تلکس
سمیه در دادگاه می گوید که زیر ۱۸ سال بوده که به عراق آمده است
بابا با مافیا طرف هستیم. هر کسی جرئت نمی کند با مافیا طرف بشه ما شده ایم. مجاهدین چیزی در حدود یک میلیارد دلار سهام و شرکت در سراسر دنیا منجمله ۴ شرکت که حتی یک ایرانی هم در آن نیست در عراق دارند. از هزینه کردت واهمه ای ندارند.
مصاحبه جداشده ها با روزنامه سوئیسی
هوشیار میگوید: در قرارگاه ها مجاهدین فضای بسته یک فرقه حاکم است و رجوی تنها چیزی است که می توانی بشنوی و یا ببینی. حتی این هم کافی نبود افراد متاهل از یکدیگر جدا شده و طلاق های اجباری در جریان بود و افراد میبایست انتقاد از خود را در مقابل فرماندهان با تیغ کشیدن به خود انجام دهند. به این طریق می بایست تسلیم کامل انجام می شد و هرکس که متوجه نمی شد می بایست تحقیر را برای خود بخرد.
محدود کردن شعاع فعالیت تشکل ها و N.G.O
با این حال اهرم های محدود کننده فعالیت های فرقه ای در هر کشور و به تناسب قوانین آن کشور می تواند نقش بسزایی در مهار و کنترل رفتارهای خشونت آمیز داشته باشد. از آنجا که فرقه ها عموما دارای شاخص های مشترک ولی با اشکال و نمودهای مختلف ادامه حیات می دهند، می توان با شاخص رفتاری آنها کم و بیش نسبت به ماهیت آنها اشراف یافت. واقعیت این است که بیشترین تمرکز ممکن بر خنثی سازی و مهار آسیب های وارده از سوی فرقه ها متوجه جنبه های آشکار و پیدای اجتماعی است، حال آن که بیشترین آسیب های ممکن از جانب فرقه ها بر روی وجوه ناپیدای اجتماعی یا به زبانی دیگر تاثیرات مخرب روانی، روحی بر جامعه است. همان گونه که سینگر اشاره می کند، سیستم های اعتقادی چندگانه فرقه ها ضریب کنترل و نظارت مدنی بر آنها را به طرز موثری کاهش می دهد.
فرقه روسی و فرقه ایرانی
رهبر این فرقه یعنی آقای کوزنتسف که خود را پیغمبر و رهبر خاص الخاص عقیدتی میدانست و چیزی شبیه انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین هم راه انداخته بود، اعلام میکند که آخر آلزمان نزدیک است (در ماه مه) و از همه هواداران خود میخواهد که از محل پناهگاه امن جمعی خود خارج نشوند (چیزی شبیه اشرف برای اینکه هواداران متوجه فریبکاری رهبرعقیدتی خودشان نشوند) اما طبق انتظار از همه هواداران این فرقه فقط سی نفر معتقد باقی میمانند و اعلام میکنند که حتی حاضرند خود را زنده زنده هم بسوزانند ولی تن به خارج شدن نمیدهند.پلیس مداخله کرده و ده نفر بیرون میآیند
توطئه نفرات مستقر در قرارگاه اشرف علیه آقای رضا صادقی
افسر آمریکایی مسئول با گرفتن مشخصات من و بعد از بررسی کافی و استعلام از مافوق خود و پی بردن به صحت صحبت های من و دروغ گویی نفرات سازمان و توطئه ای که بعد از شناختن من با وارد کردن پلیس عراق علیه من ترتیب داده بودند از پلیس عراق خواست که مرا آزاد کرده و به سمت تاکسی که منتظر من بود اسکورت نموده و اجازه ندهند که نفرات سازمان مجاهدین خلق هیچگونه مزاحمتی فراهم نموده یا آسیبی به من برسانند. همزمان سرهنگ آمریکایی در تماس تلفنی با من اطمینان داد که هیچ مشکلی برایم پیش نخواهد آمد و اظهار امیدواری کرد که بعد از انجام خواسته ام به سلامت به بغداد باز گردم.
بودن یا نبودن در حصار رجوی
رجوی به جای آنکه اجازه ی رشد و تعالی به زن اشرف بدهد دست و پای زنان را برای مشارکت های ملموس اجتماعی بست و ازآنان به عنوان افرادی در جهت مطامع خود بهره برد. تا قبل از جریان طلاقهای ایدئولوژیک، از زنان برای کامجویی بیشتر مردان استفاده کرد ودخترکان تازه واردی را که در بی خبری و با امید مبارزه برای خلق! وارد اشرف شده بودند به مردان وخود هبه کرد تا زمینه برای تمکین هر چه بیشتر مردان اشرف فراهم آید. آیا این مساله منافات شدیدی با این گفته ی مریم رجوی ندارد که:” اگر زن موجودی آگاه، آزاد، و مختار است درنتیجه خودش باید تعیین کند که چه بکند، چه نکند و اینکه آزاد باشد چه بپوشد، چه نپوشد، با کی ازدواج کند، با کی ازدواج نکند، زمانی که می خواهد طلاق بگیرد یا نگیرد.”
