شنبه, ۴ مهر , ۱۴۰۵

تلکس

جدیدترین پست‌ها از تمام بخش‌های سایت
نفس های آخر تعهد دو ساله 13 آبان 1387

نفس های آخر تعهد دو ساله

تعهد دو ساله رجوی نیز مانند بسیاری از سیاست هایی که او با تمام توان از پیروزی آنها یاد می کرد با شکست مواجه شده است. رجوی خوب می داند که آمریکا به ایران حمله نخواهد کرد و او مجبور است بازی جدید تری رابا نیروهایش آغاز کند، آن هم نیروهایی که هر چند از اوضاع دنیا بسیار عقب مانده هستند اما به هر حال انسان هستند و از طرف مقابلشان – رجوی – بسیار فریب خورده اند…

تنها نگرانی ما سلامتی توست 13 آبان 1387

تنها نگرانی ما سلامتی توست

. وقتی توبه لحاظ ذهنی وروحی درآن سازمان آزاد نباشی، بعید می دانم که جسم سالمی داشته باشی واین تمام نگرانی ما می باشد.ولی با توکل به خدا امیدواریم که صحیح وسالم به میهن برگردید وزندگی آسوده ای را دنبال کنید که ما نیزکمکارفرزندم خواهم بود وازاین بابت نگران نباش.

تناقضات درونی در فرقه رجوی 12 آبان 1387

تناقضات درونی در فرقه رجوی

ازدواج تشکیلاتی در قرارگاه اشرف و کشته شدن همسر اول من در حمله به ایران (عملیات فروغ) ؛ ازدواج تشکیلاتی دوم و متعاقب آن انقلاب طلاق و بازپس گیری همسری که خودشان داده بودند!، اوج تناقضات درونی سازمان را به نمایش می گذاشت که چگونه رهبری فرقه به خود اجازه می دهد تا در حوزه فردی وارد شده و نیروها را با متدهای روانشناسانه تسخیر نماید.

رجوی و وحشت از تجمع خانواده ها – قسمت دوم 12 آبان 1387

رجوی و وحشت از تجمع خانواده ها – قسمت دوم

تمامی این جیغ و داد مسئولین فرقه در دستگاههای تبلیغاتی منگول شان ناشی از به هدف خوردن افشاگری بازگشته ها در میان خانواده ها و در این گرده همایی است البته آنها تنها راه مقابله را جنگ تبلیغاتی در رسانه های خود می بینند در لابلای تبلیغات و به اصطلاح افشاگری شوی تلویزیونی بعضا خانواده هایی را که در این تجمعات شرکت داشتند از بسیجیان و مزدوران رژیم نام برده است.

خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت شانزدهم 12 آبان 1387

خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت شانزدهم

متوجه بودم مسئولین قرارگاه اشرف و فرماندهانم به نوعی سعی دارند روحیه مرا در هم بشکنند و کما فی السابق به عنصری بی اراده مبدل کنند. با شگردهای آنها در این ده سال به حد کافی آشنا بودم. اما فرزندم سعید انگیزه ی سرشاری را در من بوجود آورده بود. احساس گناه میکردم. در خلوت تنهائی های خویش در این فکر بودم فرزندم سعید چه گناهی کرده بود که به چنین سرنوشت شومی گرفتار آید؟ به طوری که حتی مادر و پدر واقعی خودش را نشناسد. اعتراضاتم شروع شد…

در خواست خانواده های گیلانی از رئیس جمهور ایران 12 آبان 1387

در خواست خانواده های گیلانی از رئیس جمهور ایران

درحیات صدام معدوم که مطلقا خبری ازبود یا نبود فرزندانمان نداشتیم و انها اجازه برقراری هیچگونه ارتباط خانوادگی را نداشتند. ولیکن باورمان شده بود که بعدازسرنگونی صدام واطلاع ازاسارت فرزندان وبستگان خوددرفرقه رجوی بتوانیم با آنها دیدارکرده وکمی آرام بگیریم. اما سرنوشت طوردیگری رقم خورد واین بارنیزسازمان با مزدوری وخوش رقصی به قوای اشغالگرامریکایی، موانعی را دردیدار خانوادگی مان ایجاد کرد که کما فی السابق، 5 سال دیگرنیز ازاعزام به عراق ودیداروملاقات با فرزندانمان محروم شدیم.

