تلکس
چگونه مسعود رجوی مدعی بر پایی جامعه بی طبقه توحیدی است
مسعود رجوی همیشه در نشستهای عمومی از جامعه بی طبقه توحیدی که بر روی سنگ مزار هر مجاهد خلق حک شده یاد می کرد و می گفت که جامعه بی طبقه توحیدی جامعه یی است که الزاما تضادهای طبقاتی آن حل شده است پس بی طبقات است چرا که طبقات بالا و پایین، غنی و فقیر بودن محصول استثمار است محصول فرعونیت است جامعه بی طبقه توحیدی مسعود رجوی همانند سایر شعارهای او می باشد
عراق، کمپ عراق جدید (سابقا اشرف) را تخلیه می کند
همچنین سفیر ما در بغداد با وزیر حقوق بشر عراق در روز بیستم می 2010 ملاقاتی داشته که طی آن تاکید گردید که مقامات عراقی بر اساس قوانین و استاندارهای بین المللی با این افراد رفتار می کنند. مقامات عراقی به این افراد گفته اند که نمی توانند بیش از این در این کمپ باقی بمانند ولی همچنین تضمین داده اند که آنها را بزور به کشوری مسترد نخواهند نمود
برخورد خانم عبدالهی با تانک های آمریکائی
روز شنبه 10 مهر 1389 (2 اکتبر 2010) مجددا سه تانک آمریکائی وارد پادگان اشرف شدند. آنان هنگام عبور از مقابل خانواده های متحصن در برابر دروازه پادگان که خواسته ای به غیر از دیدار با عزیزانشان ندارند به تحریک آنان پرداختند که با اعتراض خانواده ها روبرو گردیدند. در این میان خانم عبدالهی شروع به اعتراض به آنان نمود و سعی کرد جلوی آنان را بگیرد و متأسفانه باز حال ایشان بهم خورد و راهی بیمارستان گردید.
نامه خانم ثریا عبدالهی (عراق) به خانم بتول سلطانی (اروپا)
پیام چهارم شما را دریافت کردیم و پشت بلند گوهای مستقر در مقابل دروازده اصلی پادگان اشرف پخش نمودیم. به شهادت کسانی که اخیرا توانسته اند از فرقه فرار کنند این پیام ها بسیار تاثیرگذار هستند هر چند مسئولین فرقه تلاش می کنند از رسیدن صدای شما به نفرات گرفتار در داخل فرقه مخصوصا خانم ها جلوگیری نمایند چرا که از آگاه شدن آنان نسبت به اخبار خارج از فرقه بشدت وحشت دارند.
نامه خانواده دردمند فاتحی به فرزند دلبندشان
اکنون که دست تقدیر این چنین فرقت و جدایی را برای ما رقم زده و زندگی ما را تیره و مکدر ساخته عاجزانه و دردمندانه و از سوز دل از تو می خواهم در واپسین لحظات که برای پدر دردمندت که اکنون در بیمارستان امید اصفهان بستری است و به خاطر بیماری صعب العلاج (سرطان خون) با مرگ دست و پنجه نرم می کند التفات و توجهی نموده و ازحال او و مادرت دلجویی کنی.مادری که مانند شمع در حال ذوب شدن است.
