دوستی در قرنطینه، ملاقات با مادر خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و دوم
تلنگری برای رهایی پیام روح الله برهانی به افراد در بند تشکیلات رجوی
خاطرات ما را به هم پیوند می زند نامه اسحاق الماسی به دوست قدیمی اش عباس فرجی
افشاگری عضو جدا شده مجاهدین از فعالیتهای سایبری این گروه
عضو جدا شده از گروه تروریستی مجاهدین رازهایی از فعالیتهای سایبری مجاهدین را افشاء کرد. به گزارش خبرنگار حوزه اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان، حسن حیرانی عضو جدا شده از گروه جنایتکار و تروریستی مجاهدین در یک مصاحبه تلویزیونی با شبکه بیبیسی فارسی به افشاگری در مورد فعالیتهای سایبری این گروه تروریستی […]
بالاخره آن روز فراموش نشدنی رسید
بعد از نزدیک به شش ماه اولین اکیپ در آستانه ی خروج از تیف بود خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت شصت و شش تیف، اردوگاه اسرای غیرجنگی بود، چون ما درهیچ نبرد یا جنگی علیه هیچ نیروئی شرکت نکرده بودیم. ما فقط اعضای اجباری گروهی شبه نظامی بودیم که اکثرا بر خلاف میل […]
پیام خانم حمیرا محمدنژاد به مادران قربانیان فراموش شده
پیام خانم حمیرا محمدنژاد به گردهمایی خانواده های اسرای فرقه رجوی در ارومیه توضیح: خانم محمدنژاد یکی از اعضای تشکل «مادران قربانیان فراموش شده فرقه رجوی» در استان آذربایجان غربی است. ایشان همچنین نماینده این تشکل در خارج از کشور است که در کشور آلمان اقامت دارند. متن پیام ایشان بشرح زیر است. با درود […]
ما نه اسیر جنگی بودیم و نه تروریست!
خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت شصت وپنجم معلوم نبود که تا چه مدتی باید در تیف ماندگار باشیم. لحظات تیف ، زشت و احمقانه و تحمل آن دشوار بود! پستهای نگهبانی فشرده همراه با مسلسلهای کاشته شده به سوی داخل محوطه ی تیف، گشتهای مختلف سیار، چندین بار آمار روزانه و بیدارباشهای بی […]
من ۳۸ سال است که اجازه ندارم فرزند و همسرم را ببینم
آقای میرزایی در مصاحبه با رادیو بی بی سی در مورد فرقه مجاهدین در آلبانی روشنگری کرد. آقای غلامعلی میرزایی از اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی در مصاحبه با بخش انگلیسی رادیو بی بی سی به زوایای پنهان و عریان در تشکیلات فرقه مجاهدین خلق به رهبری رجوی پرداخت که موجب شگفتی مصاحبه […]
جلسه پرسش و پاسخ با حضور جدا شده های مجاهدین در یزد
رسانه ها ماهیت پلید مجاهدین را تبیین کنند ۲ عضو جدا شده گروه تروریستی مجاهدین شامگاه پنجشنبه در نشست با خبرنگاران در یزد گفتند: رسانههای گروهی باید با اطلاعرسانی شفاف، مردم را در جریان جنایات، تبلیغات دروغین و ماهیت پلید این فرقه قرار دهند. سعدالله سیفی متولد ۱۳۴۸ کرمانشاه سال ۱۳۷۱ بعد از عملیات فروغ […]
تماس با خانواده از تیف با تلفن ماهواره ای
خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت شصت و چهار مدتی بود که آمریکائی ها یک تلفن ماهواره ای برای تماس زندانیان با خانواده ها، به کمپ آورده بودند و ما می توانستیم روزانه به مدت 6 دقیقه با هر کسی که می خواستیم صحبت کنیم. این تلفن به وسیله فشاری در دست آمریکائی ها […]
تیم چهار نفره فرار در چادر ما جمع شدند
خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت شصت و سهبچه ها بعد از فورمیشن در حال برگشتن به چادرهایشان بودند. عده ای هم که ساعتها غرق درکارهای خودشان در چادرهایشان بودند و فرصت نکرده بودند که طی بعدازظهراز چادر بیرون بیایند، در محوطه ایستاده و گپ و گفت های چند نفره شان به چشم می […]
هرچقدر از پنجره آنها را صدا زدم نشنیدند
خاطرات غلامعلی میرزایی برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند ـ قسمت دهم در همان وضعیت با چند سرباز که هرکدام کابل های سیمی دستشان بود من را به سمت دیگر کمپ بردند که در هر دو سمت یک ساختمان دو طبقه بود و روی دیوار هرکدام شماره بلوک یا همان قاطع را […]
عملیات خروج از تیف و شناسائی اطراف
خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت شصت و دو کل این عملیات شناسائی و برگشت را فقط تیم 4 نفره ی ما می دانست و احدی حق صحبت با بقیه در این مورد را نداشت ، چرا که تعداد بسیار انگشت شماری در تیف بودند که برای آمریکائی ها جاسوسی کرده و برای خودشیرینی […]
ماجرای هنگ حنیف چه بود؟
یک روز در پادگان اشرف در مقری که مستقر بودیم از طریق بلندگو اعلام کردند به سالن مراجعه کنید پیام است. ما هم طبق معمول آماده شدیم و رفتیم سالن غذا خوری. چند دقیقه ای در سالن نشسته بودیم مسئول مقر زنی بنام فرزانه میدان شاهی وارد سالن شد و گفت برادر پیام داده آنهم […]
فرار من از زندان تیف
خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت شصت و یک حاکم نبودن قوانین مدون بر روابط بین افراد در تیف و رنگارنگ بودن افراد در آن هوشیاری بیشتری می طلبید. بازار شایعه ها در تیف داغ بود. هر روز یک شایعه ای از گوشه ای از تیف براه می افتاد. چون ارتباطات ما هم از […]

