شنبه, ۴ مهر , ۱۴۰۵

تلکس

جدیدترین پست‌ها از تمام بخش‌های سایت
این منم این عکس من است 02 اردیبهشت 1387

این منم این عکس من است

شما را بخدا و به همان فتوشاپ قسم می دهم این بچه هاتون رو بفرستید برن فتو شاپ یاد بگیرن. خیلی بد مونتاژ کردن. اصلا بدریخت نشدم. فقط خواستن بگن ریش دارم. نه عزیز ریش نمیزارم. هم از ریش بدم میاد هم از سبیل مخصوصا سبیل های انقلابی مرسوم در تشکیلات فرقه.

منتظر برگشت شما به ایران عزیز خود هستیم 02 اردیبهشت 1387

منتظر برگشت شما به ایران عزیز خود هستیم

برادران عزیزم،مهربان و کیومرث عزیز حالتان چطور است؟با دوری و غربت چه میکنید؟ما که دلمان خیلی برایتان تنگ شده است و روز و شب انتظار دیدن شما را میکشیم که بزودی برآورده شود خبر مسرت بخش سلامتی شما را وقتی شنیدیم بی نهایت خوشحال شدیم و با دلی پر امید امیدواریم هر چه سریعتر همدیگر را در میهن خودمان در آغوش گرفته و زیارت کنیم و جشن شادی برپا کنیم.کیومرث و مهربان عزیز شما از لحاظ برگشت به وطن خودتان هیچگونه مشکلی نخواهید داشت و مورد عفو قرار گرفته ایدو ما در اینجا منتظر برگشت شما به ایران عزیز خود هستیم تا بتوانید در کشور خودتان زندگی خود را ادامه دهید.

به سوی خانه ی خورشید 02 اردیبهشت 1387

به سوی خانه ی خورشید

شعر امری انتزاعی نیست که برآیند مفاهیمی ست عینی و ملموس. شعر گره خوردگی عاطفه، تخیل و تجربه های عینی شاعر است. در حقیقت شاعر با نگاهی احساسی و ژرف به رویدادها، در جستجوی کشف حقیقت است. شعر واقعیتی ست که در ذهن شاعر جای می گیرد و با او حرف می زند، با او راه می رود و سرشار از رمز و راز است. شعر رمز و رازی ست که لایه های زیرین رویدادها را به مخاطب نشان می دهد و هزارتوی مناسبات انسانها را به درستی به تصویر می کشد. پس شعر وجود دارد و امری موهوم نیست. شعر با چنان نیرویی با زندگی و زمانه ی خود پیوند خورده است که با توانایی تمام پرده از خیانت ها و ستم ها پرده بر می دارد. از عشق حرف می زند و از محبت.

نامه به دو تن از عزیزان در بند فرقه رجوی(مهربان و کیومرث بالائی) 02 اردیبهشت 1387

نامه به دو تن از عزیزان در بند فرقه رجوی(مهربان و کیومرث بالائی)

از: شادمان بالائی اهل استان گيلانبه: مهربان و کیومرث بالائی خدمت برادران عزيزم آقاي مهربان و كيومرث سلام عرض مي نمايم، پس از عرض سلام اميدوارم كه خوش و خرم وسلامت باشيد و اگر خواسته باشيد از حال برادران و خواهرانتان و ديگر اقوام باخبر باشيد الحمدالله همه در سلامتي كامل هستند و ملالي در […]

نشست‌هاي محرمانه سيا و پنتاگون با گروه تروريستي مجاهدین 02 اردیبهشت 1387

نشست‌هاي محرمانه سيا و پنتاگون با گروه تروريستي مجاهدین

خبرگزاري فارس: روزنامه كويتي السياسه با اشاره به مواضع متناقض آمريكا در قبال گروه تروريستي مجاهدین از برگزاري نشست‌هاي محرمانه بين سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (سيا) و برخي از افسران بلندپايه وزارت دفاع آمريكا(پنتاگون) با برخي از مقامات اين گروه تروريستي خبر داد. به گزارش فارس، روزنامه كويتي السياسه در مقاله‌اي به قلم عبدالعظيم محمود […]

این منم؟ این عکس من است؟(مطلبی بدون شرح از آخر و عاقبت رجوی) 02 اردیبهشت 1387

این منم؟ این عکس من است؟(مطلبی بدون شرح از آخر و عاقبت رجوی)

آرش صامتی پور، وبلاگ آرش، تهران، نوزدهم آوریل 2008این عکس من است به نقل سایت سایت های مجاهدین و حومه: شما را بخدا و به همان فتوشاپ قسم می دهم این بچه هاتون رو بفرستید برن فتو شاپ یاد بگیرن. خیلی بد مونتاژ کردن. اصلا بدریخت نشدم. فقط خواستن بگن ریش دارم. نه عزیز ریش […]

