تلکس
خنده در برون، گریه در درون
دولتهای غربی اشغالگر که بعد از تصرف عراق به بهانه ایجاد دموکراسی خود تعریف و از پیش امتحان داده خود در ظاهر این فرقه را بعد از درگیری صوری خلع سلاح کرده بودند درعمل بصورت پنهان و آشکار و به صور مختلف از آن حمایت میکردند تا بلکه بتوانند از آن برگی بر علیه ایران در تعاملات پیش روی داشته باشند اما نمی فهمیدند که این فرقه اساسا محلی در ایران ندارد
بررسی نقض حقوق بشر در فرقه رجوی – قسمت نوزدهم
شرایط در قرارگاه را طوری برای بچه های حاضر در آنجا فراهم کرده بودند که افراد مجبور بودند برای رهایی از فشار بر خلاف میل باطنی خودشان رفتار کنند و به روی همدیگر به اصطلاح تیغ بکشند. به نظر من هیچکدام از ما مقصر نبودیم اگر به روی هم تف می کردیم یا به همدیگر دشنام و فحش های آن چنانی می دادیم مسئولین سازمان و شخص مسعود رجوی مقصر و گناهکار بودند.
مجاهدین یا سنگ پای قزوین
واقعآ این فرقه تا چه اندازه ای باید پررو باشد که با این سابقه و پرونده سیاه واین همه آدم کشی وبه کشتن دادن جوانان چه در فرقه توسط شستشوی مغزی وچه توسط بمب گذاری در اماکن عمومی در درون ایران یا از هم پاشیدن آنهمه خانواده و جدا کردن اجباری زن و شوهر از هم وآواره کردن کودکان آنها در دنیا ویا کلاهبرداری از مردم اروپا تحت عناوین گوناگون حقوق بشری یا فرستادن اعضای خود به زندان ابوغریب و سرسپردگی مطلق به صدام ضد ایرانی خود را مقاومت عادلانه می خواند
چرا نشریه و روزنامه مجاهد منتشر نمی شود؟
از آنجا که انتشار نشریه مجاهد و روزنامه اینترنتی به هر حال یک کارکرد آرشیویی و اسنادی دارد و چنانچه بارها شاهد بوده ایم همین منابع سازمان مورد استنادی برای افشاگری های سیاسی علیه مجاهدین قرار گرفته، و احتمالا در آینده هم به خاطر موضع گیری های زیگزاگی و پارادوکسیکال مجاهدین مورد استفاده قرار خواهد گرفت، سران سازمان ترجیح داده اند، از خیر انتشار آنها بگذرند.
ننگ بر مبارزه مجاهدین
تعدادی از بزرگان شهر برای مذاکره با فرماندهان مجاهدین به جلوی ستون آمده بودند. آنها میگفتند که با رژیم صدام طرف حساب هستند. پس اگر مجاهدین مانع نشوند آنها نیز ترجیح میدهند که کدورت های گذشته را به فراموشی بسپارند. در میان مذاکره، به ناگهان تیری از یک نقطه کور شلیک شده و یکی از افراد مجاهدین به نام رضا کرم علی نقش بر زمین گردیده بود. با این اتفاق مجاهدین تمامی شهر را به رگبار مسلسل و توپ بستند و سپس از آنجا خارج شدند.
تبلیغ سیاسی مجاهدین از طریق آگهی تجاری
فرقه با پولهای بادآورده خود اقدام به چاپ آگهی در روزنامه واشینگتن تایمز کرده و آنرا به عنوان تثبیت فرقه مجاهدین در دنیا به خورد هواداران سادلوح خود می دهد. در اولین نگاه به این آگهی تجاری ــ سیاسی واژه ها و اعداد وارقام مجاهدین بچشم می خورد مثل رقم دروغین 70 هزار شرکت کننده در متینگ فرقه رجوی که اصرار به تکرار این رقم دروغین فقط در فرهنگ مجاهدین معمول می باشد.
