تلکس
گفتگو با آقای غلامرضا شیردم عضو سابق فرقه مجاهدین – قسمت پنجم
یادم میاد مدت یک ماه بود که وارد ارتش به اصطلاح آزادیبخش شده بودم. جنگ عراق و آمریکا شروع شد من در درگیری با نیروهای اتحاد میهنی کردستان عراق زخمی شدم و به اسارت آنها در آمدم به مدت چند ماه در بیمارستان شهر سلیمانیه تحت مداوا بودم و سپس به زندان امنیت سلیمانیه منتقل شدم. بعد از شش ماه با همکاری صلیب سرخ آزاد شدم و ازمقامات صلیب خواستم تا به من کمک کنند برادرم و دوستم را از سازمان بیرون بکشم
دروغ پردازی ساده ترین و متداولترین ابزار سازمان مجاهدین است
“نمی دانم این ادعا از جانب من شاید به عنوان عضوی از اپوزیسیون تا چه اندازه صحیح و مورد تائید است که، اپوزیسیون مدعی آلترناتیو مشروع و مردمی ایران، بیگانه ترین و پرت ترین اپوزیسیون تاریخ سیاسی ایران نسبت به شرایط اجتماعی، سیاسی ملت و مردمی است که ادعا می کند مورد حمایت آنهاست.”
اختلافات در انگلستان بر سر مجاهدین خلق ایران
امروز دولت انگلستان در برابر حکم دادگاه برای خروج نام سازمان مجاهدین خلق ایران از فهرست تروریستی تقاضای فرجام می کند. 35 نماینده مجلس و متحدان آنها موفق شده بودند موافقت دادگاه را برای خروج سازمان مجاهدین خلق ایران، به عنوان بزرگترین سازمان مخالف این کشور، از فهرست سازمان های تروریستی جلب کنند
آیا این نژاد پاک است
عزیز پاکنژاد در یادداشتی موهن*، یک کرور کلمات سخیف و زشت علیه آقایان مسعود خدابنده و مصطفی محمدی بهخاطر حضورشان در عراق و امدادرسانی به اعضای جداشده بهکار برده است تا بهزعم خود، بقبولاند که این کار آنها خیانتی بزرگ است، اگر چه در انتها فقط غیظ و غضب خود را به خواننده منتقل کرده است. چند فقره فرافکنی نامربوط نیز انجام داده است
هویت سازی مخرج مشترک سازمان مجاهدین و فرقه ها
هویت تازه از منظر فرقه ای را می توان به ایمان تازه تعبیر کرد. ایمان تازه فرد را با پیوندهای بیرونی تعیین تکلیف و به یک روح و هویت جمعی که همان گروه، دسته، حزب سیاسی و یا هر چیز آئینی و بظاهر باشکوه باشد، پیوند می زند. هوفر در این باره می نویسد:
تبریک جهت تشکیل” بنیاد خانواده سحر” در عراق
کانون آوا ضمن تبریک به کلیه جداشدگانی که اقدام به تشکیل” بنیاد خانواده سحر”نموده اند این اقدام بشر دوستانه و ضروری که کمک موثری به رها شدگان از چنگال روابط غیر انسانی و فرقه ای مجاهدین میباشد را به فال نیک گرفته و خود را در این امر انسانی کاملا شریک و سهیم میداند.
گفتگوی صمیمانه با آقای غلامرضا شیردم عضو سابق فرقه مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی (قسمت پنجم)
مکان گفتگو : دفتر انجمن نجات آذربایجانغربی آرش رضایی : آقای شیردم با توجه به فاکت های بیشماری که در باره ی مناسبات غیر دموکراتیک و فاشیستی حاکم بر ارتش به اصطلاح آزادیبخش ملی و روابط درونی تشکیلات مجاهدین ارائه دادید دوست دارم در رابطه با مشاهدات و خاطرات خویش طی مدتی که در قرارگاه […]
اختلافات در انگلستان بر سر مجاهدین خلق ایران
گزارشی از گاردین، نوزدهم فوریه 2008ترجمه از روز آنلاینامروز دولت انگلستان در برابر حکم دادگاه برای خروج نام سازمان مجاهدین خلق ایران از فهرست تروریستی تقاضای فرجام می کند. 35 نماینده مجلس و متحدان آنها موفق شده بودند موافقت دادگاه را برای خروج سازمان مجاهدین خلق ایران، به عنوان بزرگترین سازمان مخالف این کشور، از […]
آیا این نژاد پاک است؟
ایراندیدبان، نوزدهم فوریه 2008a عزیز پاکنژاد در یادداشتی موهن* ، یک کرور کلمات سخیف و زشت علیه آقایان مسعود خدابنده و مصطفی محمدی بهخاطر حضورشان در عراق و امدادرسانی به اعضای جداشده بهکار برده است تا بهزعم خود، بقبولاند که این کار آنها خیانتی بزرگ است، اگر چه در انتها فقط غیظ و غضب خود […]
نامه ای خطاب به خانواده های مستقر در بغداد
رجوی ها شدیدا به دست و پا افتاده اند. حاضرند چند بار دیگر خود را بسوزانند و مایه تمسخر خاص و عام شوند اما شما از فتح بغداد صرفنظر کنید. اجازه دهید سلام ویژه ای داشته باشم به محبوبه و مصطفی محمدی که صبر ومقاومتشان در بازپس گیری دختر دلبندشان سمیه مثال زدنی است. شنیدم که دست رد بر سینه ی عوامل رجوی و بقایای صدام زده اید که می خواستند جریان را منحرف کنند
حامیان فرقه رجوی ابزارشان در کمد های خودشان نگهداری کنند
دوست عزیز قبل از شروع بجاست که یاد آور شوم که اگر مسافرتی بود به عراق نه شجاعتی شخصی که فرصتی و شانسی برای دیدار دوستان و طبعا اگر امکانی بیابیم برای کمک به یکدیگر. این وسط البته در میان کارها وقت باز هم بود که جای شما خالی بد نگذشت و خصوصی تر برایت خواهم نوشت.
من و بابام و مادرم یک تن واحد هستیم
امروز عصر در سوپر مارکت در وستن پرو دیوس در خیابان یانگ بودم که خانمی مرا به اسم صدا زد. اول اونو نشناختم. خانمی از طرفداران رجوی بود. خیلی مودبانه با من بر خورد کرد و به این دلیل ادبش من هم 20 دقیه ای باهاش بودم. گفت که وب لاگ من به نفع رژیم است و آنرا همین امشب ببندم. زیرا در چند تا سایت که وی آنرا به رژیم نسبت می داد لینک و مطالب من هست