جابهجایی تضاد اصلی در فرقهی رجوی
مشاهدات خانوادههایی که برای دیدار فرزندانشان به اردوگاه اشرف مراجعه کردهاند ونوع برخوردی که با آنها صورت گرفته نشان میدهد که علیرغم رفتار غیرانسانی برنامهریزی شدهی گشتاپوی اشرف با آنان که بیشک بهمنظور ارعاب و جلوگیری از مراجعات بعدی آنان و سایر خانوادهها صورت گرفته است، مراحل بعدی این تقابل از خشونت و سبعیت بیشتری بهره خواهد برد تا آنجا که باید یک جنگ تمام عیار را انتظار کشید.
مثالهایی از انقلاب خواهر مریم
نفر اول برادر مسئولی بود که به گفته خودش 20 سال سابقه مبارزه و فارغ التحصیل رشته مهندسی، گفت: خواهر به خدا اگر از خودم بگویم، من تازه فهمیدم که واقعا گاوی بیش نبودم، واقعا خواهر مریم وقتی مثالی و یا نمونه ای میگوید خیلی راه گشا است. من هم واقعا در مسیر انقلاب مریم مثل گاو وسط خیابان ایستاده بودم و هرچه ماشین انقلاب بوق می زد توجه نمیکردم و همینطور راه انقلاب را بسته بودم.
چهار خبر از اشرف
هرسال سازمان مجاهدین در یک نمایش مسخره برای اعضای خودش با دادن کارت پستال هایی به آ نها میگفت که اگر برای خانواده خود میخواهیدکارت بفرستید ما از طریق سرپلهای خارج کشور آن را به دست خانواده شما میرسانیم، گرچه هیچکدام از این کارت پستالها در تمام این سالها اصلا پست نشدند و فقط به این منظور بودکه افراد مستقر در اشرف از پاسخ ندادن خانواده خود دلسرد شوند. اما امسال همین کارت پستالها هم توزیع نشد و فقط از افراد خواستند که با نوشتن نامه های تبریک جمعی به مسعود و مریم عید را تبریک بگویند و این کار را با گرفتن نامه های پنج تا هشت امضا ئی انجام دادند.
اعضاء سابق مجاهدین در کنفرانس خبری پاریس
آنان معترضین،رنجدیدگان و شکنجه شدگان مناسبات فرقه ای مجاهدین هستند.فرقه ای که بدستور راهبری چون مسعود رجوی روزگاری کمربند های انفجاری و خمپاره ها یشان مردم ستمدیده ایران را هدف قرار میداد و در اشکال 17 ژوئن ها برای باجگیری دست به خودسوزی زده و امنیت شهروندان اروپایی را به خطر می انداخت و امروز برای جاسوسی،دسیسه چینی و تروریزم فکر و اندیشه و آسایش دگر اندیشان دست به توطئه و تهدید میزند!
دادخواهی اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق
بنابراین نزدیک به 17 سال از عمر من بالاجبار در عراق و علیرغم میل خودم تلف شده است و چنانچه آمریکا عراق را اشغال نکرده بود معلوم نبود تا چه زمانی باید در اشرف می ماندم. سازمان ادعا میکرد که راه های ورودی سازمان بسته است ولی راه های خروجی کاملا باز است. مرا اغفال کردند و ظاهرا برای مدت کوتاه به عراق بردند ولی بعدا گفتند که راه خروج از سازمان تنها به زندان ابوغریب در عراق باز است. خیلی ها را هم به زندان ابوغریب فرستاده بودند و لذا من مجبور بودم در سازمان بمانم.
اهالی اُورسورواز بخوانند
حدود ِ 220 روز دیگر به پایان سرکاری کلیشه ای مجاهدین باقی مانده است ؛ قرار است در این مدت ِ باقیمانده قرارگاه اشرف با عزیز دردانه های شورای رهبری تخلیه شود و بقیه نیروها را به باد ؛ تیغ ؛ خار و یا خاکهای ِ عراق تحویل دهند.منطق ِ اپورتونیستهای وطن فروش، در بی منطقی محض خلاصه می شود و این صفت ِ بارز مجاهدین است که سربزنگاههای تاریخی و ایدئولوژیک و در بن بستهای استراتژیک ؛ از نیروهای خودشان قربانی می گیرند، اکنون که اشرف در حال ِ تعیین تکلیف است و صدای شکستن ظرف ِ استراتژی مجاهدین به گوش می رسد، باید منتظر بود تا متناسب با روش شناخته شده همه فرقه ها ؛ بـدنه قربانی سـر شود.