چگونه مشروعیت مجاهدین محو شد؟

هر گروه و دسته سیاسی برای موفقیت و پیشبرد دستور كار سیاسی خود نیاز به جلب حمایت مردم خود دارد و این حمایت به دست نمی آید مگر با مشروعیت گروه از دیدگاه آن مردم. استفاده از تروریسم علیه مردم غیرنظامی و بی گناه ریشه در ماهیت تروریستی یك گروه دارد، حتی اگر این حركات تروریستی تحت عنوان« مقاومت » و « آزادی» انجام بگیـــرد. از سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، سازمان مجاهدین خلق حركات خشونت آمیز بسیاری انجام داده است كه منجر به مرگ هزاران غیرنظامی و نظامی شده است. كنت تیمرمن، مدیر اجرایی « مؤسسه دمكراسی در ایران» در مقاله اخیر خود در واشنگتن تایمز می نویســـد: « عاملان مجاهدین حملات چریكی علیه مقامات رژیم در ایران به راه انداخته اند و در مناطق شهری بمب گذاری هایی كرده اند كه باعث مرگ تصادفی شهروندان بسیاری شده است.مجاهدین و حامیانشان این حملات را « مقاومت » علیه رژیم می نامند."
سابقه سیاه مجاهدین در استفاده از خشونت و ترور علیه شهروندان بی گناه ، نه تنها از محبوبیت آن ها در میان ایرانیان كاست بلكه چهره آن ها را برای سیاستمداران و روشنفكران غربی برای همیشه خدشه دار كرد. به ویژه سیاستمداران امریكایی كه حملات تروریستی مجاهدین علیه هموطنانشان در دهه 70 را فراموش نمی كنند و آن را غیرقابل بخشش می دانند . كنت تیمرمن در این باره نكات تازه ای را برای هموطنانش آشكار می كند: « در طول سال هایی كه به انقلاب اسلامی 1979 در ایران انجامید، این گروه ] مجاهدین خلق [ با افتخار، افسران نظامی و غیرنظامی امریكایی كه در ایران كار می كردند را به قتل رساند و با وجود این كه رهبران فعلی گروه و مدافعانشان ادعا می كنند كه آن حملات از سوی انشعاب دیگری از مجاهدین كه دیگر با گروه ارتباط ندارد انجام گرفته اند، شاهدان عینی به من گفتند كه سازمان مجاهدین خلق در طول همه سال های دهه 80، هر سال سالگرد ارتكاب آن قتل ها را در قرارگاه های خود در عراق جشـن می گرفتند و در مراسم خود آواز می خواندند».
به علاوه ، عامل دیگری وجود دارد كه مشروعیت یك گروه اپوزیسیون را به چالـــش می كشد . این عامل در وابستگی گروه به قدرت های بیگانه نهفته است. چنانچه دانیل بای من در كتاب خود درباره تروریسم و حامیان آن، « روابط مرگبار» می نویسد: « مشكل عمیق تری برای مشروعیت یك گروه وجود دارد. بسیاری از گروه های تروریستی به نام آزادی ملی یا مذهبی مبارزه می كند. اگر مشاهده شود كه گروه توسط یك قدرت بیگانه كنترل می شود، اعتبار آن به عنوان یك نیروی آزادی بخش از بین می رود… مجاهدین خلق، گروه تروریستی كه مخالف رژیم اسلامی تهران است، زمانی كه عملیات های خود علیه ایران در آن سوی مرزهای عراق در طول جنگ ایران – عراق را آغاز كرد، مشروعیت خود را از دست داد.»
عاملی كه در بالا ذكر شد، در موارد گوناگونی به اعتبار مجاهدین خلق ضربه زده است. پس از فرار رجوی به فرانسه در 1986 ، آن كشور تا مدتی حامی سازمان بود، اما پس از آن كه روابط فرانسه و ایران بهتر شد، رهبران مجاهدین از فرانسه اخراج شدند. آن ها به عراق رفتند و تبدیل به ارتش خصوصی صدام علیه ایرانی ها و كردها و شیعیان عراق شدند. پس از سقوط صدام، مجاهدین در پی یافتن مأمنی تازه در غرب به ویژه امریكا ـ كه گروه را سه دهه در فهرست تروریستی خود دارد ـ دست به كارشدند. بای من می نویسد:«واشنگتن از اپوزیسیون های ایرانی و دشمنان رژیم صدام در عراق پشتیبانی كرد.» واقعیت این است كه نومحافظه كاران در دولت امریكا و پنتاگون ادعا می كنند كه بر چسب تروریستی بر مجاهدین به سود جمهوری اسلامی است.
اما در حقیقت مشروعیت مجاهدین از سی سال پیش زیر سئوال رفت و به تدریج در طی این سال ها همه اعتباری كه در میان ایرانیان داشت را به دلیل روابط خون بارش با عراق و همچنین قدرت های غربی، از دست داد.
مزدا پارسی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.