به اصطلاح فاتحان رجوی دغل کار پا به فرار می گذارند
تبلیغات مضحک و مشمئز کننده رجوی بعد از یکسال در رابطه با درگیری های مرداد 88 با نیروهای عراقی در حالی است که تاکنون تعداد زیادی از اعضا و افرادی که بالای 15 سال سابقه تشکیلاتی و حضور در اشرف را داشتند شبانه پا به فرار گذاشتند و چنین اقرار نمودند که در صورت هر گونه طلسم شکنی و شکستن حصارهای فیزیکی قرارگاه قریب به اتفاق نفرات اشرف پا به فرار می گذارند
چهارمین پیام صوتی خانم سلطانی خطاب به خانواده ها و قربانیان فرقه مجاهدین
سازمان قبل از از هر چیز افراد را آموزش می دهد که به خودشان دروغ بگویند مثلا بگویند که ما دوست نداریم همسر داشته باشیم و ما عاشق رجوی و مریم هستیم. و بعد بگوید این همه را متحیر کرده است. و به افراد یک احساس کاذب خودبزرگ بینی غالب کنند و این افراد وقتی متوجه می شوند که از آن دخمه فرار می کند و فاصله خود را با دنیای پیرامون و دنیای واقعی می بینند. در همین جا باز هم همچون گذشته از همه اسیران گرفتار در اشرف می خواهم که از هر طریق که شده از دخمه اشرف بگریزید و نترسید که بالاتر از سیاهی اشرف رنگی نیست.
پیام به هواداران نا آگاه فرقه رجوی
و اگر واقعا شماها کسی را در اشرف ندارید و تنها هواداران این فرقه هستید دست از این کار زشت بردارید و الا خودتان را در جنایات سازمان و رهبریش سهیم کرده و جایی را در جهنم نسیب خود خواهید کرد یادم می آید رجوی مرتبا این را می گفت که « یوم ندعو کل اناس به اما مهم»! یعنی روز قیامت هر کس پشت سر رهبرش می ایستد!
گفتگوی اعضای جدا شده مجاهدین در باره ی ترفندهای سران مجاهدین ـ قسمت ششم
برای مسئولین رده بالای مجاهدین جان بقیه افراد مهم نیست این اعترافی بود که عذرا علوی طالقانی از اعضای شورای رهبری سازمان برای ما در آن نشست کرد. آنها آماده اند همه را قربانی کنند تا جان مسعود حفظ شود این عصاره تفکر سران مجاهدین است همه ی تلاش ها برای حفظ اشرف و تشکیلات در عراق و اصراری هم که مسئولین سازمان نشان می دهند فقط به خاطر حفظ جان خود مسعود است.
در حاشیه همایش انجمن نجات گیلان واقع در شهرستان آستانه اشرفیه – قسمت هفتم
آقای ابراهیم آقاجانی بنا بر اصرار خویش از جمله خانواده هایی بود که در تیرماه گذشته مجددا خود را به درب ورودی اسارتگاه اشرف رساند وبا اقامت دوهفته ای خود با سنگ اندازیهای فرقه رجوی مواجه شد وعملا بی آنکه به خواسته اش برسد وملاقاتی با برادرش داشته باشد به ایران بازگشت ولیکن ناامید نشد ومجدانه خواستاراین است که برادرش را که روزی بمنظور دفاع ازمیهن درقبال دشمن خارجی به جبهه اعزام شده بود، به دنیای آزاد و کانون پرمهرخانواده بازگرداند
قدردانی از حضور خانواده ها در جلوی درب اشرف
شاید باور کردنش برای هر فعال حقوق بشری سخت باشد ولی در هرحال و ناچار شاهد ظلم و تجاوز به حقوق انسانی از سوی گروه و فرقه ای هستیم که با ادعای آلترناتیو بودن به خانواده اعضای متقاضی ملاقات جواب رد می دهد تنی چند از آنان را به یاوه گویی علیه عزیزان خود وا می دارد و درآخرین نمایش مریم ادعا می نماید اینان جاسوسان فرو مایه اند
آقای علی عینکیان پس از سال ها با خانواده خود صحبت کرد
علی عینکیان فکر می کرد پدر و مادرش هر دو به رحمت خدا رفته اند. اما با تلاش هائی که صورت گرفت متوجه شد که مادر گرامی وی بحمدالله زنده است. او توانست با مادرش ارتباط تلفنی برقرار نماید. در طول صحبت های آنان این مادر بود که یک لحظه از گریستن دست بر نمی داشت.اعضای خانواده علی در طول یک شبانه روز بیش از20 بار با ایشان تماس گرفته و بصورت تلفنی صحبت کردند.