سه شنبه, ۲۸ بهمن , ۱۴۰۴
  • پیام جداشده اسماعیل فلاح رنجکش به اسیران رجوی 28 بهمن 1404

    این یک دهه بهترین دوران عمرم بوده است
    پیام جداشده اسماعیل فلاح رنجکش به اسیران رجوی

    سلام دوستان. بنده اسماعیل فلاح رنجکش اهل استان گیلان شهرستان آستانه اشرفیه هستم. ۱۰ سال پیش همین ایام بود که توانستم با مشقات زیاد از تشکیلات سرکوبگر رجوی فرار کنم و چندی بعد داوطلبانه به وطن و زادگاهم آستانه اشرفیه باز گردم و در کانون گرم خانواده قرار بگیرم. شکر خدا این یک دهه بهترین […]

نامه اسحاق الماسی به دوست قدیمی اش عباس فرجی 26 بهمن 1404

خاطرات ما را به هم پیوند می زند نامه اسحاق الماسی به دوست قدیمی اش عباس فرجی

افشاگری عضو جدا شده مجاهدین از فعالیت‌های سایبری این گروه 22 آبان 1398

افشاگری عضو جدا شده مجاهدین از فعالیت‌های سایبری این گروه

عضو جدا شده از گروه تروریستی مجاهدین رازهایی از فعالیت‌های سایبری مجاهدین را افشاء کرد. به گزارش خبرنگار حوزه اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان، حسن حیرانی عضو جدا شده از گروه جنایت‌کار و تروریستی مجاهدین  در یک مصاحبه تلویزیونی با شبکه بی‌بی‌سی فارسی به افشاگری در مورد فعالیت‌های سایبری این گروه تروریستی […]

بالاخره آن روز فراموش نشدنی رسید 22 آبان 1398

بالاخره آن روز فراموش نشدنی رسید

بعد از نزدیک به شش ماه اولین اکیپ در آستانه ی خروج از تیف بود خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت شصت و شش تیف، اردوگاه اسرای غیرجنگی بود، چون ما درهیچ نبرد یا جنگی علیه هیچ نیروئی شرکت نکرده بودیم. ما فقط اعضای اجباری گروهی شبه نظامی بودیم که اکثرا بر خلاف میل […]

پیام خانم حمیرا محمدنژاد به مادران قربانیان فراموش شده 21 آبان 1398

پیام خانم حمیرا محمدنژاد به مادران قربانیان فراموش شده

پیام خانم حمیرا محمدنژاد به گردهمایی خانواده های اسرای فرقه رجوی در ارومیه توضیح: خانم محمدنژاد یکی از اعضای تشکل «مادران قربانیان فراموش شده فرقه رجوی» در استان آذربایجان غربی است. ایشان همچنین نماینده این تشکل در خارج از کشور است که در کشور آلمان اقامت دارند. متن پیام ایشان بشرح زیر است. با درود […]

ما نه اسیر جنگی بودیم و نه تروریست! 20 آبان 1398

ما نه اسیر جنگی بودیم و نه تروریست!

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت شصت وپنجم معلوم نبود که تا چه مدتی باید در تیف ماندگار باشیم. لحظات تیف ، زشت و احمقانه و تحمل آن دشوار بود! پستهای نگهبانی فشرده همراه با مسلسلهای کاشته شده به سوی داخل محوطه ی تیف، گشتهای مختلف سیار، چندین بار آمار روزانه و بیدارباشهای بی […]

من ۳۸ سال است که اجازه ندارم فرزند و همسرم را ببینم 18 آبان 1398

من ۳۸ سال است که اجازه ندارم فرزند و همسرم را ببینم

آقای میرزایی در مصاحبه با رادیو بی بی سی در مورد فرقه مجاهدین در آلبانی روشنگری کرد. آقای غلامعلی میرزایی از اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی در مصاحبه با بخش انگلیسی رادیو بی بی سی به زوایای پنهان و عریان در تشکیلات فرقه مجاهدین خلق به رهبری رجوی پرداخت که موجب شگفتی مصاحبه […]

