پنجشنبه, ۹ مهر , ۱۴۰۵
  • ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین 07 مهر 1405

    روایت حمید آتابای
    ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین

    در ترکیب بزرگ سه تیم کاری برای نصب سقف فلاشینگ و متعلقات آن به شهر کوکس رفتیم. صبح زود، ساعت ۵، حرکت کردیم تا بتوانیم از زمان برای کار استفاده بکنیم. تیم سقف، که خیلی بزرگ بود و از قبل امکاناتش را منتقل کرده بود، شروع به نصب کرد. تیم ما فلاشینگ‌هایی را که خودمان […]

با فرزندانم به یاد شهدای میناب 06 مهر 1405

به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب

سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده 05 مهر 1405

به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده

پیام مجید محمدی به رقیه عباسی از اعضاء مجاهدین خلق 09 اسفند 1404
هنوز دیر نشده

پیام مجید محمدی به رقیه عباسی از اعضاء مجاهدین خلق

من مجید محمدی از شهرستان پل سفید هستم. من سالها در اردوگاه اشرف در عراق اسیر بودم و با توصیه رقیه عباسی که نسبت خانوادگی خیلی نزدیک با من دارد به مجاهدین خلق پیوستم. بعد از چندین سال به من گفته شد که خانواده ام توسط حکومت ایران اعدام شدند و اینگونه سعی کردند با […]

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و سوم 06 اسفند 1404
انفجار عاطفی در گفت‌وگو با ستوان

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و سوم

امیر در قسمت قبل خاطراتش از ملاقات با مادرش می گوید. یک روز پیش از تولدم، اولین نامه از مادرم به دستم رسید. درخواست ملاقات کرده بود. سربازان آمریکایی از من خواستند پاسخ دهم. من هم پذیرفتم. مادرم از من خواست به مجاهدین برگردم. با قاطعیت گفتم هرگز. بعد از پایان ملاقات، با دلی سنگین […]

پیام علی اصغر باباپور به دوستان گرفتارش در اشرف 3 04 اسفند 1404
برای ایجاد یک زندگی جدید دیر نیست

پیام علی اصغر باباپور به دوستان گرفتارش در اشرف 3

آقای علی اصغر باباپور در دفتر انجمن نجات استان مازندران حضور یافت تا به دوستان سابقش که اکنون در کمپ اشرف 3 در مانز آلبانی گرفتار هستند پیام نوید بخش رهایی و زندگی بدهد. ایشان گفت: من خدا را شکر می کنم که توانستم از جهنمی که رجوی برایم درست کرده بود، رهایی پیدا کنم […]

مسیری که اعضای جدا شده برای بازگشت به زندگی مستقل پیمودند 29 بهمن 1404
بحران بازسازی پس از جدایی از مجاهدین خلق

مسیری که اعضای جدا شده برای بازگشت به زندگی مستقل پیمودند

ترک ساختار کنترل گر رجوی، اقدامی جسورانه برای دستیابی به آزادی است، که در عمل می‌تواند بسیار دشوار باشد. آغاز دوره‌ای احتمالی از بی‌ثباتی روانی و اجتماعی که پیمودن آن اگر چه سخت اما نتیجه آن بسیار شیرین و گواراست. در جهان آزاد خارج از حصارهای تشکیلاتی مجاهدین خلق، همراهی و همدلی با فرد جدا […]

بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق 29 بهمن 1404
رجوی در مانور غرش شیر

بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق

رجوی زمانی که در عراق بود برای اینکه خودش را به اربابش صدام ثابت کند مانورهای زیادی در بیابان‌های عراق به راه می‌انداخت. در هر مانوری که انجام می‌شد دو یا سه افسر ارشد عراقی مانور را نظارت می‌کردند و به صدام گزارش می‌دادند. مانور غرش شیر نسبت به دیگر مانورها متفاوت بود. چون وسیع‌تر […]

پیام جداشده اسماعیل فلاح رنجکش به اسیران رجوی 28 بهمن 1404
این یک دهه بهترین دوران عمرم بوده است

