تلکس
مواضع ضد میهنی خانم مریم رجوی
در روزگاری که سیاستمداران نظام سرمایه داری جهانی و مهره های کلیدی امپریالیسم سعی دارند تا برای تامین اهداف اقتصادی و غارت منابع ملت ها، سیطره ی همه جانبه ی خویش را بر ملت ها استمرار بخشند همسر رهبر عقیدتی مجاهدین بر خلاف اهداف و اصول فکری و سیاسی بنیانگذاران مجاهدین، در راهی گام گذاشته است که جز خیانت به ملت هیچ تعریف و تفسیر دیگری نمی توان برای آن متصور شد.
ما خانواده ها تمامیت مجاهدین را به چالش طلبیدیم
گفته میشود که حفاظت و کنترل اسارتگاه اشرف به عهده نیروهای عراقی سپرده شده است ولیکن هنوز ما دستان کثیف ومعامله گر نیروهای اشغالگر امریکایی درحمایت از تشکیلات رجوی را به عینه دیدیم و معتقد هستیم که سران سازمان به دلگرمی صرفا حمایت استکبار جهانی و نیروهای امریکایی موجود درپادگان اشرف قادرشدند که برغم تحصن شش ماهه خانواده ها مقابل اسارتگاه اشرف تا محقق شدن مطالبات برحق خود یعنی ملاقات با عزیزان دربند، اجازه ملاقات ندهند
چگونه مشروعیت مجاهدین محو شد؟
سابقه سیاه مجاهدین در استفاده از خشونت و ترور علیه شهروندان بی گناه، نه تنها از محبوبیت آن ها در میان ایرانیان کاست بلکه چهره آن ها را برای سیاستمداران و روشنفکران غربی برای همیشه خدشه دار کرد. به ویژه سیاستمداران امریکایی که حملات تروریستی مجاهدین علیه هموطنانشان در دهه 70 را فراموش نمی کنند و آن را غیرقابل بخشش می دانند.
غبار روبی از رای دادگاه کلمبیا در مورد سازمان مجاهدین
این برای حداقل چهارمین بار است که سازمان درخواست حذف از لیست تروریستی وزارت امورخارجه می دهد و باز به استناد متن حکم در هر چهار بار گذشته وزارت امورخارجه آمریکا کاری جز تمدید و ابقای نام مجاهدین در لیست خود نکرده و اینکه رأی امسال دادگاه کلمبیا نیز در نهایت ارزش و اعتباری فراتر از از آنچه در سالهای گذشته صادر شده، ندارد.
بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست و ششم
یاد حرف های امیر یغمایی افتادم.پدر ایشان عضو شورای ملی مقاومت است. امیر یغمایی و مادرش را بردند به سالن میله ای. ماجرا را امیر در کمپ امریکا برایم تعریف کرد. امیر گفت: فرماندهان مجاهدین من و مادرم را روزی به سالن میله ای بردند بعد به مادرم گفتند که تف کن تو صورت امیر و بگو این بچه من نیست.!! شما ببینید وقاحت و بیشرمی مسئولین سازمان را که مادری را وادار می کنند تا بر روی فرزندش تف کند!!
توهم سرنگونی در عرض دو یا سه روز با نام دروغ جاویدان
پذیرش قطعنامه توسط طرفین درگیر جنگ معادلات و تحلیل های نظامی و استراتژیک آبکی رجوی یک شبه به باد فنا رفت و او به این فکر افتاد که اگر چنانچه دست به اقدام خاص هم چون خودکشی جمعی و سازمانی (عملیات فروغ) در این مقطع حساس نزند برای همیشه نیروها و ارتش به اصطلاح آزادی بخش او در عراق دفن خواهند شد و به عنوان خائنین به خلق و وطن لعن تاریخ را برای خود خواهند خرید.
