آزادی همین است یک روز فوتبالی در قائمشهر به همراه پسرم
زنان در ظاهر همه کاره بودند شورای رهبری ابزاری برای جلوگیری از کودتا در سازمان
تبریک وشادباش بمناسبت رهایی حمید عاشورزاده از چنگال رجوی
حمید عاشورزاده پس از25 اسارت درمناسبات مافیایی فرقه رجوی و سالیان دوری از خانه و کاشانه خود، بالاخره همت کرد و با گسستن از قید و بندهای مرئی و نامرئی زندان رجوی رهایی یافت و به دنیای آزاد بازگشت.ازسالیان پیشتر خانواده عاشورزاده خصوصا برادرانش مسعود و داریوش از اعضای مرتبط با انجمن نجات گیلان برای رهایی عزیزشان ازهیچ تلاش وکوششی فروگذار نکردند
محمود دشتستانی از مناسبات حاکم بر اشرف می گوید – قسمت چهارم
محمود دشتستانی از مناسبات حاکم بر اشرف می گوید
ازشهریور 1380 تا شهریور 1391
در آن زمان ایران رفتن با تمام مشکلات پیش رویش برای من با ارزش تراز ماندن در یک فرقه عقب مانده ارتجاعی بود. اما بامن چه ها کردند مرا در زندان باقرزاده محاکمه کردند و در میان جمع چرخاندند، به رویم تف کردند و کتک زدند و بعد به زندان اشرف منتقل کردند. وبعد از گذشت یکسال به زندان ابو غریب تحویل دادند و مدت یکسال هم در زندان ابوغریب بودم تا زمان جنگ مجدد امریکا با دولت صدام در آنجا زندانی بودم.
اعلام جدایی عبد الکریم ابراهیمی از فرقۀ رجوی
افراد در این سازمان از هر گونه ارتباط با بیرون از جمله با افراد خانوادۀ خودشان و اطلاع از اخبار و حوادث بیرون محروم و ممنوع می باشند و به علت کوچکترین مخالفت با سیاست و خطوط رهبری و ضوابط دگم و خفقان آور تشکیلاتی مورد اهانت و شکنجۀ روانی و حتی گاه مورد ضرب و شتم و شکنجۀ جسمی قرار می گیرند از جمله خود مرا به همین علت بارها مورد انواع ناسزاها و دشنامها و توهین و تحقیر و شکنجۀ روانی قرار دادند.
حامد مرادی از کمپ لیبرتی گریخت
سومین نفر از اسرای رجوی طی دو هفتۀ گذشته دیروز توانست از کمپ سابق آمریکایی ها (اردوگاه لیبرتی) در بغداد بگریزد. وی حامد مرادی نام دارد و اهل خرم آباد لرستان می باشد. پیش از او طی دو هفتۀ گذشته آقایان حسن شرقی اهل شهسوار مازندران و عبد الکریم ابراهیمی اهل ایلام بعد از 24 سال اسارت در فرقۀ رجوی موفق به فرار از کمپ لیبرتی شده بودند.
اعلام جدایی رسمی آقای حجت رفیعی از مجاهدین خلق
در حال حاضر در کشور آلمان زندگی میکنم. من به عنوان یک عضو سابق مجاهدین باید صراحتا به شما دوستانم که مجبور به ماندن در عراق شدید و آینده ای را برای خودتان در بیرون از سازمان متصور نمی بینید. اعلام کنم که من پس از خروجم از سازمان تازه متوجه شدم که دنیایی بیرون از سازمان هم متصوره. دنیایی برای زندگی مستقل و آزاد بدون هیچ اجبار و قید و بندی. دنیایی تواًم با دوستیها و عشق و محبت.
گواهی یک شاهد عینی از فراهم بودن همۀ الزامات زندگی در کمپ لیبرتی
لیبرتی دارای آشپزخانه بسیار مدرن و با تجهیزات متعدد و پیشرفته با وسعت و امکانات نزدیک سه چهارم اشرف با 30 کانتینر بزرگ یخچال و فریزر که حتی در اشرف یکی از آنها هم وجود نداشت می باشد که تماما توسط آمریکاییها فراهم و در این کمپ باقی گذاشته شده اند بطوریکه یکی از مسئولین سازمان در نشستی به ما گفت که ما در اینجا دریایی امکانات داریم که هنوز کشف نکرده ایم و باید تلاش کنید تا این امکانات را شناسایی و کشف کنید. بنابراین همۀ این بهانه تراشی ها و خواسته های پوچ و دروغین هدفی جز نگهداشتن اسرای این فرقه در خاک عراق برای اعمال هر چه بیشتر محدودیتها و سرکوب و خفقان تشکیلاتی فرقه و جلوگیری از فروپاشی آن و دستگیری سرانش نداشته و ندارد.
