جمعه, ۱۰ مهر , ۱۴۰۵
  • ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین 07 مهر 1405

    روایت حمید آتابای
    ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین

    در ترکیب بزرگ سه تیم کاری برای نصب سقف فلاشینگ و متعلقات آن به شهر کوکس رفتیم. صبح زود، ساعت ۵، حرکت کردیم تا بتوانیم از زمان برای کار استفاده بکنیم. تیم سقف، که خیلی بزرگ بود و از قبل امکاناتش را منتقل کرده بود، شروع به نصب کرد. تیم ما فلاشینگ‌هایی را که خودمان […]

با فرزندانم به یاد شهدای میناب 06 مهر 1405

به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب

سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده 05 مهر 1405

به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده

رهایی علمدار شایگان؛ رهایی از تمام قید و بندهای فرقه رجوی 06 اردیبهشت 1389

رهایی علمدار شایگان؛ رهایی از تمام قید و بندهای فرقه رجوی

علمدار مستقیم و بی واسطه به آغوش خانواده ها پرید و این نشان میدهد که سازمان دیگر همه سنگرهایش را از دست داده و تبلیغاتش برای مزدور نمایاندن خانواده ها و ضد ارزش نشان دادن عشق و عاطفه و علاقه دیگر کاملا بی اثر شده و در یک کلام چیزی که انقلاب ایدئولوژیک نامیده میشود دیگر یک مضحکه بیشتر نیست.

علمدار شایگان با فرار از فرقه رجوی خود را به خانواده ها رساند 05 اردیبهشت 1389

علمدار شایگان با فرار از فرقه رجوی خود را به خانواده ها رساند

ظهر روز شنبه بیست و چهارم آوریل 2010، علمدار شایگان اهل شیراز که بیست و دو سال گذشته را در اسارت فرقه رجوی سپری کرده است، توانست با خروج از درب اصلی کمپ خود را نجات دهد. علمدار شایگان در صحنه ای تاثر بر انگیز خودش را به آغوش خانواده ها ی مستقردر مقابل درب کمپ اشرف انداخت.

اولین پیام خانم سلطانی به خانواده ها و قربانیان اسیر در قلعه اشرف 01 اردیبهشت 1389

اولین پیام خانم سلطانی به خانواده ها و قربانیان اسیر در قلعه اشرف

اقدام به کار گذاشتن بلند گو ها توسط این تشکیلات در صد متری درب ورودی و سایر اقدامات ایذائی آنها برای این است که شاید بتوانند واکنش خانواده ها را که در پشت درب هستند را برانگیزند و کار را به خشونت بکشند و با به کشتن دادن اعضا یعنی شما ها کاسه کوزه را بر سر خانواده ها خراب کنند و آنها را دور کنند تا راحت به کارشان مبنی بر بیگاری کشیدن شبانه روز از شما و اسارت شما و ادامه نشستهای تفتیش عقاید و عملیات جاری و غسل و هزار مزخرفات دیگرادامه دهند

پیام تسلیت به آقای محمد رضا پیر نظری 30 فروردین 1389

پیام تسلیت به آقای محمد رضا پیر نظری

با کمال تأسف و تأثر مطلع شدیم که مادر آقای محمد رضا پیر نظری (از رها یافتگان فرقه رجوی) در سن کهولت و بیماری دار فانی را وداع گفتند. انجمن نجات استان گلستان غم وارده را به آقای محمد رضا پیر نظری و بازماندگان آن مرحومه تسلیت عرض می‎نماید.

اعلام جدایی مهرداد ساغرچی یکی از قربانیان مجاهدین از فرقه رجوی 29 فروردین 1389

اعلام جدایی مهرداد ساغرچی یکی از قربانیان مجاهدین از فرقه رجوی

من در سال 1370 در عملیات مروارید به اسارت نیروهای مجاهدین در آمدم و بعد از یکسال در زندان بخاطر خلاص شدن از زندان تقاضای پیوستن به مجاهدین را کردم و بلافاصله مرا پذیرفتند. من بدلیل نفرتی که از رژیم داشتم چونکه وضعیت جنگ و همینطور بلایی که بعد از جنگ بر سر خودم آمد تصمیم گرفتم در سازمان بمانم. آنجا مرا فریب دادند و امضا گرفتند که زندگی و خانواده نداریم و بعد از مدتی ورقه دیگری مبنی بر اینکه تا الی الابد نباید ازدواج بکنید و باید همسران خود را طلاق بدهید و هر چه ما گفتیم مجرد هستیم گفتند باید ذهن خودتان را طلاق بدهید

مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی ـ قسمت دهم 28 فروردین 1389

مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی ـ قسمت دهم

آقای مسعود رجوی ترجیح داده در حالیکه هنوز چند هفته به روزجهانی کارگر باقی مانده، اطلاعیه ای در حمایت از کارگران بنام سازمان مجاهدین خلق منتشر کند. آیا به نظر شما سازمانی که اعضایش را که بیش از بیست سال در این سازمان شبانه روزی از دل و جان کار می کردند، بعد از این مدت نه تنها حق و حقوق مادی آنها را حتی به عنوان یک کارگر نپرداخت بلکه به زندان و تبعیدگاه فرستاد، می توان مدافع کارگر نامید؟

مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی ـ قسمت نهم 21 فروردین 1389

مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی ـ قسمت نهم

این سخنان هیچ پیامی جز این ندارد که به افراد خودش بگوید که در اشرف بمانید و بمیرید کما اینکه بارها به ما موقعیکه در اشرف بودم می گفت که برای شما که دیگه لازم نیست تعریف بدم و چوب زیر بغلتون بگذارم شماها بمیرید و خار بخورید و بار ببرید و دست نشانده اش مهوش سپهری(نسرین) جلوی خود این دجال بر سر دیگران فریاد می زد: اگر فقط به اندازه سگ وفا دارید برای مسعود پارس کنید.

چرا رجوی ها اعضای فرقه را از بازگشت به ایران می ترسانند – قسمت دوم 18 فروردین 1389

چرا رجوی ها اعضای فرقه را از بازگشت به ایران می ترسانند – قسمت دوم

مسئولین با فریب این که امسال می رویم و فردا می رویم ایران و… افراد را سرگرم می‌کردند، آنان تصوری برای افراد ایجاد می کردند که بیرون از سیاج (سیم خاردار) قرارگاه دنیای گرگ هاست و اگر خارج شوید بلافاصله بلعیده می شوید. آنان همه مناسبات اجتماعی بیرون از اشرف را مناسبات کثیف و ضد اخلاقی و استثماری و ضدبشری می دانند. البته رجوی از این شگرد برای نگه داشتن و اسارت زنان نیز بیشتر استفاده می کرد و آنان را از دنیای بیرون می ترساند.

چرا رجوی ها اعضای فرقه را از بازگشت به ایران می ترسانند – قسمت اول 17 فروردین 1389

چرا رجوی ها اعضای فرقه را از بازگشت به ایران می ترسانند – قسمت اول

هیچ کس بهتر از رجوی نمی داند که اخراج اعضای مجاهدین از عراق به منزله رهایی آنان از زندان رجوی و افشای هر چه بیشتر چهره واقعی او و فرقه رجوی ها در داخل و خارج کشور است که خود به منزله پایان ایدئولوژی فرقه تروریستی رجوی هاست. به همین دلیل رجوی با هر ترفند و فریب سعی در جلوگیری از منحل شدن قرارگاه اشرف دارد

گفتگوی اعضای جدا شده مجاهدین در باره ی ترفندهای سران مجاهدین ـ قسمت دوم 14 فروردین 1389

گفتگوی اعضای جدا شده مجاهدین در باره ی ترفندهای سران مجاهدین ـ قسمت دوم

عراقی ها به اهداف و ماهیت مجاهدین اشراف دارند و با پروسه ای که مجاهدین طی کرده اند محال است نمایندگان ملت و دولت عراق اجازه حضور مجاهدین را در اشرف بدهند. همچنین در قانون اساسی عراق نیز به مواردی اشاره شده است از جمله اینکه نیروهای بیگانه حق استقرار دائمی در داخل خاک عراق را ندارند به این ترتیب طبیعی است ملت و دولت عراق هیچگاه اجازه ندهند مجاهدین که یک نیروی تروریستی بشمار می آیند در اشرف ماندگار شوند.

ازدواج های اجباری آن روی سکه طلاق های اجباری 07 فروردین 1389

ازدواج های اجباری آن روی سکه طلاق های اجباری

ظلم و ستم مضاعفی که در مورد زنان در سازمان مجاهدین در پروسه” ازدواج های اجباری” شده است، کمتر از طلاق های اجباری نیست. واقعا آنچه که به اسم آزادی و رهایی و مبارزه برای آزادی و القابی از این دست بر سر زنان در درون فرقه مجاهدین رفته است جای واقعا حسابرسی در یک دادگاه بین المللی از شخص مسعود رجوی دارد.

گفتگو با آقای نصیر حیدری ـ قسمت چهارم 22 اسفند 1388

گفتگو با آقای نصیر حیدری ـ قسمت چهارم

پس از نشست طعمه مصمم شدم از قرارگاه اشرف خارج شوم اینجا بود که تصمیم نهایی ام را گرفتم به خودم گفتم این یک سرفصل است باید جدا شوم. من بر خلاف تاکید مژگان پارسایی گواهینامه عبور ننوشتم. اما به مسئولم نوشتم چون این سرفصل تعیین تکلیف است من نیز خودم را تعیین تکلیف می کنم و می خواهم دنبال زندگیم بروم. از مسئولین اشرف خواستم مرا به تیف (کمپ آمریکائیها) انتقال دهند.

blank
blank
blank