جمعه, ۱۰ مهر , ۱۴۰۵
  • ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین 07 مهر 1405

    روایت حمید آتابای
    ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین

    در ترکیب بزرگ سه تیم کاری برای نصب سقف فلاشینگ و متعلقات آن به شهر کوکس رفتیم. صبح زود، ساعت ۵، حرکت کردیم تا بتوانیم از زمان برای کار استفاده بکنیم. تیم سقف، که خیلی بزرگ بود و از قبل امکاناتش را منتقل کرده بود، شروع به نصب کرد. تیم ما فلاشینگ‌هایی را که خودمان […]

با فرزندانم به یاد شهدای میناب 06 مهر 1405

به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب

سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده 05 مهر 1405

به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده

خاطرات مرضیه قرصی – قسمت بیست و پنجم 06 آبان 1388

خاطرات مرضیه قرصی – قسمت بیست و پنجم

دو نفر از بچه های سازمان که از چند ماه پیش از سازمان جدا شده و به کمپ امریکا آمده بودند نزد من آمدند، آنها گفتند: ما دوستان صمیمی آرام همسرت هستیم. مایلیم واقعیتی را به شما بگوییم، آرام نمی خواست در سازمان بماند او کاملا منفعل شده بود. وقتی مسئولین سازمان متوجه شدند آرام بیقرار شده است و عنصر مفیدی برای سازمان نخواهد بود از او مایوس شدند دوباره او را فریب دادند به آرام گفتند: تو بیا برو عملیات ما به تو زندگی ات را برمی گردانیم. ولی عملیاتی که آرام را فرستادند برگشت ناپذیر بود

خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت هفدهم 05 آبان 1388

خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت هفدهم

سازمان مجاهدین خلق، سازمان دروغ و تظاهر و مسعود رجوی یک جادوگر و یک دجال به معنی واقعی کلمه می باشد. وقتی خط سیاسی و فلسفه حضور در عراق به زیر علامت سئوال رفت مجاهدین مجبور شدند رفته رفته فضا را تنگ و بسته و در قدم بعدی درب ها را کلاً ببندند و فضای سرکوب و اختناقی که در مناسبات شان حاکم شده بود را حکم فرما کنند.

بازگشت اکبر محبی به کانون گرم و پر مهر خانواده 30 مهر 1388

بازگشت اکبر محبی به کانون گرم و پر مهر خانواده

روز دوشنبه مورخه 27/7/88 بار دیگر انجمن نجات گیلان با کمال افتخار پذیرای یکی دیگر از اعضای رها شده از تشکیلات فریبنده و مافیایی فرقه تروریستی رجوی به نام اکبرمحبی بود که مورد استقبال شدید خانواده خود قرارگرفت. انجمن نجات آرزوی سلامت و موفقیت و کامیابی در زندگی جدید فارغ ازسایه شوم تشکیلات رجوی ودیگرسران خائن پادگان اشرف را دارد

به کوری چشم رجویها برای خانواده ام خانه ای بنا کردم 30 مهر 1388

به کوری چشم رجویها برای خانواده ام خانه ای بنا کردم

از جمله کسانی که سال ها اسیر این فرقه تروریستی بوده است آقای مسعود دریاباری است که رجوی بعد از سال ها سوء استفاده ابزاری از او در شاخه نظامی، ایشان را با دست و جیب خالی تحویل زندان ابوغریب داد تا از طریق صدام تحویل ایران شود. وی با تحمل مشکلات و سختی های بسیار زیاد سرانجام در سال 1372 وارد ایران شد. ایشان موفق شده است برای خود و خانواده اش ساختمانی بنا نهاده و صاحب خانه شود

گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت دوازدهم 27 مهر 1388

گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت دوازدهم

فرماندهان سازمان از روش های پیچیده ای برای در اختیار گرفتن ذهن و اعصاب نیروها استفاده می کردند که خیلی کثیف و غیر انسانی بود. فرماندهان سازمان طی مراحلی سعی داشتند تا با نیروهایی که به ملاقات خانواده هایشان رفته بودند برخورد کنند. و اینگونه القاء می کردند که خانواده با اطلاعات گیری عامل جدایی مجاهد از سازمان و مبارزه است

نامه آقای جعفر ابراهیمی به بنیاد خانواده سحر 15 مهر 1388

نامه آقای جعفر ابراهیمی به بنیاد خانواده سحر

آقای جعفر ابراهیمی، عضو جدا شده سازمان مجاهدین خلق که هم اکنون در بغداد بسر میبرد، نامه ای در خصوص تجارب خویش با فرقه تروریستی رجوی به بنیاد خانواده سحر جهت درج در سایت این بنیاد تسلیم نموده است…اگر یک نگاه کلی به از ابتدای بوجود آمدن این سازمان تا سال 1387 بیندازیم، در سرفصل های زیادی به علت خط و خطوط غلط و تصمیم گیریهای یک جانبه از سوی رهبری این سازمان که قربانی های زیادی گرفته شده است پی می بریم. اما هیچ گاه در هیچ نشریه و یا روزنامه و یا حتی در درون خود سازمان مسعود رجوی محض رضای خدا هم که شده یک مورد از خود انتقاد نکرده است.

