سه شنبه, ۱۶ تیر , ۱۴۰۵
  • تفسیری روشنگرانه بر خاطرات امیر وفایغمایی (قسمت چهارم) 16 تیر 1405

    از اردن تا پاریس
    تفسیری روشنگرانه بر خاطرات امیر وفایغمایی (قسمت چهارم)

    در طول سفر، تنها در انتهای عقب اتوبوس نشسته بودم و از پنجره به بیرون نگاه می‌کردم. بیشتر منظره بیابانی بود؛ خاک قهوه‌ای تا جایی که چشم کار می‌کرد. سفر با اتوبوس نسبتاً طولانی بود و گاهی توقف‌های کوتاهی داشتیم تا کودکان بتوانند بیرون بروند و هوای تازه‌ای تنفس کنند. در یکی از این توقف‌ها، […]

همان کابوس قدیمی اعضای پیشین مجاهدین خلق 13 تیر 1405

دلنوشته‌ای از امیر یغمایی همان کابوس قدیمی اعضای پیشین مجاهدین خلق

برای ایران باید برخاست 13 تیر 1405

در کنار هم برای ایران برای ایران باید برخاست

رجوی خائن در موضوع ویروس کرونا به دنبال چیست؟ 10 فروردین 1399

رجوی خائن در موضوع ویروس کرونا به دنبال چیست؟

وقتی هموطنان ما درگیرویروس کرونا هستند تا دیگران را نجات بدهند و همه در بیمارستانها جان فشانی می کنند و وقتی دردهای این مردم رنج کشیده را می بینم بجز یک آها دیگرکاری از دستم بر نمیاید. اما کسی که خودش را رهبر می نامد و می گوید در همه جا جلودار نیروهایش هست و […]

مجاهدین ، اسیران فرقه و سال پیش رو 09 فروردین 1399

مجاهدین ، اسیران فرقه و سال پیش رو

– با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشته اید خواهش میکنم در خصوص سالی که گذشت وسالی که درپیش روی ماست ، مطالبی بیان کنید وهمچنین بگویید که به دوستان سابق که درکمپ تیرانا ی آلبانی با نام مانز (اشرف 3 ) هستند چه پیامی دارید وآینده این گروه را چطور […]

چهار سال است که به آرامش رسیده ام 06 فروردین 1399

چهار سال است که به آرامش رسیده ام

سلام به دوستان خوبم. قبل از هر چیز عید و تحویل سال نو رو به شما و به تک تک خانواده های دردمند و چشم انتظارتان تبریک میگم . من اسماعیل فلاح رنجکش هستم که سی سال در زندان های فرقه رجوی بودم و اساس عمروجوانی ام را درحمایت از رجوی خائن به بطالت گذراندم. […]

خاطرات عبدالرحمان محمدیان از اسارت در زندان های صدام حسین و مسعود رجوی – قسمت اول 24 اسفند 1398

خاطرات عبدالرحمان محمدیان از اسارت در زندان های صدام حسین و مسعود رجوی – قسمت اول

مقدمه : از آنجائیکه مطالبی که اینجا به عنوان خاطرات می آید برخی به 40 یا پنجاه سال پیش برمی گردد به دلیل بعد زمانی و اینکه من در این مدت درشرایطی نبوده ام که یادداشت کنم و در مواردی هم که یادداشتی بوده در برهه هایی و شرایط مشخصی که من از سر گذرانده […]

هر روز منتظر بودم برای شکنجه مرا ببرند 22 اسفند 1398

هر روز منتظر بودم برای شکنجه مرا ببرند

من هم مثل یک شهروند ایرانی زندگی می کنم و هیچکس مانع زندگی من نیست.

پیام تبریک به آقای اسماعیل رنجکش 20 اسفند 1398

پیام تبریک به آقای اسماعیل رنجکش

پیوندتان مبارک اقا اسماعیل عزیز تبریک و شادباش به خانواده های چشم انتظار گیلک در خصوص ازدواج میمون و مبارک عضو جدا شده و بازگشتی به کانون خانواده جناب اقای اسماعیل رنجکش در استانه اشرفیه به امید رهایی عزیزانتان از چنگال رجوی و بازگشت به وطن و آغوش خانواده .

خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت پانزده 19 اسفند 1398

خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت پانزده

شیوه جذب فرقه مجاهدین در اردوگاه های صدام حسین اگر بخواهم دوران 9ساله اسارت در اردوگاه های صدام حسین را روزانه شرح بدهم به پایان آن نخواهم رسید. بنا براین می خواهم بگویم به چه نحوی با فرقه مجاهدین خلق و رجوی آشنا شدم. چگونه بعد از 9 سال اسارت که هر روزآن بدتر از […]

طلوع و غروب یک زندگی – قسمت سوم 13 اسفند 1398

طلوع و غروب یک زندگی – قسمت سوم

فضای باز سیاسی بعد از دوران دیکتاتوری محمدرضا پهلوی باعث گردید حضور گروههای زیادی را در جامعه آنروز ایران شاهد باشیم. هر کدام از این گروهها نیز برای خود نشریه ای تولید و اهداف سازمانی خود را پیش می بردند. شناخت من از سازمان «مجاهدین» متکی بر مبارزات این گروه در زمان شاه بود. و […]

طلوع و غروب یک زندگی – قسمت دوم 12 اسفند 1398

طلوع و غروب یک زندگی – قسمت دوم

تظاهرات خیابانی هر روز گسترش می یافت و ابعاد جدیدی به خود می گرفت. و پیروزی قریب الوقوعی را در چشم انداز قرار میداد. بدین ترتیب هر روزی که می گذشت بیشتر با نام آیت الله خمینی که هم اینک انقلاب مردم ایران را هدایت میکرد آشنا می شدم. روزها به سرعت برق و باد […]

استمداد مدیر عامل انجمن نجات ایران از وجدان های بیدار بشری 11 اسفند 1398

استمداد مدیر عامل انجمن نجات ایران از وجدان های بیدار بشری

نامه ای از جانب مدیر عامل انجمن نجات کشور خطاب به وجدان های بیدار بشری تنظیم گردید که برای سازمان های بین المللی و حقوق بشری از جمله نهادهای مختلف ملل متحد، صلیب سرخ جهانی، عفو بین الملل، دیدبان حقوق بشر، ارگان های مختلف اتحادیه اروپا و پارلمان اروپا و همچنین رسانه های بین المللی […]

طلوع و غروب یک زندگی – قسمت اول 11 اسفند 1398

طلوع و غروب یک زندگی – قسمت اول

توضیحات: این یک سرگذشت واقعی است. قصه تلخ زندگی کسی که ۳۰ سال از عمرش در فرقه رجوی و در اسارت فکری این گروه سپری گردیده و بر باد فنا رفت. او که با آرمان های ایده آلیستی و تحقق آنچه که «اسلام انقلابی» و «جامعه بی طبقه توحیدی» نامیده می شد از اوایل انقلاب […]

روزهای اول زندگی در ایران ، خیلی سخت بود 08 اسفند 1398

روزهای اول زندگی در ایران ، خیلی سخت بود

مقایسه اسارت در سازمان تروریستی مجاهدین با دنیای آزاد، توسط شیراحمد روزرخ رها یافته از فرقه رجوی سازمان هیچ وقت با آزادی فردی موافق نبوده و هیچگاه هم اجازه نخواهد داد که کسی به فکر خانواده و زندگی باشد و همان موقع هم که من در اشرف بودم یادم می اید که نام فردی عشق […]

blank
blank
blank