به بهانه حمله نظامی مشترک صدام – رجوی در مرداد ۶۷ – قسمت دوم
امروز 22 سال از سخنرانی ابلهانه سرکرده فرقه رجوی درپایگاه تروریستی درحال تخلیه اشرف می گذرد و لذا نگاهی دیگر به این سخنرانی می تواند پاسخ گوی هزاران سدوال بی جواب درمورد سلامت فکری سرکرده فراری ومخفی شده این گروه باشد _ مسعود رجوی یک جنایتکار وبیمار است که به ده ها بیماری فکری _ شخصیتی دچار است _ او از سال 60 تاکنون باعث مرگ دست کم دهها هزار ایرانی وعراقی شده است
دولت کردستان عراق باید علیه جنایات مجاهدین در قتل عام کردها اقدام کند
سازمان مجاهدین خلق متشکل از گروه مخالفان ایران است که در دهه 60 برای مخالفت با شاه ایران، کاپیتالیسم و امپریالیسم غربی تشکیل شد. بعدها ایدئولوژی خود را تغییر داده و درصدد مبارزه با انقلاب اسلامی ایران بر آمد. همکاری سازمان مجاهدین خلق با صدام حسین علیه شهروندان کرد در ناحیه کردستان جنوبی و قتل عام آنان جنایتی وحشتناک بود که از نظر اخلاقی ما را وادار می کند تا اجازه دسترسی این سازمان را به کوه های کردستان نپذیریم.
مجاهدین خلق از کجا تا به کجا؟
راستی چه کسی در جهان شنیده و یا دیده که یک دیکتاتور، نفرات خانوادۀ تمامی اعضای خود، به جز اندکی که دست چین شده باشند را مزدور بخواند و انبوهی پدر و مادر پیر و خواهر و برادر نگران و فرزندان تشنۀ دیدار والدین را سگهای هار حکومتی بخواند؟ این چنین قرار بود رجوی ایران را آزاد سازد؟ اینهمه ددمنشی و رذالت از چه کسی دیده شده است؟
مجاهدین از مزدوری صدام تا مزدوری برای جناح جنگ طلب آمریکا
همانگونه که رجوی مزدور برای ا رباب سابق خود یعنی صدام وطن فروشی می کرد، این عمل او نیز فقط در راستای چاپلوسی و دم تکان دادن برای اربابان جدید آمریکایی اش است. همانگونه که مزدوری صدام برای او نان و نوائی نداشت، بی شک مزدوری آمریکا نیز او را به نوایی نخواهد رساند الی اینکه پرونده سیاه او را در وطن فروشی و خیانت سیاه تر نماید.
بازگشت خانواده های چشم انتظار گیلانی ازمسافرت به عراق
خانواده ها با لغ بر دو هفته دم درب خروجی اشرف به انتظارنشستند. هرچه درتوان داشتند درحنجره خود متمرکز ومتکاثف کردند واسم عزیز در بند خود را فریاد کردند ولی گویی که فریاد رسی نبود!!. صحنه های مشابه روزانه تکرار شد شاید که دل سنگ و یخ زده سران سازمان به رحم بیاید تا فقط دقایقی ملاقات صورت بگیرد ولی هیهات ، هیهات که سازمان با فرافکنی بی انتها خانواده ها را به اصل نظام منتسب میکرد تا ازاین کانال بتواند اعضای غافل و نگون بخت خود را متقاعد بکند که دم درب، خانواده های شما نیستند بلکه اکیپ وزارت اطلاعات هستند
درنگی در لحظات شکست فروغ جاویدان
این عملیات نافرجام که بعنوان نقطه آغاز شکست کامل ماشین خشونت طلبی و ماجراجویی فرقه رجوی محسوب شد بخاطر اینکه بعد از آن هرکز عملیاتی با ابعاد سابق دیگر زمینه اجرایی پیدا نکرد و صرفاً برای خالی نماندن زمان و دلگرمی بازماندگان در اردوگاه اشرف بازگشتی البته ناموفق به شکل عملیات تروریستی تحت عنوان چریک شهری انجام شد که کاملاً محدود بود و بخاطر دادن و یا حفظ روحیه افراد نگهداشته شده در کمپ اشرف انجام میگرفت