مجاهدین و سلب اعتماد از اعضاعشان 12 آبان 1387

مجاهدین و سلب اعتماد از اعضاعشان

آقا و خانم رجوی میتوانستند مثل بقیه گروهها در عراق بمانند ولی اینقدر به صدام و دم و دستگاه جهنمی اش سرویس ندهند اما اینکار را هم نکردند و خدمات خود را بطور گسترده و شبانه روزی به صدام و دولتش ارائه دادند کاری که نباید میکردند،خدماتی از قبیل جاسوسی ؛ انجام عملیات و شنود ؛ تحویل ناراضیان سازمانش به صدام برای مبادله ؛ بازجویی و شکنجه اسرا و…

اوور، نقطه کور وال دواز 12 آبان 1387

اوور، نقطه کور وال دواز

مجاهدین می دانند با از دست دادن قرارگاه اشرف آن گونه که می خواهند و مایل هستند قادر نخواهند بود از اوور استفاده استراتژیک بکنند. اما بی میل هم نیستند که این مکان را به هر صورت ولو با پذیرش نوعی کنترل محسوس شبیه قرارگاه اشرف کماکان حفظ کنند. به این دلیل که اگر این مکان را به هر دلیل از دست بدهند، در واقع نقطه ثقل رسانه ای و ظرف استراتژیک خود را بکلی از دست خواهند داد.

آنالیز فرقه ی رجوی در مصاحبه با افشین کلانتری 11 آبان 1387

آنالیز فرقه ی رجوی در مصاحبه با افشین کلانتری

این فیلم بخشی از مصاحبه با آقای افشین کلانتری یکی از افراد جدا شده از فرقه ی مخرب و تروریستی مجاهدین خلق می باشد. وی شکنجه های روحی و جسمی، بی اختیاری و نداشتن هیچ گونه حق نظر دهی، اطاعت محض از رهبری فرقه و فریب نیروهای قرارگاه اشرف را ماحصل پیوستن به فرقه ای می داند که تحت رهبری خودکامه مسعود رجوی قرار دارد.

مرگ تدریجی یک رویا 11 آبان 1387

مرگ تدریجی یک رویا

مسعود رجوی که دستش را از همه جا کوتاه می دید اینبار به جای خود، زنش یعنی مریم را رئیس جمهور اعلام کرد تا بتواند رویای رئیس جمهوری مادام العمری را از سر خودش باز کرده و در یک نمایش مسخره به او بسپارد و او را رئیس جمهور مادام العمر اعلام کرد. مریم که در توهم دست کمی از شوهرش ندارد هر سال در پیام نوروزی آن سال را بنام سرنگونی یا مرحله پایانی اسم گذاری می کرد. ضمن آنکه آن سال را نیز سال تعیین تکلیف و یا سال آزادی مردم ایران اعلام می نمود و اینگونه به خودش دلداری می داد که اگر یک عمر همسرش خواب رویا رئیس جمهور شدن را می دید ولی خودش به این آرزو خواهد رسید.

گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت سوم 11 آبان 1387

گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت سوم

افراد در درون مناسبات ابزاری بیش نبودند. به آنها قدرت انتخاب داده نمی شد. افرادی ذلیل و بی اراده بشمار می رفتیم. حتی در مهمترین کارها که مربوط به سرنوشت مان بود نیز امکان تصمیم گیری نداشتیم. من خود شاهدی زنده هستم بر بطلان ادعاهای پر طمطراق رهبران سازمان که از آزادی و حقوق انسانها به دروغ حرف میزنند و شعار میدهند.

سازمان از دیدگاه ثریا معزی – قسمت سوم 11 آبان 1387

سازمان از دیدگاه ثریا معزی – قسمت سوم

سازمان که در بدو تأسیس بر پایه مواضع ضد امپریالیستی بنا شده بود و در طی چند دهه به این موضع خود افتخار می کرد و بیشتر سروده هایش نیز در همین رابطه بود و اساساً سمت و سوی شرقی داشت، بناگاه ترانه ها و کتاب های ضد امپریالیستی خود را جمع آوری و نابود کرد. جالب تر این که با اعلام ریاست جمهوری مریم رجوی و انتقال او به اروپا، اساس بحث های ایدئولوژیکی خود را بر این بنا نهاد که انقلاب مریم ضد بورژوازی است بلافاصله پس از اشغال عراق این خانم که تصورش ضد بورژوازی بود به دامان بوروژوازی غلطید و اعلام نمود که نسیم دمکراسی در عراق در حال وزیدن است!

blank
blank
blank