نامه خانم کله جویی به پدرش نورمراد ساکن در کشور آلبانی

ای غایب ازنظر به خدا می سپارمت       جانم بسوختی و به دل دوست دارمت
سلام بر پدر مهربانم
پدرم، عزیز دلم، از آن غروب غمگین آخرین جمعه تابستان سال 59 که از خانه ی سبز رنگ خیابان نواب به سمت جبهه ی مهران خارج شدی تا کنون که اواخر زمستان سال 95 است چشمان فرزندانت به انتظار بازگشت توست وبه اندازه ی ذره ناچیزی از محبت و دوست داشتن ما نسبت به تو کم نشده حتی بیشتر و بیشتر شده،،،،
 پدرم!!! دلمان برایت تنگ شده، مشتاق دیدار تو هستیم حتی اگر همه ی ما فرزندانت ومادرمان پیر و شکسته باشیم باز هم چشم به راه توهستیم،،،،
 پدر عزیزم فرزندانت که هیچ، نوه هایت هم منتظر دیدار توهستند،،، هرگز فراموش نشده ای،،، هرگز از یاد نرفته ای،،، هرگز نگاه مهربانت از اندیشه و خاطر ما پاک نشده،،،،
 پدر عزیزم شماره تماس برایت می نویسم منتظرت هستم با ما تماس بگیر و برگرد که همیشه و همیشه درب قلبهای ما به روی تو باز است اینجا همیشه جای تو خالیست،،،، بیا که ما با همه وجودمان دوستت داریم.
دخترت شهلا کله جویی      09356337680        
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.