خانم رجوی فقط دوتا از این ده ماده را خودتان اجرا کنید
مجاهدین قیمت گزاف یک صفحه کامل آگهی در واشنگتن تایمز را پرداخته اند که بعد از انتشار آن جشن و شور وشادی راه بیندازند ؛ مجاهدین در و دیوار را به هم میبافند که بگویند اینکار را خود روزنامه انجام داده است و خیلی هم ویژه بوده، مثلا میگویند:واشینگتن تایمز این مطلب را در شماره ویژه روز چهارشنبه، ۲۵ دی ماه ۸۷ که به معرفی اعضای یک صد و یازدهمین دوره مجلس نمایندگان و سنای آمریکا اختصاص دارد. منتشر کرده. که البته این شماره ویژه کاملا بیربط به موضوع مجاهدین است
نامه به مسئول جستجوی کمیته بین المللی صلیب
پدر و مادر آقای رضا علیزاده در دو سال پیش نیز با آقایان بروس جان گراهام و آندریاس در محل دفتر انجمن نجات ارومیه دیدار و دغدغه و نگرانی خودشان نسبت به سرنوشت فرزند دلبندشان رضا را مطرح کردند اما تاکنون و متاسفانه نتیجه خاصی حاصل نشده است. بدین خاطر ایشان در ملاقات با اینجانب اصرار داشتند که صلیب سرخ برای رفع مشکل آنان اقدام مشخصی نکرده است.
خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت پنجم
بعد که آن نفر روی حرف خودش مجدداً تکیه کرد که نفر من همین الان دو پا در یک کفش کرده که می خواهم بروم من چطور او را تا سه سال دیگر نگه دارم. رهبری یک دفعه چهره اش عوض شد. به قسمت جلوی سن آمد. [ رجوی ] آستینش را بالا برد وگفت: قرارگاه اشرف کاملاً مستقل است همان طور که نوشابه سازی، نانوایی و بیمارستان دارید. سردخانه و قبرستان هم داریم. حذف فیزیکی می کنیم
گریه غزه خنده اورسورواز
مجاهدین این ابراز علاقه خود از نزدیکی به شر مجسمی مثل دولت غاصب اسرائیل هرگز پنهان نکرده اند و همیشه این همکاری وجود داشته و دارد تأیید هلوکاست و دسته گل گذاشتن بر سر قبور درست اندکی قبل از این تهاجمات و همزمان نفی کردن هلوکاست واقعی که در جریان است و دنیا را به خروش آورده واضح و مؤکد همین مبحث است.
از اوج شرف تا حضیض ذلت
باری این روزها رجوی ها روبه صفت و گرگ خوی، در رنج ملت فلسطین با دم شان گردو می شکنند، غافل که گردوها چون کله خالی از عقل راهنما و قلب تهی از عاطفه ی بشری شان، پوچ و خالی ست! وجز ننگ و رسوایی بالاوپایین پریدن، نصیب نخواهند برد. آری، بر فلسطین مصیبت ها می رود دریغا که درغیاب « ادوارد سعید» و « محمود درویش » ها جای تحریرهایی چنان شورانگیز خالی ست.
داستان کشته شدن یاسر اکبری نسب
خانم مریم قجر عضدانلو واقعیت را بگویید یاسر را به قتل رساندید و جسدش را سوزاندید آن هم در ساعت ورزش که همه مشغول ورزش کردن بودند و این بهترین سناریو بود. می دانم اگر بگید یاسر را به قتل رساندید باید جواب گوی قتل نفرات دیگر باشید. خانم مریم قجر عضدانلو خوب خودتان میدانید که کسی بخواهد خودکشی کند در سنگری که هیچ کس در آن نیست نمی رود. مطمئن باشید یاسر می آمد داخل سالن یا یک جمعی که همه ببینند و اعتراض خودش را نشان میداد.