دلتنگی های یک برادر نامه برادر جهانبخش یوسفی از اسیران مجاهدین
در آرزوی شنیدن صدایش نامه اکبر مرادی به برادرش هوشنگ اسیر در فرقه رجوی
18 تیر 1386نامه یوسف ثابت به برادر اسیرش بهروز ثابت
به : بهروز ثابت از : برادرت یوسف خدمت یگانه برادر عزیزم سلام امیدوارم که حالت خوب باشه. داداش حدوداً دو هفته پیش از طرف انجمن نجات در رشت برای من زنگ زدند و آقای احمدی گفت شما در عراق هستی. داداش بخدا آنقدر خوشحال شدم که تو چشمام اشک حلقه زده بود و سر […]
31 خرداد 1386پیام تسلیت به خانواده محترم ربیعی
درگذشت نابهنگام داماد گرامی تان مرحوم آقای حنائی باعث ناراحتی و غم همه ما در انجمن نجات، گردید. سعی و تلاش آن عزیز از دست رفته، حضور همیشگی و فعال شما خانوادة محترم در تمامی اقدامات انجمن برای بازگشت سعید عزیز را هرگز فراموش نمیکنیم.
پیام تسلیت به خانواده محترم اسکندری
درگذشت برادر گرامیتان از اسطوره های صبر و فداکاری و الگو و سرمشقی برای ما و دوستانمان در انجمن باعث ناراحتی و غم همه ما گردید. سعی و تلاش آن عزیز از دست رفته، حضور همیشگی و فعالش در تمامی اقدامات انجمن برای بازگشت دوست عزیزمان «فتح اله اسکندری» را هرگز فراموش نمیکنیم. سیمای مهربان و دوست داشتنی او، که همیشه باعث دلگرمی ما در انجمن میشد، همیشه در برابر چشمانمان است.
16 خرداد 1386نامه به حمید علی اکبری از اسیران فرقه رجوی
به: حمید علی اکبری بسمه تعالی با عرض سلام خدمت برادر عزیزتر از جانم. حمیدجان حالت چطور است. الان چندین سال است که ما خبری از عزیزمان نداریم و همیشه انتظار می کشیم که هرچه زودتر تو را ببینیم. حمید جان اگر از حال خانواده ، پدر و مادر ، خواهران و برادرانت خواسته باشی، […]
اینجا درختها کاملاً سرسبز شده اند
اینجا اگر یادت باشد اریبهشت ماه خیلی قشنگ تر از همه سال است درختها کاملاً سرسبز شده اند و محصولات باغها سبز شده و خیلی دیدنی است. همه خانواده خیلی خیلی به تو سلام میرسانند و منتظرت هستند. بابا وصیت نامه اش را تنظیم کرده و قسمتی از زمینهایش را به نام تو کرده تا هر وقت آمدی آنجا خانه بسازی. مامان همه جا نذر کرده که دوباره تو را ببیند از آقا میر محمد و چنگ مزار گرفته تا مشهد و کربلا که خودت نزدیک آنجایی.
پیام تسلیت به مناسبت درگذشت تعدادی از کوهنوردان
انجمن نجات دفتر مازندران با اعلام همدردی این مصیبت بزرگ را به جامعه کوهنوردی و خانواده های همری و شبانی و بویژه همکار و برادر عزیزمان جناب آقای هادی شبانی (رها شده از چنگال فرقه رجوی) و همسر محترمش تسلیت عرض نموده و خود را در غمشان شریک میداند و برای بازماندگان آن مرحوم صبر جمیل از خداوند مسئلت داریم.
به بازگشت بیندیش
نمی دانم از چه بگویم. مدتهاست که با تو حرف نزده ام. مدتهاست که هزاران حرف با تو دارم و هر روز با خود می گویم هر گاه آمدی و بوسه زدی بر این خاک به تو خواهم گفت که در نبودت بر ما چه گذشت. به تو می گویم که غم دوریت بر ما چه کرد. در این سالها و خبرهایی که از زندگی فلاکت بارت می رسید چگونه کمرمان را شکست.
13 اردیبهشت 1386نامه خواهران معصومه اولادی
خانم ها انيس و مونس اولادی فرد در نامه خويش خطاب به خواهرشان خانم معصومه اولادي فرد مستقر در قرارگاه اشرف كه چند سال پيش در سنين نوجواني با شيوه و ترفندهاي خاص دارو دسته رجوي اغفال شده و به قرارگاه اشرف در خاك عراق انتقال داده شده است ، ضمن ابراز تنفر از آدم […]
05 اردیبهشت 1386پیام تسلیت به خانواده قربان مقدم
خانواده محترم قربان مقدم درگذشت برادر گراميتان باعث ناراحتي و غم همه ما در انجمن گرديد. اعضای انجمن نجات با اعلام مراتب همدردی و عرض تسليت به خانواده ی محترم قربانی مقدم، بخصوص به دوستان گرامی مان خانم مرضیه قربانی و آقای جمال امیری، خود را در غم اين عزیزان شريک می داند. ما برای […]
20 فروردین 1386گریز از دایره بسته
نامه خانم نازیلانصیری به نامزدش آقای محمد رضا کاظم پور که در دام بازی پنهان، نامحسوس و فریبکارانه دارودسته رجوی غلطید. مدتهاست بر اثر اعمال محدودیت های همه جانبه دارودسته رجوی، از کانون گرم خانواده و نامزد چشم انتظار و مضطرب خویش جدا افتاده است، نمونه ای از احساسات فروخورده انسانی ست که با تکیه بر تمام احسات، رنج ها، دریغ ها، آرزوها و حسرت های طبیعی سعی دارد به نوعی پیامی پر احساس و ژرف را به کسی که بشدت دوستش دارد، برساند
16 فروردین 1386نامه جمعی از خانواده های اعضاء در بند فرقه رجوی به مجامع بین المللی
ما جمعی از خانواده های نگران ایرانی که در پی فریب کاری های رهبران فرقه رجوی، فرزندانمان بر خلاف میل شان اسیرو زندانی این فرقه در قرارگاه اشرف واقع در عراق شده اند، خواستاریم تا با توجه به تقاضاهایمان زمینه آزادی هر چه زودتر آن ها فراهم گردد:
پیام تسلیت انجمن نجات به خانواده نوروزی
مطلع شدیم پدر پیر و صبور و چشم انتظار دیگری از خانواده بزرگ انجمن نجات آقای تقی نورزی، پدر زنده یاد سعید نورزی و دوست عزیزمان خانم سهیلا نوروزی، چشم از جهان فرو بست. او که سالها چشم به راه جگرگوشه اش بود در غم از دست دادن او کمر خم کرد و تاب تحمل نیاورده و به سرای باقی شتافت. ما این مصیبت وارده را به فرزندان ایشان و خانوادة انجمن نجات تسلیت گفته برای آن مرحوم اجر جلیل و برای بازماندگان صبر جمیل آرزومندیم.