مصاحبه بنیاد خانواده سحر با حسن شرقی
در مورخه 31/5/91 به من گفتند ساعت 9 شب در اطاق فرمانده یکان باشم. ساعت 9 شب به همراه محمد علیشاهی به اطاق فرماندهی رفتم. دو نفر از مسئولین به نام های رسول و محمد بخشایی به مدت 5/3 ساعت ما را در خصوص انجام مصاحبه روز بعد با یونامی توجیه کردند. آنها به ما گفتند که باید شرایط لیبرتی را سخت و غیر قابل سکونت انعکاس بدهیم و بگوئیم در خصوص آب و برق مشکل داریم. به ما گفتند بگوئیم که با خانواده تا قبل از آمدن به لیبرتی تماس و ارتباط داشته ایم و به غیر از نشست عملیات جاری هیچ نشست دیگری نداریم.
رهائی اقای عبدالکریم ابراهیمی از مجاهدین خلق مبارک
عبدالکریم بیش از 20 سال اسیر فکری و جسمی فرقه جنایتکار رجوی بود تا اینکه امروز موفق به فرار می شود. رجوی در کمپ لیبرتی هم یک عده از چماقداران و شکنجه گران وفادار خود را برای نگهبانی از اسیران بکار گرفته و عبدالکریم را موقع فرار تعقیب می کنند تا او را دستگیر بکنند و با تهدید می خواهند که بایستد! اما عبدالکریم با تمام توان سمت مقر پلیس عراق می دود وخودش را به مقر پلیس عراق می رساند و سگان رجوی که عبدالکریم را دنبال می کردند دست از پا درازتر به مقر فرقه بر می گردند.
اظهارات عبدالحمید رئوفیان پس از بازگشت – قسمت اول
آقای عبدالحمید رئوفیان در مورد اولین جرقه جداشدن از فرقه رجوی چنین می گوید که 4 سال پیش وقتی اصرار زیادی برای برقراری ارتباط با خانواده را مطرح نمودم، برای اینکه من را راضی کنند نامه ای را که برادرم از طریق صلیب سرخ برایم فرستاده بود را به من دادند که من با استفاده از شماره تلفن زیر نامه در زیر فشارهای روانی بسیار بالا و شنودهای متعدد سران فرقه با مادرم بعد از 23 سال صحبت کردم که این خود مهر محکمی شد برای شروع تفکر در مورد فرار و زمان مناسب برای جدایی که الحمدلله این فرصت دست داد.
پیام تبریک به آقای حسن شرقی
رهایی ات را بعد از نزدیک به 25 سال اسارت در فرقه دهشتناک رجوی صمیمانه تبریک گفته و برایت آرزوی بهترینها را در زندگی جدیدی که شروع کرده ای دارم. هرچند انتظار میرفت که تو خیلی زودتراز اینها دست به چنین اقدامی میزدی و بسیار بودند از دوستان خودت که نزدیک به هشت سال پیش دست به چنین اقدامی زده بودند ولی بقول معروف ماهی را هر گاه از آب بگیری تازه است!
بازگشت عبدالحمید رئوفیان به آغوش خانواده
بنا به گفته عبدالحمید رئوفیان، وی از زمانی که صدای خانواده اش را از طریق بلندگو شنید دیگر کاسه صبرش لبریز شد و طی نوشتن متنی خواستار خروج از فرقه تروریستی رجوی و بازگشت به آغوش خانواده اش شد که سران جنایتکار فرقه رجوی با درخواست منطقی وی مخالفت کرده و او را بیشتر زیر نظر گرفتند که خوشبختانه او توانست از یک موقعیت بدست آمده استفاده کند و خود را به سربازان عراقی برساند و موجب رهایی خویش از چنگال باند تروریستی فرقه شوم رجوی شود.

