خاطرات محرم در تشکیلات رجوی

در زمان حضور در تشکیلات مجاهدین به طور معمول با فرا رسیدن ماه محرم اعضاء متوجه نمی شدند. روال در قرارگاه اشرف به این صورت بود که تنها روز تاسوعا و عاشورا همه اعضای سازمان در سالن اجتماعات به دستور رجوی جمع می شدند و به این مناسبت مسعود و مریم به سالن می آمدند […]

در زمان حضور در تشکیلات مجاهدین به طور معمول با فرا رسیدن ماه محرم اعضاء متوجه نمی شدند. روال در قرارگاه اشرف به این صورت بود که تنها روز تاسوعا و عاشورا همه اعضای سازمان در سالن اجتماعات به دستور رجوی جمع می شدند و به این مناسبت مسعود و مریم به سالن می آمدند و اعضای سازمان هم طبق روال همیشگی با کف و سوت از آنها استقبال می کردند. بر خلاف سنت های جاری در جوامع اسلامی که با سلام و صلوات مخصوصاً در ماه محرم واعضین سخنرانی می کنند اما این زوج سنت شکن با کف و سوت سخنانشان را شروع می کردند و در ادامه رجوی، در وصف ایام تاسوعا و عاشورا سخنرانی می کرد. ناگفته نماند مراسمی که در ایام تاسوعا و عاشورا برگزار می شد با مراسمی که در ایران و یا هر کشور دیگری وجود دارد، هیچ شباهتی نداشت. این روال تا سرنگونی صدام هر ساله ادامه داشت.

اما وقتی صدام سرنگون گردید سازمان ناگهان چهره عوض کرد، خودش را به رنگ دیگری در آورد. در داخل قرارگاه اشرف تا قبل از سرنگونی صدام، مسجدی نبود. اما به یکباره پس از صدام مسجد ساختند و یک روحانی هم تایین کردند. یک نفر از اعضای سازمان را که قبلا در حوزه بود به اسم مجید معینی را دستور دادند که باید ظاهر خودش را تغییر دهد یعنی مانند روحانیت حتما باید ریش داشته باشد و نقش یک روحانی را به درستی بازی کند. نامبرده را یک شبه ملبس به عبا و عمامه نمودند و یکی از کارهای وی برگزاری نماز جماعت در مسجد فاطمه الزهرا بود. برای عراقی هایی هم که به قرارگاه دعوت می شدند به امامت ایشان نماز جماعت برگزار می شد. این نمایش ها به این دلیل بود که سازمان می خواست وانمود کند ما به سنت های جاری اسلامی اعتقاد داریم. اما این سوال وجود داشت که اگر اعتقاد داشتید چرا در زمان حاکمیت صدام اجرا نمی کردید؟ من از سال 67 وارد سازمان شدم و تا سال 80 که هنوز صدام حاکم عراق بود، همواره می دیدم که مراسم ماه محرم را طبق سیاق ثابت به همان روالی که در بالا اشاره کردم برگزار می کردند.

ضمن این که هرگز در قرارگاه اشرف تا قبل از سرنگونی صدام مراسم مذهبی مانند سینه زنی نداشتیم، اما بعد از سرنگونی صدام در همه مقرات مراسم سینه زنی و دسته روی راه انداخته بودند. در کمال تعجب باید بگویم این مراسم ها را با برنامه ریزی دقیق انجام می دادند و فیلمبردای می شد و سپس در تلویزیون پخش میکردند تا وانمود کنند آنها به شعائر مذهبی پایبند هستند. به ظاهر می خواستند بگویند سنت های مذهبی را باور داریم. فریبکاری تا به این حد! باز هم سئوال این است چرا قبلاً همین کارها را نمی کردند؟ به واقع آنان اسلام را پله ای برای وطن فروشی و رسیدن به قدرت انتخاب کردند و طی سالیان عملکرد رجوی در مناسبات به خوبی نشان داده او بویی از اسلام و مسلمان بودن نبرده است .

محمد رضا گلی