محافظهکاری کاسبانهی چریک ورشکسته 01 اردیبهشت 1387

محافظهکاری کاسبانهی چریک ورشکسته

ابتدا در پاسخ به قسمت انتهایی مطلب ایشان که با تقلید از ادا و اطوارهای ماجراجویانهی دار و دستهی رجوی آنهم در سر پیری ایراد شده و لابد برای ترساندن تحریریهی ایراندیدبان! مدعی شدهاند که مرد جنگاند، باید یادآور شویم که اور- سور-واز و مرد جنگ؟! شما و کارفرمایانتان به شمول سایر رفقا و دوستان اعم از اردوگاه اشرف و اور، اگر زن و مرد جنگید چرا به دامان اعضای کنگرهی امریکا و نمایندگان پارلمانهای اروپایی دخیل بستهاید؟

مصاحبه سایت ایران قلم با آقای هادی شمس حائری – قسمت نهم 01 اردیبهشت 1387

مصاحبه سایت ایران قلم با آقای هادی شمس حائری – قسمت نهم

همانطور که گفتید فقط در ظاهر بنظر می رسد که حزب ملل اسلامی و جمعیت مؤتلفه دارای یک جهان بینی و فرهنگ مبارزاتی مشترک باشند اما واقعیت غیر از این است. حزب ملل اسلامی و جمعیت مؤتلفه اگر چه هر دو مذهبی هستند اما تفاوتهای بسیاری بین این دو وجود دارد. هیئت مؤتلفه در واقع ائتلافی از هیئت های مذهبی متعدد و فدائیان اسلام که بعد از وقایع 15 خرداد بوجود آمد است. مؤتلفه ای ها از یک برنامه مشخص که بتوان نام حزب به آن داد تبعیت نمی کردند و به آنها جمعیت می گفتند. آنها فاقد استراتژی مبارزاتی بودند و به سازماندهی و تشکیلات اعتقادی نداشتند و در همان چارچوب روابط سنتی بازار با هم تعامل و همکاری داشتند

شرکت انجمن صلح نروژ در سمینار بزرگ صلح خاورمیانه – اسلو 01 اردیبهشت 1387

شرکت انجمن صلح نروژ در سمینار بزرگ صلح خاورمیانه – اسلو

حضور فعال هیئتی از طرف انجمن صلح در این سمینار و طرح وتوضیح مسئله بحران عراق و وضعیت اضطراری تعداد زیادی از اعضاء جدا شده از سازمان مجاهدین خلق در ملاقاتهای حضوری با پارمانتاریستها از اتحادیه اروپا و خبرنگاران در کمیته های جنبی این سمینار با استناد به مجموعه مدارک جو و فضای تازه ای به بحثهای جاری سمینار داده بود.

واکنش عجولانه آقای سامع درباره اختلاف نظرشان با مجاهدین و شورا 01 اردیبهشت 1387

واکنش عجولانه آقای سامع درباره اختلاف نظرشان با مجاهدین و شورا

موضع گیری آقای سامع در این خصوص واقعیتی است که ظاهرا جای کتمان ندارد، اما محتوای اظهارات ایشان در این باره حائز اهمیت است. اینکه گمان نمی کنیم خود آقای سامع هم چندان اعتقادی به ادعای شان مبنی بر سال فاز اضمحلال و سرنگونی داشته باشند. دلیل اصلی اش اینکه از این وعده و وعیدها در طی بیست و پنج سال گذشته زیاد داده شده است و گوش خود آقای سامع هم از این حرف ها پر است.

تا انقلاب مهدی. نامه ای به مهدی سامع 01 اردیبهشت 1387

تا انقلاب مهدی. نامه ای به مهدی سامع

سال 78 بود و شما به اتفاق خانم هشترودی و سایرین آمدید به مرکز ما در اشرف جهت بازدید. دو نکته ی جالب توجه هست که اول دومی را برایتان نقل می کنم. یکعده بچه ها در هنگ بودند که همه خود را مارکسیست و کذا می خواندند. (خوشبختانه یکی شان الان ایران است و چون حقوق از جایی نمی گیرد وضع سلامتیش بهتر شده یعنی تمایلات کاپیتالیستی و سرمایه داری پیدا کرده و شده بیزینسمن!) اینها آنجا گیر کرده بودند و قصد داشتند جدا بشوند می خواستند هر طور شده با شما گفتگو کنند. دوستان خوب شما در سازمان متوجه شدند و اینها را کمک کردند که اصلا در آن نشست شرکت نکنند. بخندید آقا و ته دلتان بگویید ارواح عمه شان، من خودم محتاج کمک بوده ام…

دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت سوم 01 اردیبهشت 1387

دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت سوم

امروز” سر جنت اسکی” پیرمرد رئیس آشپزخانه به چادر کناری ما آمد و نشست و با بچه ها گپ زدن، و وقتی بچه ها از شرایط اشرف برایش گفتند اصلا باور نمی کرد، بچه ها برایش تعریف کردند که برنامه غذایی آنجا چیست، بدون مقدمه گفت: پس چرا سربازان آمریکایی را دعوت می کنند انبوهی گوشت و مرغ و……می دهند؟ ما فکر می کردیم که نفرات اشرف هم همین غذا را می خورند. بعد هم گفت که در یک وعده غذایی به آنها قیمه، فسنجان، ماهی، بستنی و نوشابه و کیک و…

blank
blank
blank