تلکس
دو استراتژی متفاوت: استراتژی خانواده ها و جداشده گان”بنیاد سحر” و استراتژی مجاهدین”پادگان اشرف”
انجمن ایران سبز، نوزدهم مارس 2008 به اعتقاد انجمن ایران سبز بنیاد سحر بزرگترین امیدی برای به فراموشی سپردن کارنامه شراکت و همکاری اعضای فرقه مجاهدین با رهبری خیانت کار فرقه مجاهدین است و با اتکا به بنیاد سحر اعضای فرقه زده مجاهدین با سرعتی بیشتر قادر به جذب جامعه خواهند بود. استراتژی مجاهدین با […]
کتاب” گسستن بند و زنجیرها” – قسمت پنجم
نویسنده: Steven Hassan ترجمه: پروین حاجی فرقه های مخرب اکثرا در جامعه نا شناخته میمانند و یا زمانی شناخته میشوند که متاسفانه برای کمک به قربانیان آن بسیار دیر است. در 26 مارچ 1997 پیکر 39 مرد و زن همه ملبس به یک رنگ و نوع لباس بی جان در عمارت بسیار مجلل و بزرگ […]
خانم رجوی ؛ مسعود رجوی چگونه مرد ؟
مسعود چمن بهار 87 هم رسید و مسعود رجوی فرمانده نابغه ؛ بزرگترین فرمانده نظامی عالم وجود کسی که توانست 1500 نیرو را در ظرف 24 ساعته در عملیات فروغ جاودان به کشتن بدهد و بعد هم دلیل پیروزنشدنش را بر عدم ارتباط کشته شدگان و مجروحان با خود و عدم اعتقاد تمام عیار بخود […]
مصاحبه رادیو دولتی ایتالیا با اعضای سابق مجاهدین
گزارشگر (آقای روفولو) در ادامه با طرح این سوال که امروز نقش این سازمان چیست؟ می گوید که گوئیدو اولیمپیو، کارشناس تروریسم در این رابطه توضیح می دهد:”در گذشته این سازمان درگیر فعالیت های خشونت آمیز در اشکال تروریستی بوده است. اما مدت ها است که کارشان به طور اصلی به اپوزیسیون اختصاص پیدا کرده و الان مسلماً فعال تر هستند،هر چند که احتمالاً طرفداران سابق را ندارند.””
عیدی پدرانه
او اظهار می داشت برای بار دوم نیز فقط بخاطر مادر مرحومش به اشرف رفته بودم که او هم مثل من همه این گرفتاریهای ملاقات در قرارگاه اشرف را کشید و او هم بعد از 20 سال فقط 4 ساعت ملاقات داشت که همین هم باعث مرگ مادرش شد. او در ادامه اظهار داشت:در کجای دنیا رسم بر این است که اسیری برای تماس با مادر در حال احتزار در بیمارستان بایستی چند صد دلار (فقط 3 دقیقه) هزینه ارتباط آن را بپردازد.
هیچ آدابی و ترتیبی مجوی، هر چه میخواهد دل تنگت بگوی
موضوع دیگر اینکه من مطالبی که خود دیده و شنیده بودم و در نامه قبلی هم هست در مورد عملکرد سازمان مجاهدین از شما که سالها در این سازمان عمر گذرانیده اید پاسخ خواستم که با جواب شما مطالب تا اندازه ای برایم روشن گردد. مثلاً در مورد جدائی دسته جمعی زوجین و یا اینکه چرا در ارتش صدام رودر روی برادران خود در جبهه صدام جنگیدند شما فقط نوشتید که خود مجاهدین پاسخ آنرا خواهند داد مگر شما که سالها با آنها بودید و با شم سیاسی و آگاهی که از عملکرد سازمان مجاهدین دارید نمی توانستید پاسخ قانع کننده به من داده و مرا به اصطلاح از گمراهی بیرون آورید. در نامه نوشته اید نقادی برای سازمان مجاهدین یا هر سازمان دیگری در کفایت انجمنی چون انجمن نجات نیست. برادر جان نه من این حرف شما را قبول ندارم هر حرفی هر چند بزرگ یا کوچک از دهان هر شخصی چه کوچک و چه بزرگ حتی طفل دبستانی باید قابل جواب و تحلیل باشد.
