عملکرد سازمان مجاهدین خلق

موسسان پنجم حکایت همان آفتابه و لگن هفت دست، شام و ناهار هیچ است

سالیان متمادی است که فرقه رجوی از جنبه های مختلف سیاسی، تشکیلاتی، استراتژی، نظامی و … در گل مانده و تشکیلات شان تبدیل به آبکشی شده که جز خروجی، که همانا فرار و جدایی بلا انقطاع اعضای این فرقه از آن می باشد، حاصل دیگری ندارد.

با این حال محتوای همین آبکش عامل اصلی منبع در آمد رجوی ها از اربابان غربی و عربی و اسرائیلی آنهاست، از این رو تا می توانند طوری وانمود می کنند که گویی آنچه از تشکیلات شان مانده نه یک «آبکش» که یک «دیگ» بزرگ و مملو از غذاست. البته اربابان آنها و بخصوص جنگ طلبان آمریکایی نیز هر چند دیر اما اینرا فهمیده اند که رجوی ها دیگر ارزشی در دنیای حقیقی ندارند و اگر فعالیت آنها را در دنیای مجازی فاکتور بگیرند، دیگر هیچ فعالیت قابل ارائه ای وجود ندارد. اما چه کنند که این موجود رو به موت (فرقه رجوی) روی دست شان در آلبانی مانده و نمی دانند با آن چه کنند! هر چند آنها می دانند حکایت فرقه رجوی برای انها حکایت «مرگ تدریجی یک رویا» یعنی رویای یک گروه قابل اتکاء علیه ایران است اما می دانند، برای این فرقه که آنچنان منفور ایرانیان است که حتی در بین مخالفان جمهوری اسلامی هم جایی ندارد و آنچنان مخوف است که اعضای آن به صورت مستمر در حال جدایی و فرار از آن می باشند، کاری نمی شود کرد و پایان این فرقه بسیار نزدیک است.

مریم رجوی

با همه این اوصاف، رجوی ها که دهها سال است زندگی کردن بدون حمایت ارباب و بدون ادعاهای خیلی بزرگ، برای شان غیر ممکن شده است، همچنان می خواهند با نشان دادن آفتاب و لگن به این اربابان خود را «یگانه آلترناتیو» جا بزنند تا آنها تکه استخوانی جلوی آنها انداخته لااقل مانع از فروپاشی سریع این تشکیلات بشوند. از این روست که رجوی:

– در حالی که فرار و جدایی اعضا از فرقه جهنمی شان به سریال بی پایان تبدیل شده است.

– در حالی که خانواده های اعضای فرقه که قاعدتاً باید نزدیک ترین طیف به این تشکیلات باشند، از ظلمی که رهبران این فرقه بر آنها و فرزندان شان روا داشته و آنها را از حداقل حقوق انسانی شان یعنی انجام ملاقات و داشتن تماس با فرزندان شان محروم کرده اند، طومارها نوشته و مستمراً از مقامات کشور آلبانی، سازمان های حقوق بشری و بین المللی خواستار کمک برای رهایی فرزندان شان از چنگال مخوف رجوی ها هستند.

– در حالی که این فرقه بدلیل مجموعه ای بزرگ از اقدامات تروریستی و همچنین خیانت و وطن فروشی منفور مردم ایران است و هیچ آینده ای برای آن متصور نیست.

– در حالی که پرونده بسیاری از حامیان این فرقه تروریستی در کشورهای غربی رو شده و مشخص می شود که دزد و فاسد هستند که آخرین نمونه آن رئیس جمهور قبلی آلبانی بود که پذیرفت این فرقه را به صورت فرقه ای در آلبانی سکنا دهد و مانعی برای رهایی اعضای گرفتار ایجاد نمود.

– در حالی که توخالی بودن وعده های گوناگون رجوی برای نگه داشتن اعضای خواهان جدایی در فرقه، یکی پس دیگری مشخص می شود. همانند وعده سرنگونی یک ساله بعد از شهادت سردار سلیمانی که رجوی با صدای خودش آن را اعلام نمود.

– و خلاصه در حالی که این فرقه در حال فروپاشی است، رجوی در یک پیام وعده «موسسان پنجم» را میدهد!!!

به رجوی باید گفت مگر با چهار موسسان قبلی چه غلطی کردی که حالا با پنجمی می خواهی بکنی؟ آن زمان که صدام با تمام توان پشت تان بود و مستمراً از او توپ و تانک و هلی کوپتر می گرفتید و قرارگاه و مقر در سراسر عراق و در فاصله چند ده کیلومتری مرز ایران داشتید و با حمایت صدام اجازه نطق کشیدن در درون فرقه را نمی دادید چه غلطی کردید که امروز بعد از خلع سلاح، بعد از خلع لباس، بعد از اخراج از عراق و رفتن به هزاران کیلومتر دور از مرزهای ایران، بعد از دفن کردن کامل آن به اصطلاح ارتش آزادیبخش و بعد از ضعیف شدن فشار های تشکیلاتی و در نتیجه جدا شدن هزاران عضو از فرقه، بتوانید بکنید.

حکایت رجوی و موسسان پنجم حکایت همان کسی است که هفت دست آفتابه و لگن داشت (مثل آنچه رجوی ها در فضای مجازی امروز نمایش می دهند) اما از شام و ناهار خبری نبود (مثل بی اعتباری امروز رجوی ها و عدم وجودشان در دنیای حقیقی).
صالحی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا