تلکس
توطئه نفرات مستقر در قرارگاه اشرف علیه آقای رضا صادقی
افسر آمریکایی مسئول با گرفتن مشخصات من و بعد از بررسی کافی و استعلام از مافوق خود و پی بردن به صحت صحبت های من و دروغ گویی نفرات سازمان و توطئه ای که بعد از شناختن من با وارد کردن پلیس عراق علیه من ترتیب داده بودند از پلیس عراق خواست که مرا آزاد کرده و به سمت تاکسی که منتظر من بود اسکورت نموده و اجازه ندهند که نفرات سازمان مجاهدین خلق هیچگونه مزاحمتی فراهم نموده یا آسیبی به من برسانند. همزمان سرهنگ آمریکایی در تماس تلفنی با من اطمینان داد که هیچ مشکلی برایم پیش نخواهد آمد و اظهار امیدواری کرد که بعد از انجام خواسته ام به سلامت به بغداد باز گردم.
بودن یا نبودن در حصار رجوی
رجوی به جای آنکه اجازه ی رشد و تعالی به زن اشرف بدهد دست و پای زنان را برای مشارکت های ملموس اجتماعی بست و ازآنان به عنوان افرادی در جهت مطامع خود بهره برد. تا قبل از جریان طلاقهای ایدئولوژیک، از زنان برای کامجویی بیشتر مردان استفاده کرد ودخترکان تازه واردی را که در بی خبری و با امید مبارزه برای خلق! وارد اشرف شده بودند به مردان وخود هبه کرد تا زمینه برای تمکین هر چه بیشتر مردان اشرف فراهم آید. آیا این مساله منافات شدیدی با این گفته ی مریم رجوی ندارد که:” اگر زن موجودی آگاه، آزاد، و مختار است درنتیجه خودش باید تعیین کند که چه بکند، چه نکند و اینکه آزاد باشد چه بپوشد، چه نپوشد، با کی ازدواج کند، با کی ازدواج نکند، زمانی که می خواهد طلاق بگیرد یا نگیرد.”
جابهجایی تضاد اصلی در فرقهی رجوی
مشاهدات خانوادههایی که برای دیدار فرزندانشان به اردوگاه اشرف مراجعه کردهاند ونوع برخوردی که با آنها صورت گرفته نشان میدهد که علیرغم رفتار غیرانسانی برنامهریزی شدهی گشتاپوی اشرف با آنان که بیشک بهمنظور ارعاب و جلوگیری از مراجعات بعدی آنان و سایر خانوادهها صورت گرفته است، مراحل بعدی این تقابل از خشونت و سبعیت بیشتری بهره خواهد برد تا آنجا که باید یک جنگ تمام عیار را انتظار کشید.
مثالهایی از انقلاب خواهر مریم
نفر اول برادر مسئولی بود که به گفته خودش 20 سال سابقه مبارزه و فارغ التحصیل رشته مهندسی، گفت: خواهر به خدا اگر از خودم بگویم، من تازه فهمیدم که واقعا گاوی بیش نبودم، واقعا خواهر مریم وقتی مثالی و یا نمونه ای میگوید خیلی راه گشا است. من هم واقعا در مسیر انقلاب مریم مثل گاو وسط خیابان ایستاده بودم و هرچه ماشین انقلاب بوق می زد توجه نمیکردم و همینطور راه انقلاب را بسته بودم.
چهار خبر از اشرف
هرسال سازمان مجاهدین در یک نمایش مسخره برای اعضای خودش با دادن کارت پستال هایی به آ نها میگفت که اگر برای خانواده خود میخواهیدکارت بفرستید ما از طریق سرپلهای خارج کشور آن را به دست خانواده شما میرسانیم، گرچه هیچکدام از این کارت پستالها در تمام این سالها اصلا پست نشدند و فقط به این منظور بودکه افراد مستقر در اشرف از پاسخ ندادن خانواده خود دلسرد شوند. اما امسال همین کارت پستالها هم توزیع نشد و فقط از افراد خواستند که با نوشتن نامه های تبریک جمعی به مسعود و مریم عید را تبریک بگویند و این کار را با گرفتن نامه های پنج تا هشت امضا ئی انجام دادند.
اعضاء سابق مجاهدین در کنفرانس خبری پاریس
آنان معترضین،رنجدیدگان و شکنجه شدگان مناسبات فرقه ای مجاهدین هستند.فرقه ای که بدستور راهبری چون مسعود رجوی روزگاری کمربند های انفجاری و خمپاره ها یشان مردم ستمدیده ایران را هدف قرار میداد و در اشکال 17 ژوئن ها برای باجگیری دست به خودسوزی زده و امنیت شهروندان اروپایی را به خطر می انداخت و امروز برای جاسوسی،دسیسه چینی و تروریزم فکر و اندیشه و آسایش دگر اندیشان دست به توطئه و تهدید میزند!
دادخواهی اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق
بنابراین نزدیک به 17 سال از عمر من بالاجبار در عراق و علیرغم میل خودم تلف شده است و چنانچه آمریکا عراق را اشغال نکرده بود معلوم نبود تا چه زمانی باید در اشرف می ماندم. سازمان ادعا میکرد که راه های ورودی سازمان بسته است ولی راه های خروجی کاملا باز است. مرا اغفال کردند و ظاهرا برای مدت کوتاه به عراق بردند ولی بعدا گفتند که راه خروج از سازمان تنها به زندان ابوغریب در عراق باز است. خیلی ها را هم به زندان ابوغریب فرستاده بودند و لذا من مجبور بودم در سازمان بمانم.
اهالی اُورسورواز بخوانند
حدود ِ 220 روز دیگر به پایان سرکاری کلیشه ای مجاهدین باقی مانده است ؛ قرار است در این مدت ِ باقیمانده قرارگاه اشرف با عزیز دردانه های شورای رهبری تخلیه شود و بقیه نیروها را به باد ؛ تیغ ؛ خار و یا خاکهای ِ عراق تحویل دهند.منطق ِ اپورتونیستهای وطن فروش، در بی منطقی محض خلاصه می شود و این صفت ِ بارز مجاهدین است که سربزنگاههای تاریخی و ایدئولوژیک و در بن بستهای استراتژیک ؛ از نیروهای خودشان قربانی می گیرند، اکنون که اشرف در حال ِ تعیین تکلیف است و صدای شکستن ظرف ِ استراتژی مجاهدین به گوش می رسد، باید منتظر بود تا متناسب با روش شناخته شده همه فرقه ها ؛ بـدنه قربانی سـر شود.
اولین گروه جداشدگان از مجاهدین خلق به فرانسه رسیدند
بیش از دو ماه پیش گزارش هایی مبنی بر خروج مخفیانه تعدادی از جدا شدگان از سازمان مجاهدین خلق از عراق و تلاش آنها برای رسیدن به کشورهای اروپای غربی، به ویژه فرانسه، از طریق ترکیه و یونان و ایتالیا منتشر شد. بنا بر گزارش ها تعدادی از این افراد در کشور ترکیه دستگیر شده و مجددا به عراق بازگردانده شدند، اما به گفته جواد فیروزمند، سخنگوی انجمن حمایت از مهاجرین و ایرانیان مقیم فرانسه (آریا)، این گروه اولین گروهی هستند که موفق شده اند خودشان را به فرانسه برسانند.
مراجعه خانواده ختار به قرارگاه اشرف برای تحویل گرفتن جسد فرزندشان
من همانجا در حضور حدود 50 نفر با صدای بلند اعلام کردم که آمده ام تا جسد فرزندم، حتی اگر چند تکه استخوان از آن مانده باشد، بعلاوه متعلقات وی را تحویل گرفته و با خود ببرم. در ضمن همانجا گفتم که از نظر من سازمان مجاهدین خلق فرزند مرا کشته است و برای اثبات این امر دلیل و شاهد کافی در اختیار دارم. اسدالله مثنی به من گفت که تو حرف رژیم را میزنی و بعد هم وقتی بحث بالا کشید عصبانی شد و گفت که شما را رژیم فرستاده است. من همانجا به همه گفتم که سازمان تابحال چندین حرف مختلف در خصوص کشته شدن فرزند من زده است که هیچکدام درست نبوده است. واقعیت اینست که پسر من ناراضی بوده و میخواسته جدا شود ولی جدا شدن از یک فرقه جرم است که مجازات آنهم مرگ است.
اهالی اُورسورواز بخوانند!
اهالی اُورسورواز بخوانند!اشرف و اورسورواز دو میخ باقیمانده برای مجاهدین است که ظاهرا قرار است همین دو میخ بر تابوت آنها فرو رود تا اسرای ذهنی گرفتار شده در این دو اردوگاه بتوانند رهایی را تجربه کنند. —————————————————————————————–جاسوسی می کنم ، پس هستم!طی دو دهه ای که مجاهدین به امر مقدس جاسوسی برای صدام حسین […]
سمیه در دادگاه به قاضی می گوید که زیر ۱۸ سال بوده است که به عراق آمده است
سمیه در دادگاه به قاضی می گوید که زیر ۱۸ سال بوده است که به عراق آمده است محمد محمدی، وبلاگ طعمه، اول آوریل 2008 خاطرات من در حدود ۲۵۰ صفحه اش حاضر شده که به مرور منتشر می شود ما درگیر کارهای سمیه هستیم. اینجوری نیست که دست روی دست گذاشته باشیم. از کانالهای […]