مجاهدین از حضور اعضا در جامعه می ترسند

در این روزها خبرهای جدی در رابطه با تعیین تکلیف نهایی مجاهدین در عراق جز خبر های مورد توجه رسانه ها بود. در این رابطه هر کی نظرات خود را در رابطه با آینده مجاهدین و همینطور آینده و سر نوشت نزدیک به 3500 نفر در عراق بیان داشت. سازمان مجاهدین که در زمان صدام حسین و با پشتیبانی آن به عراق رفتند و در واقع در آنجا جاخوش کرده بودند، کنده شدن از آنجا بعد از 2 دهه کاری ساده برای مجاهدین نیست. سازمان مجاهدین بر اساس توهم فکر می کرد که برای همیشه در عراق ماندگار هستند اما وقتی متوجه شدند داستان کنده شدن از عراق شوخی بردار نیست و بخصوص وقتی که متوجه شدند تمامی تلاشهایشان برای ماندن در عراق به سنگ خورد و وقتی متوجه شدند عراق امروز عراق دیروز نیست، با ذلت تمام انتقال آرام ساکنان اشرف را جبرا پذیرفتند و بقول معروف به تب راضی شدند و با افتخار بیانه سفارت امریکا در بغداد را برای آرامش خاطر خود در سایت خود انتشار دادند.

روز پنج شنبه اول ژانویه 2009 نیروهای عراقی کنترل اشرف را در دست خواهند گرفت حتی اگر بقول مجاهدین نیروهای آمریکایی هم در پادگان اشرف حضور داشته باشند. نفس حضور نیروهای عراقی در اشرف دیدار خانوادها را با اعضای ناراضی و صدرصد مخالف را به مراتب تسهیل میکند. با حضور نیروهای عراقی در اشرف دیگر مسئولین مجاهدین جرات ندارند رکیک ترین کلمات را نثار خانواده های که بعد از 20 سال به امید دیدار جگر گوشه های خود به اشرف در عراق روانه شدند، بکنند و… دولت عراق به امریکا تضمین داده است که با افراد اشرف بطور انسانی رفتار شود. از نظر همه انسانهای دنیا به غیر از مجاهدین، برای خانواده های اعضای ناراضی مجاهدین هیچ رفتاری انسانی تر از اینکه این خانواده ها اجازه دیدار با فرزندان خود را بیابند در این دنیا وجود ندارد و دولت منتخب مردم عراق به این امر کاملا واقف است. این بخشی از خواسته های است که خانواده ها به دنبال آن هستند بنابراین وقتی که "ابتدا" اعضای ناراضی امکان ملاقات با خانواده خود را بیابند طبعا النهایه کسی آنجا ماندگار نخواهد بود بلکه رفته رفته بالاترین افراد سازمان هم خودشان از راهی که برایشان باز می شود، کاملا استقبال می کنند.

از نظر ما تا این جا این یک گام مهم در راستای آزاد سازی افراد تحت گروگان رجوی میباشد هرچند که بنابر وضعیت عراق و منطقه اقدامات بهتر و بزرگتر را در این رابطه شاهد خواهیم بود. سازمان مجاهدین بعد از چند ماه تحصن در گوشه کنار دنیا بشدت بدنبال بهانه برای پایان این تحصنات بودند که این اولین بار در تاریخ سازمان مجاهدین بود از فرصت پیش آمده توانستند استفاده کنند حداقل خودشان را از مخمصه های تحصن که در واقع دیگر لوث شده بود و کسی به آن هیچ گونه توجه ای نداشت، نجات دهند.

اما تاریخ ثابت خواهد کرد که ماندن مجاهدین درعراق بدون صدام در همان منطق و تحیلیهای سازمان مجاهدین چقدر برای مجاهدین سود آور است و ثابت خواهد کرد که اساسا ارزیابی سازمان مجاهدین از شرایط از یک تفکر سیاسی سرچشمه می گیرد یا از تفکر صرفا فرقه ای؟ تاریخ ثابت خواهد کرد که آیا سازمان مجاهدین هنوز در عقب ماندگی دست و پا میزنند و یا اینکه کاملا سررشته کار را از دست داده است؟

از نظر ما دو دلیل میتواند اصرار بیش از حد مجاهدین برای ماندن در عراق را برای مجاهدین توجیه کند:

1- مجاهدین آنقدر از جامعه عقب مانده اند که از حضور یافتن اعضا در جامعه می ترسند و می ترسند دیگر از سازمان مجاهدین حرف شنوی نداشته باشند و سازمان مرا برای همیشه ترک کنند.

2- ماندن در عراق بعنوان سپر برای مسئولین عالی رتبه مجاهدین در برابر پاسخ گویی اعمال گذشته خود که بیش از دو دهه در کنار صدام داشتند، است.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.