نامه آقای امیر صفائیان به بنیاد خانواده سحر
در ابتدای امر آنها به بهانه های مختلف طول میدادند و میگفتند مسیر بیابانی است و طول میکشد تا حسین را بیاوریم. به این بهانه ها داشتند حسین را توجیه و به لحاظ ذهنی آماده میکردند و به همین دلیل حسین به محض دیدن من شروع به توهین کرد. آنها تلاش میکردند که من و اکبر را به داخل ببرند و بتول را از ما جدا کنند که معلوم نبود قصدشان چیست.
مجاهدین خلق و دشمن اصلی
احتمالا شماری از مردم عراق و النهایه حضور و حمایت انبوه تشکل های سیاسی عراقی از مجاهدین پر کرده است. از انتشار بیانیه های حمایت آمیز و سیمنارهای مختلف گرفته تا میهمانی های پرخرج و تشریفاتی در اشرف و یا در هتل های چهار ستاره بغداد. علی الظاهر همه این اخبار و اطلاعات حکایت از نزدیکی مردم عراق به مجاهدین می کند و بالعکس خبر از عشق و مسئولیت مجاهدین به مردم عراق و این ادعا که مردم عراق متحد استراتژیک مجاهدین خلق هستند و بالعکس.
سمیه 2004 یا سمیه 2007 کدامیک واقعی و انسانی تر است
بابا – مامان –من چی میگیم. سمیه را به یک منطقه ازاد ببرید خودش تصمیم بگیره. وقتی با ما بود شدیدا می خواست به کانادا بر گرده چی شد ه که از 2004 به مرور که تماسهایش با ما قطع می شه و منبع خبری وی سیمین بورچی جاسوسه رجوی در کانادا میشود. سمیه که مدارک قانونی اش توسط مجاهدین گرفته شده است و از روی عمد آنها تمدید نشده تا امکان برگشتن سمیه بسوزد. یک شیوه بسیار نامردانه توسط مجاهدین که بطور عادی برای همه اجرا می شد..
عيدي پدرانه
انجمن نجات – دفتر استان مازندران با صداي زنگ تلفن گوشي را برداشتم، صداي پيرمردي كه مي گفت انجمن نجات آقاي….. ابتدا او را نشناختم ولي بعد از چند كلامي هم صحبتي متوجه آقاي اميدي شدم.او مي گفت براي تبريك عيد و خسته نباشيد نزد شما مي آيم ، بدنبالش رفته و با مشاعيت به […]
نامه آقای ابوالقاسم یغمائی به برادرش
برادر عزیزم جناب اسماعیل وفا انشاء اله تعالی حالتان خوب و کسالتی ندارید. حال من و متعلقان خوب و بیاد شما و به دعاگویی مشغول هستیم.برادر جان در چند ماه پیش نامه ای مفصل و چندین صفحه ای برای شما فرستادم که اگر یادت باشد در جواب نامه ام در سرفصل نامه ذکر نموده بودید […]
نامه آقای امیر صفائیان به بنیاد خانواده سحر در خصوص شرح ماجرای مراجعه به قرارگاه اشرف
نامه آقای امیر صفائیان به بنیاد خانواده سحر در خصوص شرح ماجرای مراجعه ایشان و خانم بتول سلطانی و آقای اکبر مرادی به قرارگاه اشرف جهت دیدار با آقای حسین مرادی بنیاد خانواده سحر، بغداد، هفدهم مارس 2008آقای صفائیان، شوهر خواهر آقای حسین مرادی مستقر در قرارگاه اشرف، نامه ای به بنیاد خانواده سحر در […]