تلکس
آخرین جمع بندی در فرقه تروریستی رجوی
با توجه به اینکه در شرایط حساسی از نظر فرقه بسر می بریم و نزدیک شدن سرانجام”تعهد دو ساله” و تحویل کمپ اشرف و نزدیک شدن به موعد شش ماهه ای که دولت عراق تعیین کرده بود و خارج نشدن اسم سازمان از لیست گروههای تروریستی اتحادیه اروپا و فشار خانواده های اعضای اسیر در کمپ اشرف بر ای دیدار با فرزندانشان و همچنین بالا گرفتن بحران های درونی فرقه، تلاش جداشده ها در گوشه و کنار جهان برای افشای هرچه بیشتر روابط و مناسبات درونی و بیرونی فرقه،خوب معلوم است که طبق معمول فرقه وارد جمع بندی مرحله ای شده یعنی بالاترین عناصر فرقه در حال حاضر در نشست جمع بندی هستند
خاطرات اسارت فواد بصری در مجاهدین – قسمت اول
در مقری ما را گذاشته بودند که از بیرون شبیه به زندان بود. به لحاظ روحی خسته شده بودم احساس می کردم ذهنم به تدریج از کار می افتد رفتم با حجت موضوع فضای بسته ونبود تفریح در مقر را مطرح کردم پاسخ داد مناسبات ما همین است غیر از این نمی تواند باشد. خارج رفتن را با او مطرح کردم با حالت تمسخر، خنده خیلی بلندی کرد وگفت آنهائی که آگاهانه به ما وصل می شوند را خارج نمی فرستیم آنوقت تو که اسیر پیوسته هستی از ما می خواهی تو را به خارج بفرستیم
روند جدایی شما از سازمان مجاهدین خلق چگونه بود؟
اساساً جدایی از سازمان مجاهدین با آنچه که شما در احزاب و سازمان های سیاسی در کشورهای دیگر بسیار متفاوت است و این نیز از ماهیت فرقه گرایانه و دیکتاتوری فردی حاکم بر سازمان مجاهدین خلق بیرون می آید. من با اینکه سال ها عضو سازمان مجاهیدن خلق بودم ولی از حق و حقوق یک عضو بی بهره بودم، اساسا در سازمان مجاهدین خلق اساسنامه و مرامنامه ای وجود ندارد که حقوق اعضا بر اساس آن دنبال و پیگیری شود. همه چیز بر اساس فریب و نیرنگ است.
باند رجوی، از نفس افتاده در بازی بزرگ
مرگ سیاسی مجاهدین نه تنها بهواسطهی ناتوانی در تأثیرگذاری بر اوضاع سیاسی و سرنوشت گروه و رقصیدن در تندباد ِ حوادث ِ خودبهخودی و خارج از دایرهی تصمیم و ارادهی رهبری مجاهدین، بلکه به این دلیل است که در سرفصل ِ اخیر ِ تحولات ِ پس از سقوط صدام و تغییر تاکتیک اجباری آنان از تروریسم به رویکردهای بهظاهر سیاسی، هیچیک (حتی یکی) از تحلیلهای رهبری مجاهدین درست درنیامده است…
گزارش سال 2008 استان وست فالن آلمان درباره مجاهدین
شورای ملی مقاومت وهمچنین مجاهدین خلق همچنان در یک اوضاع نااطمینانی قرار دارند. ارتش آزادی بخش به عنوان بازوی مسلح مجاهدین توسط نظارت آمریکائیان خنثی شده است.طبقه بندی شدن شورای ملی مقاومت بعنوان یک ارگان تروریستی در آمریکا وهمچنین تدابیر خاص علیه مرکز شورای ملی مقاومت در فرانسه در سال دوهزار وسه بطور شدیدی شورای ملی مقاومت را ضعیف واز نظر مالی بی بنیه کرده است.
