغز شویی شده با خانواده های شیرازی مقابل اشرف
برخورد مجاهدین مغز شویی شده با خانواده ها
بسته شدن درب قرارگاه اشرف؛ لابد اینهم پیروزی دیگری برای رجویهاست!
اساسا مسعود رجوی و همسرش مریم عادت دارند که همه چیز را وارونه نشان میدهند. یعنی هرگاه که میگفتند که اتفاقی نمیافتد ما مطمئن میشدیم که این اتفاق رخ خواهد داد و هرگاه هم میگفتند که این اتفاق حتما می افتد ما تقریبا مطمئن میشدیم که هیچ خبری نخواهد شد! برای مثال در سال 81 که بحث اینکه امریکا به عراق حمله خواهد کرد یا خیر تمام تحلیل های و سخنرانی های رجوی حول این موضوع بود که هیچ حمله ای صورت نخواهد گرفت
تنها این دو نفر به دولت کانادا تبریک گفتند؛ نتانیاهو و رجوی
استقبال فرقه رجوی از تصمیم دولت کانادا در حالی است که حدود نیم میلیون ایرانی در این کشور زندگی می کنند و از هم اکنون ارائه خدمات کنسولی به این تعداد ایرانی به دغدغه بزرگی برای خود آنها و نهادهای حقوق بشری تبدیل شده است. علاوه بر مریم رجوی بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل نیز از تصمیم دولت کانادا استقبال کرده و آن را تبریک گفت. جالب اینجاست که چند روز بعد از این تصمیم دولت کانادا تنها دو تن از آن استقبال کرده اند؛ مریم رجوی و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل.
پادگان اشرف مقر فرماندهی عملیات دجله میشود
سخنگوی رسمی پلیس استان دیالی عراق گفت: پادگان اشرف تا پایان ماه جاری میلادی به طور کامل تخلیه میشود و پیشنهاد شده است تا مقر فرماندهی عملیات دجله که شامل فرماندهی استانهای دیالی و کرکوک میشود در این پادگان استقرار یابد. وی افزود: تنها ۸۰۰ تن دیگر در این پادگان حضور دارند که قرار است تا پایان ماه جاری میلادی (۳ هفته دیگر) در قالب دو گروه ۶۰۰ و ۲۰۰ نفره از آنجا خارج شوند.
چرخش ۱۸۰ درجه ای رجوی ها و رابطه آن با معجزه پاتریک کندی
چه اتفاقی افتاده که رجوی های خونریز به ناگهان 180 درجه چرخیده و نه تنها در مسیر انتقال در ظاهر کارشکنی نمی کنند بلکه آنچنان هول شده اند که می خواهند هزینه 100 تریلی را هم بپردازند؟ پاسخ را شاید بتوان در دیدار پاتریک کندی با مریم قجر در قلعه اور یافت. معلوم نیست آمریکایی که رجوی های جنایتکار برای رد گم کنی و با گلو پاره کردن های مستمر مدعی هستند در حال مماشات با ایران است، چه چراغ سبزی به این نوکران بی اختیار و در حال موت نشان داده که با این فضاحت 180 درجه چرخیده و خود را مضحکه همگان کرده اند.
اعلام جدایی عبد الکریم ابراهیمی از فرقۀ رجوی
افراد در این سازمان از هر گونه ارتباط با بیرون از جمله با افراد خانوادۀ خودشان و اطلاع از اخبار و حوادث بیرون محروم و ممنوع می باشند و به علت کوچکترین مخالفت با سیاست و خطوط رهبری و ضوابط دگم و خفقان آور تشکیلاتی مورد اهانت و شکنجۀ روانی و حتی گاه مورد ضرب و شتم و شکنجۀ جسمی قرار می گیرند از جمله خود مرا به همین علت بارها مورد انواع ناسزاها و دشنامها و توهین و تحقیر و شکنجۀ روانی قرار دادند.
خودفریبی های بی ارزش فرقه رجوی
سازمان در بین همان عده قلیل خود چنان ابهت کذایی برای خود دست و پا کرده بود که بعدا با فروپاشی این بچه بازی های خنده آور مشخص گردید مسئولین امر از مدتها پیش بموضوع اشرافیت داشته و سرنخ های لازم را دنبال می نمودند. در صحبت با خیلی ازاین افراد، آنها اعلام میکردند رفتار همان چند نفر گرداننده برای ما چنان وانمود میشد که اصلا سیستم قضایی مملکت دست اینهاست