صحبت های سیروس غضنفری من هم آسیب دیده از سازمان مجاهدین هستم
پس از جدایی، طعم آزادی را چشیدم رجوی با نیازهای طبیعی افراد مخالفت می کرد
پذیرایی توسط شکنجه گران صدام حسین
مصاحبه ها به ترتیب ادامه داشت وهر کس به نحوی پذیرایی می شد یکی از نفرات از لج، ستاره اسراییل را روی کفشش نقاشی کرد وبرای مصاحبه رفت در اول متوجه نشدند مصاحبه که تمام شد وقتی متوجه شدند ازش پرسیدند که این مگر نمی دانی چی است؟گفت چرا پرچم اسراییل است اگر اسیر آنها […]
آخرین شب اقامت در تیف
مروری بر خاطرات سیاه من در 10 سال اسارت در سازمان مجاهدین خلق ایران – قسمت هفتاد و دو کم کم با تنی خسته و روح و روانی بشدت آزرده، آماده می شدم که به ایران برگردم. من سیاسی نبودم ، اما بچه های سیاسی و باتجربه تر می گفتند : مسعود رجوی بیشترین خدمت […]
اعتراف عضو سابق مجاهدین درباره یک ادعای دروغین
عضو سابق سازمان مجاهدین: دولت فرانسه ازسازمان به شدت ناراحت است، زیرا براساس اسنادی که به تازگی منتشر شده اتهام بمب گذاری نشست سال گذشته مجاهدین درپاریس فیک نیوز بوده وتوسط خود این سازمان طراحی شده بود. به گزارش مشرق، عضو سابق گروه تروریستی مجاهدین خلق در گفتگو با تلویزیون ایران اینترنشنال درباره اطلاعات منتشر […]
جهانبخش و آرزویی که هرگز محقق نشد
مروری بر خاطرات سیاه من در 10 سال اسارت در سازمان مجاهدین خلق ایران – قسمت هفتاد و یک در آستانه برگشتم به ایران نتوانستم بهترین دوستم را با خودم همراه کنم طی سالیان، بلاهایی در فرقه ی رجوی بر سرم آمده بود که هزار بار آرزو می کردم که ای کاش پایم می شکست […]
اعلام جدایی رسمی آقای رضا اسلامی از مجاهدین در آلبانی
اینجانب رضا اسلامی که از ۴ تیرماه ۱۳۶۸ به مدت ۲۹ سال در تشکیلات فرقه رجوی بودم بدین وسیله جدایی خودم را از تشکیلات این فرقه رسما اعلام میکنم. من رضا اسلامی سرباز ارتش بودم که در تاریخ ۲ مهرماه ۱۳۵۹ در مرزهای جنوبی کشور توسط ارتش عراق اسیر شدم. در اولین سالهای جنگ به […]
از یک برنامه کار پنهان در مورد من سوءاستفاده شد
مروری بر خاطرات سیاه من در 10 سال اسارت در سازمان مجاهدین خلق ایران – قسمت هفتاد انتخاب برگشتن به ایران، انتخاب سختی بود ، در حقیقت یکی از سخت ترین انتخابها در زندگی بود. خیلی سخت بود که اقرار کنم بخاطر یک انتخاب غلط و عجولانه ، 10 سال به راه خطا رفتم! 10 […]
نامه ای به دوست خوبم صمد بهادری
صمد بهادری از بچه های خونگرم خوزستانی بود که در اشرف با او آشنا شدم و از دوستان خوب من در آنجا بود. البته مدت این دوستی خیلی کم بود چون صمد راه خودش را پیدا کرد و بدلیل تناقضاتی که با بحث طلاق ها در فرقه داشت و اتفاقاً خیلی هم علاقمند به تشکیل […]
اندوه و بغض غریبانه در صدای لرزان پدر را تاب نیاوردم
مروری بر خاطرات سیاه من در 10 سال اسارت در سازمان مجاهدین خلق ایران – قسمت شصت و نه کم کم زمزمه های امکان رفتن به ایران به عمل رسید و آمریکائی ها لیستی از کسانی که تمایل دارند به ایران بازگردند را تهیه کرده و وارد مذاکرات با صلیب سرخ جهانی شدند. از طرف […]
این ذهنیت زمانی در من شکست که به جمع خانواده برگشتم
مروری بر خاطرات سیاه من در 10 سال اسارت در سازمان مجاهدین خلق ایران – قسمت شصت وهشت بله، ما در تیف انتخاب های زیادی نداشتیم، در حقیقت زندانی نیروهای آمریکائی بودیم، اطرافمان سیم خاردارها ردیف شده بود و تله های منور هم از هر چند ده متر کارگذاشته شده بود، ما باید صبر می […]
یادمانده ها از مناسبات فرقه رجوی
یادی از بهروز ثابت آشنایی من با بهروز ثابت به سالهای 70 برمی گردد که نشست های لایه ای شروع شد. بهروز تلاش می کرد آنچه که می گوید پای آن بایستد وهمانطوری هم شد . درنشست ها که باهم صحبت می کردیم ایشان بیان می کرد این سرفصل را هم قبول دارم . بیرون […]
بايد بگوييد مهمان آقای صدام حسین هستیم
برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت يازدهم آن روز گذشت و موفق نشدم لااقل از دور هم که شده دوستان قدیمی را ببینم .فردای آن روز چون آنها نوبت اول بودند برای کارهای فردی و هواخوري در یک ساعت مشخص شده روزانه بيرون آمده بودند. چون هنوز […]
گورستان تیف
خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت شصت و هفت بیش از نیمی از اسرای جنگ ایران و عراق در تیف، به ایران بازگشتند. میان سالانی که جوانی خود را در اردوگاههای عراق اجبارا صرف کرده ودراسارتگاه اشرف، تباه کردند. اکنون با موهائی سفید و تن هائی فرتوت در حالی به میهن بازگشتند که بزرگترین […]

