سال سقوط شیطان

سال 2013 را خودم سال برکت و فراوانی و سال شانس و فرصت های عالی نام گذاشتم. دلیل مشخص برای این کارم دارم. سال 2012 پر از تبلیغات منفی مبنی بر نابودی بشر و جهان در اواخر آن سال بود. طبیعی بود که میل به حیات کمتر از هر سال دیگر باشد و طبعاً وقتی مردم دانستند جهان نابود نشد و خاتمه نیافت، با انرژی مضاعف به زندگی و حیات شان ادامه دهند. بنابراین امسال سالی متفاوت با هر سال دیگر خواهد بود. با آنچه که گفته شد و بایسته است هر کس در اوایل این سال با نگاهی مثبت، زندگی و حیات و آرزوهایش را دنبال کند، سایت های اینترنتی یکی از فرقه های مذهبی مملو از تبلیغات و شایعات منفی و کینه توزانه مبنی بر کشف سی هزار جاسوس جمهوری اسلامی در خارج از ایران است و همانطور که در ادامه آمد، کار این جاسوسان تبلیغات است. این هم مورد جدید جاسوسی است. بر خلاف آنهایی که در عراق اطلاعات محرمانه و نظامی ایران را مخفیانه به دشمنان ایران می فروختند و بابتش دلار فراوان کسب می کردند، ولی این سی هزار جاسوس جملگی علنی و علیه رهبران مجاهدین تبلیغ می کنند. یعنی هر کسی طی این سی سال یک مقاله یا سخنرانی و یا حرفی علیه فرقه مجاهدین گفته باشد، اتوماتیک در زمره جاسوسان جمهوری اسلامی و علیه مقاومت خواهد بود و اعضای جداشده هم کارشان معلوم است، آنان تحت امر مسعود رجوی از ابتدا به کار جاسوسی به نفع جمهوری اسلامی مشغول بودند و بعضاً از بدو تولد جاسوس به دنیا آمدند، چون برای شیر خوردن ناچار به داد و فغان و اعتراض بودند. در واقع مسعود رجوی این بار علیه مخالفین به ویژه جداشدگان سنگ تمام گذاشته است. چون او به خاطر حفظ اتوریته و قداستش و این که تتمه بردگانش را بترساند، به طور هیستریک و کینه توزانه علیه جداشدگان تبلیغ می کرد. اما اوایل امسال چشمه دیگری را کشف کرده و تبلیغاتش را به نام و از جانب سرویسهای امنیتی فرانسه و آمریکا و پنتاگون آورده و دور جدیدی از حملات معنادارش را علیه جداشدگان آغاز کرده است. اما واقعیت قضیه چیست. مسعود و مریم رجوی به دنبال برون رفت از همه مسایل و مشکلات حاد و شکننده و محاصره های مختلف، تنها چاره شان جنگ بود و آن هم جنگ آمریکا علیه ایران. و آنها طی ماههای گذشته مدتها منتظر ماندند تا این که بازهم تحلیلهای شان غلط از آب درآمد و اوباما دوباره بر مسند قدرت با همه بدهکاری های کلانش، باقی ماند و مسئله جنگ منتفی شد. جنگ که منتفی شد، رهبران مجاهدین از چند سو در مضیقه جدی قرار گرفتند. ضمن این که از تغییرات مثبت و غیر رادیکال در ایران می ترسند که مبادا شانس رسیدن به قدرت آنان را برای همیشه بسوزاند، ظرف نظامی شان در عراق از بین خواهد رفت، چه در عراق باقی بمانند و یا این که از عراق خارج شوند. یکی از بزرگترین معضلات رهبران مجاهدین، اختفای خود مسعود رجوی است که در داخل و بیرون سازمانش دچار مسئله جدی شده است. لاجرم او برای خروج از اختفاء و احیاناً حضور در اروپا با یک مشکل جدی سیاسی و حقوقی مواجه است و آن حضور انبوه و فعال جداشدگان از این فرقه است که چیزی ندارند تا در این بازی و پیکار ببازند. مسعود رجوی نیک می داند که با لابی های پر قدرت و دلارهای فراوان و وکلای گرانقیمت، هر مانعی را اگر کنار بزند، مانع جداشدگان بزرگترین سد و دژی است که او در طول عمرش با آن برخورد داشته است. او هیچ گاه سرش تا بدین حد به سنگ خودساخته نخورده بود. به قول خودشان، سازمانی که با پتک نمی شکست و با قلم خراش بر نمی داشت، امروزه کارش به جایی از ضعف و درماندگی رسیده که با قلم و قلم جداشدگان ناگزیر به اعتراف به شکست و زبونی است. سی هزار جاسوس اگرچه از نگاه آنان قدرت جمهوری اسلامی نیست و اهمیت مجاهدین است، به هر حال از نگاه غربی ها وجود و فعالیت جداشدگان یک ضعف جدی برای سازمانی است که خود را آلترناتیو جمهوری اسلامی و طرفدار دموکراسی تبلیغ می کند. با این وجود، تبلیغات هراس آلود دستگاه تبلیغاتی منگول را باید به فال نیک گرفت. مسعود رجوی رهبری سازمان پس از خسته شدن از انقلابات جنسی ایدئولوژیک و اختفاء، هم اکنون به سن و سال پیری رسیده و دلش هوای سیاسی کاری در غیاب جنگ، کرده است. او پس از ظهور و کار سیاسی بدون جنگ، بزرگترین موانع بر سر راه را جداشدگان ارزیابی کرده و بدین سبب نوک حملات کور خود را از هم اکنون به سمت این ضعیف ترین اما مقاومترین، گرفته است.
اما او تحلیلش مثل همیشه غلط از آب در خواهد آمد و همه نقشه هایش نقش بر آب خواهند شد و امسال که سال 2013 باشد، قبل از این که سال ظهور باشد، سال سقوط خواهد شد. این را نگاه مثبت و انرژی های برآمده از ابتدای این سال، چنین تبیین و بشارت داده است.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.