سه شنبه, ۲۸ بهمن , ۱۴۰۴
  • پیام جداشده اسماعیل فلاح رنجکش به اسیران رجوی 28 بهمن 1404

    این یک دهه بهترین دوران عمرم بوده است
    پیام جداشده اسماعیل فلاح رنجکش به اسیران رجوی

    سلام دوستان. بنده اسماعیل فلاح رنجکش اهل استان گیلان شهرستان آستانه اشرفیه هستم. ۱۰ سال پیش همین ایام بود که توانستم با مشقات زیاد از تشکیلات سرکوبگر رجوی فرار کنم و چندی بعد داوطلبانه به وطن و زادگاهم آستانه اشرفیه باز گردم و در کانون گرم خانواده قرار بگیرم. شکر خدا این یک دهه بهترین […]

نامه اسحاق الماسی به دوست قدیمی اش عباس فرجی 26 بهمن 1404

خاطرات ما را به هم پیوند می زند نامه اسحاق الماسی به دوست قدیمی اش عباس فرجی

به محض بروز بحران رجوی ها پا به فرار می گذاشتند 31 شهریور 1398

به محض بروز بحران رجوی ها پا به فرار می گذاشتند

ای کاش با شما می بودم و با شما رستگار می شدم گفتگو با فواد بصری جدا شده از فرقه رجوی آقای بصری سلام احوال شما.. هر چه از فرقه رجوی بگوئیم کم گفتیم. می رویم سر اصل مطلب! آقای بصری چند روز پیش سخنرانی مریم رجوی در رابطه با کشته های 10/ شهریور/92 را […]

افشای نقش رجوی در جنگ ضد میهنی- قست اول 31 شهریور 1398

افشای نقش رجوی در جنگ ضد میهنی- قست اول

در سالگرد تجاوز نظامی رژیم صدام در 31 شهریور 59 اعضای جداشده و بازگشتی از فرقه مجاهدین خلق دراستان خوزستان جلسه ای را در دفتر انجمن نجات این استان به منظور بررسی و افشای نقش خائنانه رجوی در جنگ ضدمیهنی که خسارت مالی وجانی فراوانی را برمردم ما تحمیل کرد وهمچنین بررسی آخرین تحولات مربوط […]

دیدن فیلم خانوادگی مرا به دنیای عادی برگرداند 28 شهریور 1398

دیدن فیلم خانوادگی مرا به دنیای عادی برگرداند

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت چهل و نهم بعد از صحبت های شبانه با برادرم، به محل استقرار برگشتیم. از اینکه توانسته بودم یک جوری به برادرم توضیح دهم که با میل خودم در اشرف نماندم و نمی توانم الان همه چیز را توضیح دهم، انگار بار بزرگی از روی دوشم برداشته شد […]

همان شب به برادرم قول دادم در اولین فرصت فرار کنم 25 شهریور 1398

همان شب به برادرم قول دادم در اولین فرصت فرار کنم

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت چهل و هشتم دیگر برای انکار زخم گردنم ، جائی نمانده بود. مادرم همه چیز را دید. شروع کردم قضیه را بآرامی توضیح دادم و اینکه چیز مهمی نبود و یک اتفاق جزئی بود. به مادرم قول دادم که حتما بعد از این بیشتر مواظب خواهم بود تا […]

پیام یک مجاهد خلق آزاد شده از اسارت رجوی به کانون شورشی 24 شهریور 1398

پیام یک مجاهد خلق آزاد شده از اسارت رجوی به کانون شورشی

سلام، دیروز در یکی از سایت های رجوی ، مطلبی تحت عنوان آشنائی با من ، یک کانون شورشی. آمده بود که لازم دیدم ، چند سطری با این کانون! البته اگر وجود خارجی داشته باشد ، سخن بگویم تا بلکه با اندکی آگاهی بخشی، او را از سقوط در دام فرقه ی رجوی ، […]

