تلکس
نامه سرگشاده به رئیس جمهوری عراق درباره مجاهدین
تعبیر فاجعه از سوی رهبران مجاهدین برای پیامدهای قانونی دولت شما به واقع یک هشدار جدی است که می تواند با فرامین رهبری مجاهدین به سمت همان فاجعه وعده داده رجوی سوق پیدا کند. آنچه به تعبیری از آن به عنوان نقطه بحران و گذر دولت شما اشاره شد، درست در تقابل با این دام فرقه ای و عبور آگاهانه شما از آن محسوب می شود. آنچه مسلم اینکه اهمیت سمت و سوی تحولات آینده در خصوص مجاهدین بیشتر متوجه اعضای بدنه به پائین مجاهدین است.
مگر وبلاگ من اشرف است که تعطیلش کنم
بله اشرف باید تعطیل شود چون مرکز فتنه و شر بود.چون محل سوختن جوانی و عمر اعضای اسیر و مجبور بود. اما مگر وبلاگ من هم اشرف است که تعطیلش کنم،اولین نفر یکی از مجاهدین (ا.ق.ج) با من تماس گرفت که من در صحبت با فلانی مدارک زیادی علیه تو دارم اگر وبلاگت را تا آخر این هفته تعطیل نکنی همه را رو میکنم. به او نوشتم که یکهفته را هم از دست نده اگر میتوانی امشب و اگر نه فردا صبح حتما هر چه در چنته داری بنویس و یا به قول خودت رو کن…
مواضع شرم آور مجاهدین خلق
بیخود نیست که میگویند وابستگی مالی، وابستگی سیاسی و نوکری را به همراه دارد. همین وابستگی مجاهدین خلق ایران را به مجاهدین اسرائیل بدل کرده و حتی در اتخاذ مواضع شرم آور از ارباب خود هم پیشی گرفته اند به نمونه هایی که از سایت رسمی آنها یعین همبستگی ملی در اینجا درج شده نگاه کنید.. این کلیشه ها در روزهای مختلف از این سایت ننگین جمع آوری شده.
نقد مناسبات حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت سی
همه تصمیم های سرنوشت ساز زیر سر مسعود بود همانطور که شما گفتید مسعود در سازمان همه کاره بود و بقیه افراد و کادرهای سازمان حتی با سابقه ترین آنها مثل عباس داوری یا مهدی ابریشم چی و یا محدثین و حتی خود مریم مهره هایی بیش نبودند و بدون اجازه مسعود حتی این اختیار را نداشتند که به اصطلاح آب بخورند.
آخرین معیار مجاهدین برای جنگ مسلحانه
امروز، مجاهدین ازکمبود حمایت مردمی، اسلحه وهمچنین مرز رنج می برند وتنها وآخرین دستاویز آن ها قرارگاهشان، کمپ اشرف، است که قراراست تحویل حکومت عراق شود ومتعاقباً تعطیل شود.بدین ترتیب، سران سازمان مجاهدین خلق راهی ندارند مگرتداوم بخشیدن به حضورشان درکمپ اشرف عراق زیرا اکنون نیاز ضروری آن ها داشتن مکانی است برای بقای آن ها به عنوان ارتشی، منسجم.
قصه شهر رباط ها
رباط های انسان نمای درون پادگان اشرف وحتی پادگان مریم درقلب دمکراسی اروپا هرروزشان شبیه روزگذشته است. درساعت مشخصی که صبح بسیار زود است، ازخواب بیدار می شوند، درمکان و ساعت مشخصی غذا می خورند، کارهای تکراری ومشخصی انجام می دهند که می توانند درآب دادن به یک باغچه، یاتمیزکردن یک تانک نفربر باشد درساعت مشخصی خاموشی اعلام می شود و همه مجبور هستند به خواب روند…
در بلاد طعمه
در عرض 10 ثانیه خاک قرارگاه شخم زده شد و انفجار و صدای وحشت آور آن ما را در کف سنگرها به مثال تخته ای باریک بر کف زمین میخکوب کرده بود ولی شنیدن این خبر که مریم رجوی به اروپا رفته است برایم سنگین تر از شنیدن صدای بمبهای هواپیمای B52 آمریکایی بود. نباید باور می کردیم، به بخاطر اینکه واقعیت داشت یا نداشت، بلکه بخاطر اینکه روحیه فردی خودمان را نبازیم…
پیروزی پشت پیروزی
از آنجایی که قرار بود مسئولیت کنترل قرارگاه اشرف از طرف آمریکا به دولت عراق واگذار شود، مجاهدین دست به کارهای سیاسی بازی از جمله تحصن و غیره در کشورهای اروپایی از جمله شهر ژنو در سوئیس زده بودند تا مبادا دولت عراق آنها را از خاکشان اخراج کند. ولی به یک اطلاعیه سفارت آمریکا در بغداد مبنی بر مسئولیت آن کشور در رابطه با قرارگاه اشرف ولی واگذاری آن همچنان به عراق، بسنده کرده و به تحصن خود خاتمه دادند و آن را یعنی مسئولیت آمریکا از اشرف را جشن گرفتند. بیچاره ها!
سرنوشت مشترک
رجوی با شکست نظامی در عملیات فروغ جاویدان که اوج تراژدی انسانی سیاست های منحط سازمان بود و بعد هم با فرستادن مریم به خارج و برگشت این موشک استراتژیک بر سر اشرف اوج افتضاح سیاسی سازمان را موجب شد. اکنون هم اوج کمدی این تراژدی هست که سازمان می خواهد در اشرف بماند و از دولت نوری المالکی درخواست کرده که موافقت کند سازمان در اشرف بماند که البته دیگر دیر شده است…
مسعود رجوی عنتری که همزمان با لوطی اش معدوم گردید
داستان مسعود رجوی دجال و جنایتکارو خائن هم حکایت عنتری است که مدت هجده سال (ازسال 64تا82) درکسوت یک عنتر وفادار برای جنایتکارترین عرب دشمن ایران زمین خوشرقصی کرده و جای دوست و دشمن را به لوطی اش (سیدالرئیس صدام) به بهترین نوع ممکن نشان داده است و لذا با سقوط ومرگ لوطی (صدام) درسال 2003 این عنتر(رجوی) دچار یاس وسرخوردگی و ناامیدی گردید و جان بجان آفرین تسلیم کرد.
سکوت خائنانه فرقه مجاهدین در قبال مسایل اخیر
سکوت فرقه مجاهدین به دلیل وابستگی این سازمان به قدرت های خارجی است که آنها هیچگاه به مزدوران خود اجازه اظهار نظر نخواهند داد و این سکوت تا انتهای فروپاشی کامل این جریان وطن فروش ادامه خواهد داشت، هرچند که بعد از انتقال کنترل قرارگاه اشرف به دولت عراق روند برچیده شدن مناسبات برده داری نوین فرقه مجاهدین سرعت بیشتر بخود گرفته و بزودی نتایج آن مشخص خواهد شد.
مسئله مجاهدین؛ موضوع مورد گفتوگو میان مالکی و ایران
سازمان مجاهدین حق هیچ گونه فعالیت سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و ارتباط گیری با اطراف عراق را ندارد. ثالثا این سازمان هرچه سریع تر باید خاک عراق را ترک کنند، می توانند به ایران بازگردند و یا به کشور ثالثی بروند چراکه دیگر عراق حاضر به پذیرش آنها در خاک خود نیست و رابعا تا زمان خروج افراد این سازمان تروریستی با تک تک افراد سازمان تعامل انسانی برقرار است.