جلسه پرسش و پاسخ با حضور جدا شده های مجاهدین در یزد 18 آبان 1398

جلسه پرسش و پاسخ با حضور جدا شده های مجاهدین در یزد

رسانه ها ماهیت پلید مجاهدین را تبیین کنند ۲ عضو جدا شده گروه تروریستی مجاهدین شامگاه پنجشنبه در نشست با خبرنگاران در یزد گفتند: رسانه‌های گروهی باید با اطلاع‌رسانی شفاف، مردم را در جریان جنایات، تبلیغات دروغین و ماهیت پلید این فرقه قرار دهند. سعدالله سیفی متولد ۱۳۴۸ کرمانشاه سال ۱۳۷۱ بعد از عملیات فروغ […]

تماس با خانواده از تیف با تلفن ماهواره ای 18 آبان 1398

تماس با خانواده از تیف با تلفن ماهواره ای

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت شصت و چهار مدتی بود که آمریکائی ها یک تلفن ماهواره ای برای تماس زندانیان با خانواده ها، به کمپ آورده بودند و ما می توانستیم روزانه به مدت 6 دقیقه با هر کسی که می خواستیم صحبت کنیم. این تلفن به وسیله فشاری در دست آمریکائی ها […]

تیم چهار نفره فرار در چادر ما جمع شدند 14 آبان 1398

تیم چهار نفره فرار در چادر ما جمع شدند

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت شصت و سهبچه ها بعد از فورمیشن در حال برگشتن به چادرهایشان بودند. عده ای هم که ساعتها غرق درکارهای خودشان در چادرهایشان بودند و فرصت نکرده بودند که طی بعدازظهراز چادر بیرون بیایند، در محوطه ایستاده و گپ و گفت های چند نفره شان به چشم می […]

هرچقدر از پنجره آنها را صدا زدم نشنیدند 11 آبان 1398

هرچقدر از پنجره آنها را صدا زدم نشنیدند

خاطرات غلامعلی میرزایی برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند ـ قسمت دهم در همان وضعیت با چند سرباز که هرکدام کابل های سیمی دستشان بود من را به سمت دیگر کمپ بردند که در هر دو سمت یک ساختمان دو طبقه بود و روی دیوار هرکدام شماره بلوک یا همان قاطع را […]

عملیات خروج از تیف و شناسائی اطراف 09 آبان 1398

عملیات خروج از تیف و شناسائی اطراف

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت شصت و دو کل این عملیات شناسائی و برگشت را فقط تیم 4 نفره ی ما می دانست و احدی حق صحبت با بقیه در این مورد را نداشت ، چرا که تعداد بسیار انگشت شماری در تیف بودند که برای آمریکائی ها جاسوسی کرده و برای خودشیرینی […]

ماجرای هنگ حنیف چه بود؟ 08 آبان 1398

ماجرای هنگ حنیف چه بود؟

یک روز در پادگان اشرف در مقری که مستقر بودیم از طریق بلندگو اعلام کردند به سالن مراجعه کنید پیام است. ما هم طبق معمول آماده شدیم و رفتیم سالن غذا خوری. چند دقیقه ای در سالن نشسته بودیم مسئول مقر زنی بنام فرزانه میدان شاهی وارد سالن شد و گفت برادر پیام داده آنهم […]

فرار من از زندان تیف 08 آبان 1398

فرار من از زندان تیف

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت شصت و یک حاکم نبودن قوانین مدون بر روابط بین افراد در تیف و رنگارنگ بودن افراد در آن هوشیاری بیشتری می طلبید. بازار شایعه ها در تیف داغ بود. هر روز یک شایعه ای از گوشه ای از تیف براه می افتاد. چون ارتباطات ما هم از […]

blank
blank
blank