شنبه, ۲ آبان , ۱۴۰۵
  • برگزاری جلسه ماهانه کمیته آقایان مرتبط با انجمن نجات خوزستان 26 مهر 1405

    جمع بندی فعالیت ماهانه
    برگزاری جلسه ماهانه کمیته آقایان مرتبط با انجمن نجات خوزستان

    روز جمعه 24 مهرماه 1405 اعضای کمیته آقایان مرتبط با انجمن نجات خوزستان به منظور جمع بندی فعالیت ماهانه خود در دفتر این انجمن تشکیل جلسه دادند . در ابتدای این جلسه علی اکرامی مسئول انجمن نجات خوزستان ضمن عرض خیر مقدم به اعضای کمیته آقایان مرتبط با این انجمن از آنها بخاطر اینکه مجددا […]

blank 23 فروردین 1396

تقدیم به پدرم نورمراد کله جویی

پدرجان از آن آخرین جمعه شهریور سال 59 که رفتی جبهه مهران گمان نمی کردیم بازگشت تو تا به ابدیت دهها سال تاریخ به درازا بکشد،،،، نامه هایت از طریق صلیب سرخ جهانی برای ما میرسید، هشت سال در اسارت صدام بودی در اردوگاههای وحشتناک،،،، وما فرزندانت در زیر بمباران و موشک صدام زجر می کشیدیم

blank 10 فروردین 1396

برگ سبزی خدمت برادر عزیزم غلامعلی نریمی (کریم)

غلامعلی جان بخدا همه ما همواره به یاد بودیم،پدرومادرمان که لحظه ایی نبوده درفکرتو نباشند ودراین سالیان همیشه چشم انتظار نشستند تا یکباردیگر تورا ببینند مادرکه از بس گریه کرده چشمانش ضعیف شده

blank 07 فروردین 1396

برای پدرم نورمراد کله جویی که 36 بهار است هجرت کرده

پدرم رهاکن مسعود و مریم پلید وشیطان را برگرد ویکبار دیگر بر سفره هفت سین فرزندانت بنشین و لبخند را بر لبان غمگین ما بنشان

با سلام به همسر عزیزم علی ابراهیمی ساکن در کشور آلبانی 24 اسفند 1395

با سلام به همسر عزیزم علی ابراهیمی ساکن در کشور آلبانی

ما آمده بودیم تا تو را ببینیم می خواستم به تو بگویم که علی جان من و فرزندانت دوستت داریم بدان که هرزمان که خواستی برگردی به گرمی پذیرای توهستیم که متاسفانه نگذاشتند.اما حال که به کشور آلبانی رفتی ازتوخواهش می کنم حداقل هرطور شده با ما تماس بگیر

blank 23 اسفند 1395

دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده لیلا و مریم دلفی از اسیران فرقه رجوی

بعد از صحبت های آقای محمد دلفی اعضای انجمن نجات توضیح داده و گفتند در فرقه رجوی برای اعضا هرآنچه را که جنبه انسانی داشت ازجمله ارتباط با خانواده مرز سرخ و ممنوع بود

نامه خانم مهین هاجری به برادرش علی هاجری اسیر در فرقه رجوی 19 اسفند 1395

نامه خانم مهین هاجری به برادرش علی هاجری اسیر در فرقه رجوی

علی جان تورا به جان مادرمان نگذار که او هم چشم انتظار ازاین دنیا برود تمام صحبتش این است که من دوست دارم صدای علی را بشنوم و ازاین دنیا برم.

blank 19 اسفند 1395

نامه خانم کله جویی به پدرش نورمراد ساکن در کشور آلبانی

پدرم!!! دلمان برایت تنگ شده، مشتاق دیدار تو هستیم حتی اگر همه ی ما فرزندانت ومادرمان پیر و شکسته باشیم باز هم چشم به راه توهستیم،،،،

نامه مادر منوچهر کوهکی به فرزند اسیرش 18 اسفند 1395

نامه مادر منوچهر کوهکی به فرزند اسیرش

پس از سلام من تو را در فامیل بهترین میدانستم و الگوی ما بودی و حدود 29 سال است که در فراغت اشک میریزم و از آنجائیکه پدر و مادر حق بر گردن فرزند خود دارند و همان طور که میدانی چیزی به پایان عمر من و بابات نمانده لذا عاجزانه از تو میخواهم که از این گروه جدا شوی و چشم ما بدیدن جمالت روشن شود.

دیدار انجمن نجات خوزستان با خانواده منوچهر کوهکی از اسیران فرقه رجوی 15 اسفند 1395

دیدار انجمن نجات خوزستان با خانواده منوچهر کوهکی از اسیران فرقه رجوی

در این دیدار اعضای انجمن بعد از احوال پرسی های معمول اوضاع و شرایط حاکم بر اعضای اسیردر آلبانی را برای این خانواده تشریح کرده و گفتند سران فرقه رجوی با هر ترفند و توطئه ای همچنان می کوشند سرنوشت آنها را به منظور جلوگیری از فروپاشی فرقه در دست خود داشته باشند

نامه مرحومه خانم فریبا سرخی به برادرش احمد چند روز قبل از فوتش 09 اسفند 1395

نامه مرحومه خانم فریبا سرخی به برادرش احمد چند روز قبل از فوتش

احمد جان برادر خوبم من به همراه فرزندانم و دیگر خواهران و برادرانت و تمامی اعضای خانواده به تو سلام می کنم. سلامی به بلندی سالهای فراق تو، سلامی از صمیم قلب، سلامی به گرمی آفتاب…

حضوراعضای انجمن نجات خوزستان در مراسم ترحیم مرحومه خانم فریبا سرخی 08 اسفند 1395

حضوراعضای انجمن نجات خوزستان در مراسم ترحیم مرحومه خانم فریبا سرخی

مورخه 4/12/95 اعضای انجمن نجات شعبه خوزستان به همراه برخی دیگر از خانواده های اسیران دربند فرقه مرتبط با این انجمن نجات در مراسم ترحیم مرحومه خانم فریبا سرخی که درشهرستان خرمشهر برگزار شد شرکت نمودند.مرحومه خانم فریبا سرخی از خواهران فعال عضو انجمن نجات بود

با سلام به برادر عزیزم حشمت الله کاربخش 04 اسفند 1395

با سلام به برادر عزیزم حشمت الله کاربخش

حشمت عزیز برادرم امیدوارم همیشه خوب و خرم باشی این دومین نامه است که برایت می نویسم هرچند تاکنون پاسخی از تو نگرفتم اما من وظیفه خودم می دانم که همواره برایت نامه بنویسم چرا که من برای دل خودم وهمچنین دل مادرمان می نویسم برای اینکه تورا دوست داریم.حشمت عزیز این روزها دلم حسابی برایت تنگ شده بطوریکه می گویم ای کاش حشمت درهمان عراق می ماند می دانی چرا؟!

blank
blank
blank