گفتگوی خانم بتول ملکی با آقای هادی شمس حائری در شهر ژنو 12 مهر 1388

گفتگوی خانم بتول ملکی با آقای هادی شمس حائری در شهر ژنو

در تاریخ 29.09.2009 هیئتی از فعالان حقوق بشر به منظور گفتگو و ارائه گزارشات لازم به نهادهای مدافع حقوق بشر به شهر ژنو سفر نموده و شرایط نگران کننده اعضای مجاهدین خلق در کمپ اشرف در عراق را با بعضی از هیئت های شرکت کننده در اجلاس حقوق بشر در میان گذاشتند. در حاشیه این سفر گفتگویی را خانم بتول ملکی با آقای شمس حائری انجام داده است

گزارش تکمیلی در مورد حضور فعالان حقوق بشر در شهر ژنو 11 مهر 1388

گزارش تکمیلی در مورد حضور فعالان حقوق بشر در شهر ژنو

خانم بتول ملکی و همچنین آقایان هادی شمس حائری و محمد حسین با حضور در محل کمیساریای عالی پناهندگان نامه ای را از درخواستهای خود به منشی آقای Bokhari مسئول امور ایران در کمیساریای عالی پناهندگان تحویل دادند. آقای هادی شمس حائری خواستار رسیدگی به مفاد درخواست های هیئت نامبرده در مورد رهایی و خروج هر چه سریعتر اعضای فعلی و همچنین اعضای ناراضی مجاهدین خلق از کمپ اشرف در عراق شدند.

خاطرات مرضیه قرصی – قسمت بیست و چهارم 09 مهر 1388

خاطرات مرضیه قرصی – قسمت بیست و چهارم

فائزه آن طور که خودش تعریف می کرد خیلی وقت بود قصد فرار از اشرف داشت و از اواخر دهه هفتاد تصمیم گرفته بود از مجاهدین جدا شود. در کمپ امریکا فائزه ماجرای جالبی را برایم توضیح داد او گفت در نشست مسعود به وی گفتم : مرا به جرم نفوذی بودن که واقعیت نداشت و دروغ محض بود به زندان انداختید و آزارم دادید و حتماً روزی انتقام خود را از شما خواهم گرفت. در کمپ مدام به من می گفت اگر به اروپا بروم حتماً بر علیه مسعود رجوی کتاب خواهم نوشت و ماهیت فاشیستی او را افشا خواهم کرد

حضور هیئتی از فعالان حقوق بشر در شهر ژنو 09 مهر 1388

حضور هیئتی از فعالان حقوق بشر در شهر ژنو

از هفته گذشته جلسه” شورای حقوق بشر” سازمان ملل متحد در شهر ژنو آغاز شده است. در این اجلاس صدها کارشناس و انجمن غیر دولتی از کشورهای مختلف شرکت دارند و پیرامون نقض حقوق بشر در کشورهای مختلف فعالیت می کنند.در همین ارتباط هیئتی از فعالان حقوق بشر شامل خانم بتول ملکی و آقایان هادی شمس حائری و محمد حسین سبحانی نیز جهت گفتگو و ارائه گزارشات و روشنگری های لازم به شهر ژنو سفر نموده اند تا از نزدیک در گفتگو با نهادهای مدافع حقوق بشر شرایط نگران کننده اعضای مجاهدین خلق در عراق و کمپ اشرف را گوشزد کنند.

غرور و شادی در بین جدا شده های مجاهدین 05 مهر 1388

غرور و شادی در بین جدا شده های مجاهدین

در پی بازگشت سه تن از افراد جدا شده از فرقه رجوی که چند سال در چنگال این باند در پادگان اشرف گرفتار بودند و پس از مدتی موفق به بازگشت به آغوش وطن و خانواده خود شده اند، در یک فضای صمیمی به دفتر انجمن نجات گرگان آمده و ساعتی در کنار هم خاطرات تلخ دوران اسارت خود را بازگو نموده اند و از اینکه اکنون در دیار خویش به سر می برند احساس آرامش و شعف می نمایند.

گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت یازدهم 02 مهر 1388

گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت یازدهم

نحوه برخورد مسئولین سازمان این طور بود که ما را قبل از ملاقات به دفاتر فرماندهی صدا می کردند و می گفتند:” خانواده شما با وزارت اطلاعات آمده یعنی هدایت شده به اشرف آمده اند و تا وقتیکه آنها با وزارت اطلاعات همکاری می کنند شما باید مرز داشته باشید و بگویید که ما نمی توانیم با شما رابطه داشته باشیم و در هنگام ملاقات با اعضای خانواده ی مان چند نفر نفر از افراد ستاد اطلاعات یا فرماندهی قرارگاه جهت کنترل به همراه ما می آمدند

blank
blank
blank