تداوم سیاست مصادره تاریخ توسط مجاهدین
فرقه ای که آخرین تلاشهای حیاتی خود را در حال به سرانجام رساندن است چاره را در این یافته تا با چسپاندن ناچسپ خود به امثال مصدق و دکتر فاطمی بلکه بتواند چند روز دیگر دوام بیاورد. در حالی که در راهروهای دولت انگلیس قدم میزند و دست دولت مردانی را به گرمی فشار میدهد که اسلافشان دیروز در سحر گاه نوزده آبان 1333 دست در دست شاه خائن به تماشای به زمین افتادن مرد بزرگی چون فاطمی ایستاده بودند…
توهم و خیال پردازی رجوی بعد از سقوط صدام
جبهه دیگری که رجوی می خواست از شکاف آن استفاده کند، جلب توجه فرماندهان ارتش آمریکا در عراق بود. او با دادن مهمانی های آنچنانی و جعل خبرهایی مبنی بر دخالت نیرو های ایران در بمب گذاری ها و درگیریهای عراق و…، سعی در فریب افکار آنان داشت، ولی بدلیل خالی بودن دستش از اطلاعات موثق و فاکتور های مشخص نظامی عملا راه به جائی نبرد و همانند سایر ترفند ها، تیرش به سنگ خورد
گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت چهارم
از همان روزی که به قرارگاه اشرف منتقل شدم حس کردم خواهرهای حاضر در قرارگاه اشرف که به مسئولیت های کلیدی منصوب شده بودند احساس خوبی نسبت به مردها ندارند. برخوردها و رفتارهایشان تحقیر آمیز بود. انگار اینها چون عروسک کوکی بودند و واکنش های احساسی و دور از منطق داشتند. وقتی به مقر منتقل شدم طبق روالی که بود نوارهای انقلاب توسط تقی صوفی فرمانده مان برای افراد مقر ما گذاشته شد اولین بار آنجا فهمیدم، چرا زنها را از مردها دور می کنند و حتی زن و مرد جرئت نداشتند با هم صحبت کنند…
اعترافات اعضای مجاهدین در اتاق ریکاوری سازمان
توسل به این شیوه ها ناخودآگاه روش های سنتی تر و عقب مانده تر دوران سیاه تسلط استالین بر حزب کمونیست شوروری را تداعی کند. دورانی که با تحمیل بی خوابی و شوک های ناشی از خستگی جسمی کم و بیش قربانیان را، در حالت نیمه هوشیاری ناشی از بی خوابی، هر چه می خواستند از زبان قربانیان بیرون می کشیدند. توسل مجاهدین به این شیوه مدرن کارکرد و مکانیزمی با همین سمت و سو و هدف را دنبال می کند. ظاهرا این روش ضمن تعطیل کردن سیستم دفاعی مغز، راه برای گفتمان سازی هدایت شده هموار می کند.
مجاهدین و چرخش به سمت اضمحلال
انتظار عده ای مبنی بر این که این فرقه به یک سازمان سیاسی تبدیل شود را انتظاری بدور از واقعیات میدانم. از ابتدا این سازمان بر اساس ایدئولژی و استراتژی غیر قابل تغیر بنیانگزاری شده است. این سازمان با عملکرد کشتن و یا کشته شدن بنا گذاشته شده و تا انتها هم خواهد رفت. بنیانگذاران این تشکیلات آن را بر اساس کار سیاسی پایه گذاری نکردند و ادامه دهندگان آنها هم این کار را نکرده و نخواهند کرد.
نامه بنیاد خانواده سحر به نایب رئیس پارلمان اروپا
دیدار شما و هیئت همراه از پادگان اشرف در عراق به دلیل اینکه صرفا یک طرفه و بدون حضور نماینده ای از منتقدین و مخالفین و جداشدگان سازمان مجاهدین خلق انجام گرفت تنها به ابزار تبلیغاتی در دست فرقه برای مغزشویی بیشتر افراد گرفتار در آن تبدیل گشت. فرقه ها به شدت نیازمند کسب مشروعیت برای اعمال غیر انسانی خود هستند و در همین رابطه تلاش میکنند تا از افراد خوش نام برای کسب آبرو برای خویش استفاده کنند. انتظار ما از سیاستمداران اروپایی این بود که قدری سنجیده تر و منصفانه تر عمل می نمودند.
تروریست – مزدور – جاسوس -…
مجاهدین خلق بایستی باور کنند که تعریف واحدی از آنها به دست آمده و به عنوان تروریست،فرقه گرا،مزدور و جاسوس به ثبت رسیده اند و هزینه تغییردر این تعریف را باید از ماهیت خود بپردازند و البته پرواضح است که فرقه ها به ماهیت خود شلیک نمی کنند و اساسا باید پذیرفت که دلیل جاسوسی، مزدوری و عملکرد تروریستی آنها ریشه در فرقه گرایی آنان دارد.