هر جداشده از فرقه رجوی، بویی از عزیزشان دارد 23 شهریور 1398

هر جداشده از فرقه رجوی، بویی از عزیزشان دارد

دیدار محمد تورنگ با خانواده موسی دامرودی در سبزوار خانواده ها مشتاق دیدار با جدا شده های فرقه رجوی هستند. هرچند زمان زیادی از بازگشت او به ایران گذشته باشد. خانواده ها احساس می کنند هر جدا شده از فرقه رجوی بویی از عزیزشان دارد به همین خاطر است که با تمام وجود از رهایی […]

ناگهان مادرم جای زخم های گردنم را دید 23 شهریور 1398

ناگهان مادرم جای زخم های گردنم را دید

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت چهل و هفتم شب هوشنگ دودکانی و جواد کاشانی رفتند و من با پدر و مادرو برادر عزیزم تنها ماندیم. در واحدی که به ما داده بودند در یک اتاق دیگر نیز خانواده دکتر عباس از اصفهان آمده بودند. آنها نیز با قبول رنج ها و مشقت های […]

گفتگو با خانم حمیرا محمد نژاد 21 شهریور 1398

گفتگو با خانم حمیرا محمد نژاد

خانم حمیرا محمدنژاد: اسباب بازی کودکان جامعه امروز ایران ، رویا و حسرت فرماندهان و کادرهای چند ده ساله «مجاهدین» هست. بهتر است شما به جلسات برگزار شده در آلبانی و شیوه فیلم برداری از افراد توجه کنید متوجه می شوید قبل از هر فرد یا جریان این خود سازمان است که از آینده مبهم […]

روزی که مجاهدین کشته شدن هزاران انسان را جشن گرفتند 21 شهریور 1398

روزی که مجاهدین کشته شدن هزاران انسان را جشن گرفتند

یازده سپتامبر2001 و رویکردهای دوگانه فرقه رجوی 11 سپتامبر2001 میلادی برابر است با بیستم شهریور 1379 خورشیدی که در چنین روزی سازمان تروریستی رجوی به نیروهایش در داخل عراق و خارج از عراق اعلام کرد که” برج امپریالیسم فرو ریخت”. منظور از برج امپریالیسم همان ساختمان های دو قلوی تجارت جهانی واقع در منهتن نیویورک […]

تبریک به مناسبت ازدواج آقای شهرام بهادری 20 شهریور 1398

تبریک به مناسبت ازدواج آقای شهرام بهادری

خوشحال و شادمانیم از اینکه با خبر شدیم آقای شهرام بهادری از رها یافتگان فرقه رجوی تصمیم به تشکیل زندگی مشترک گرفته اند. انجمن نجات استان آذربایجان شرقی به اتفاق تمام خانواده های مرتبط با این انجمن افتخار این را دارد که صمیمانه ترین تبریکات خود را به آقای شهرام بهادری و خانواده محترمشان تقدیم […]

برادر عباسعلی می خواهم انصراف بدهم 17 شهریور 1398

برادر عباسعلی می خواهم انصراف بدهم

روزی که رجوی چراغ ها را خاموش کرد در تشکیلات و مناسبات فرقه ای رجوی همیشه به ما القاء میشد که هر که توان ماندن ندارد میتواند به راحتی خارج شود و حتی اگر مورد رودربایستی و خجالت با مسئولین و جمع دارد به صورت نسبتا پنهانی یعنی فقط مسئول مستقیم و رهبری بداند میتوان […]

بعد از ۳۶ سال تنها فرزندم را دیدم 16 شهریور 1398

بعد از ۳۶ سال تنها فرزندم را دیدم

دیدار محمد تورنگ با مسئول انجمن نجات خراسان رضوی و خانواده های خراسان رضوی در سفر به شهرهای مشهد ، سبزوار ، تربت حیدریه ، خواف محمد تورنگ رهایی یافته از فرقه رجوی در سال 96 موفق شد از آلبانی به ایران نزد خانواده اش در جزیره قشم برگردد. او بیش از 30 سال از […]

blank
blank
blank