پیام جداشده اسماعیل فلاح رنجکش به اسیران رجوی

سلام دوستان. بنده اسماعیل فلاح رنجکش اهل استان گیلان شهرستان آستانه اشرفیه هستم. ۱۰ سال پیش همین ایام بود که توانستم با مشقات زیاد از تشکیلات سرکوبگر رجوی فرار کنم و چندی بعد داوطلبانه به وطن و زادگاهم آستانه اشرفیه باز گردم و در کانون گرم خانواده قرار بگیرم. شکر خدا این یک دهه بهترین […]

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و دوم 26 بهمن 1404
دوستی در قرنطینه، ملاقات با مادر

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و دوم

حالا تقریباً دو ماه از زمانی که وارد کمپ TIPF شده بودم می‌گذشت. در این مدت دوبار منتقل شده بودم و اکنون در بخشی جداافتاده به نام SEG یا “قرنطینه” قرار داشتم. یکی از اتفاقات خاص این دوره این بود که ارتش آمریکا انبارهای مهمات سازمان مجاهدین را تخلیه می‌کرد و آن‌ها را در توده‌های […]

نامه اسحاق الماسی به دوست قدیمی اش عباس فرجی 26 بهمن 1404
خاطرات ما را به هم پیوند می زند

نامه اسحاق الماسی به دوست قدیمی اش عباس فرجی

با سلامی گرم به دوست قدیمی و همشهری عزیزم عباس فرجی زمان زیادی است که از تو خبری ندارم اما همیشه پیگیر بوده و منتظر می باشم، منتظر خروجت از سازمان و شنیدن صدای گرمت و یا عکسی جدید از روی مبارکت . عباس جان همیشه خاطرات ما را به هم پیوند می زند و […]

پیام محمود آسمان پناه به دوستانش در کمپ مجاهدین 21 بهمن 1404
یک بار برای همیشه نه بگویید

پیام محمود آسمان پناه به دوستانش در کمپ مجاهدین

سلام به دوستانم که هنوز تصمیم به جدایی از کمپ جهنمی مجاهدین خلق را نگرفتند. امیدوارم حالتان خوب باشد. هر چند که در آن زندان و تبیعدگاه و تحت فشارهای روحی و روانی هیچ حال خوبی برای شما نمی ماند. ولی این را بدانید که ما و خانواده هایتان همیشه به فکرتان هستیم و همواره […]

به پمپ بنزین پادگان اشرف مراجعه کردم و سوژه نشست شدم 19 بهمن 1404
سوخت زدن ضابطه داشت

به پمپ بنزین پادگان اشرف مراجعه کردم و سوژه نشست شدم

بعد از انقلاب من در آوردی رجوی ها، ضوابط بین مردها و زنها به شدت سخت و توسط سران رجوی کنترل می شد. برای سوخت زدن مردها بایستی صبح به پمپ بنزین مراجعه می کردند و زنها بعد از ظهر. من در تاسیسات کار می کردم و یک خودروی آیفا به من داده بودند که […]

انتخاب من، زندگی در کنار خانواده 18 بهمن 1404
لحظه انتخاب زندگی

انتخاب من، زندگی در کنار خانواده

خیلی ها باور دارند که زندگی، فاصله کوتاهی از تولد تا مرگ است. ولی نباید فراموش کرد که تجارب، سلیقه ها، طرز فکر و عمل به آن مفاهیم، معنای زندگی را به واقعیت های عینی تبدیل می کند. در حقیقت زندگی یک بوم سفید است که ما آن را مطابق با سلیقه خود طراحی و […]

خاطره‌ای از شکنجه‌گاه‌‍‌های مجاهدین خلق 14 بهمن 1404
آزادی مورد نظر مریم رجوی

خاطره‌ای از شکنجه‌گاه‌‍‌های مجاهدین خلق

بعد از ناآرامی های اخیر در صفحات اینستاگرام دیدم که مریم رجوی فرصت طلب به میدان آمده و دم از آزادی و ایرانی آزاد می زند! یاد سال 76 افتادم. آن سال سه نفر از بچه های ایلام از سازمان فرار کردند که متاسفانه عراقی ها آنها را دستگیر کردند و به سازمان تحویل دادند. […]

blank
blank
blank