پنجشنبه, ۹ مهر , ۱۴۰۵
  • ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین 07 مهر 1405

    روایت حمید آتابای
    ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین

    در ترکیب بزرگ سه تیم کاری برای نصب سقف فلاشینگ و متعلقات آن به شهر کوکس رفتیم. صبح زود، ساعت ۵، حرکت کردیم تا بتوانیم از زمان برای کار استفاده بکنیم. تیم سقف، که خیلی بزرگ بود و از قبل امکاناتش را منتقل کرده بود، شروع به نصب کرد. تیم ما فلاشینگ‌هایی را که خودمان […]

با فرزندانم به یاد شهدای میناب 06 مهر 1405

به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب

سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده 05 مهر 1405

به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت شصت و هفتم 17 دی 1404
از درون بلوک شش کمپ تیف

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت شصت و هفتم

امیر یغمایی در قسمت قبل درباره ورودش به کمپ تیف مطالبی را بیان کرد. او از جهانی می گوید که نه سازمان مجاهدین بود و نه دنیای آزاد بیرون. چیزی در میانه. پر از قانون‌های نانوشته، خطرهای ناشناخته، و شاید در لابه‌لایش نشانه‌هایی از دوستی واقعی و همدلی. هفته‌ی دوم حضورم در TIPF با حس […]

آنها که هنوز گمان می کنند رنج شان وظیفه ایدئولوژیک است! 17 دی 1404
اعضای سازمان مجاهدین خلق

آنها که هنوز گمان می کنند رنج شان وظیفه ایدئولوژیک است!

من برای قدرت وارد مجاهدین خلق نشدم. من برای شهرت وارد نشدم. وارد شدم چون باور داشتم. کورکورانه باور داشتم که اگر به هدف بزرگتری خدمت می کردم، فداکاری من آزادی مردمم را به ارمغان می آورد. اما هیچ وقت کسی به من نگفت که قیمتش نابود شدن من به عنوان یک انسان خواهد بود. […]

چگونه در سازمان مجاهدین خلق محکوم و دادگاهی شدم 17 دی 1404
از اعلام جدایی تا زندان ابوغریب

چگونه در سازمان مجاهدین خلق محکوم و دادگاهی شدم

زمانی که فرقه تروریستی رجوی بعد از عملیات ماجراجویانه فروغ (مرصاد) متحمل خسارت های جبران ناپذیر از لحاظ نیرو و امکانات شد و به بن بست رسید، برای حفظ نیروهایش( سازمان بدون نیروهایش در واقع وجود خارجی نخواهد داشت و وجود نیروهایش بیشتر برای فرقه رجوی به معنی جلب حمایت کشورهای غربی مثل آمریکا و […]

باز هم دشمنی رجوی با مردم ایران 15 دی 1404
گفتگوی فاضل فرهادی با فواد بصری

باز هم دشمنی رجوی با مردم ایران

فاضل فرهادی: سلام وقت بخیر آقای بصری. در دیدار کوتاهی که با هم داریم مختصر گفتگویی با هم داشته باشیم. تلویزیون تشکیلات را که مشاهده می کنم تبلیغات زیادی در رابطه با تجمعات اخیر می کند. ربط این تجمعات با تشکیلات رجوی چیست؟ فواد بصری: سلام بر شما وقتتان بخیر. تجمعات اخیر در چند شهر […]

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت شصت و ششم 15 دی 1404
ورود به کمپ تیف

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت شصت و ششم

امیر یغمایی در قسمت قبل خاطراتش از اولین تجربه پس از رها شدن از مناسبات چنین می گوید: برای اولین‌بار در سال‌ها، نفس عمیقی کشیدم—نه برای اینکه کسی ازم خواسته، نه برای اینکه بخواهم قدرت‌نمایی کنم. بلکه فقط برای اینکه می‌توانستم. چون هوای آن‌جا، نه از آنِ سازمان بود، نه از آنِ رهبری، نه از […]

به یاد پدرانی که در آتش فراق فرزندان اسیرشان سوختند 14 دی 1404
پدران اسرای رجوی

به یاد پدرانی که در آتش فراق فرزندان اسیرشان سوختند

به مناسبت گرامیداشت میلاد خجسته حضرت امیر المومنین علی (ع) و گرامیداشت روز پدر امروز این رویداد بزرگ و عمیق معنادار در ویلای انجمن نجات آلبانی با حضور اعضای ایرانی و آلبانیایی انجمن برگزار شد همچنین گروهی از حامیان و دوستان اقشار مختلف. در این مراسم خانم الا، جناب آقای خلیل انصاریان و یکی از […]

خاطره ای از شکنجه شدنم در سال 1373 14 دی 1404
دکتر وحید؛ دکتر مخصوص اتاق شکنجه

خاطره ای از شکنجه شدنم در سال 1373

داشتم مطالب را در سایت انجمن نجات می خواندم که مقاله ای توجه من را جلب کرد. مقاله ای از رضا گوران با عنوان ” دکتر وحید؛ جعبه سیاه شکنجه‌گاه‌های مجاهدین خلق”. در این مقاله رضا گوران شرح یکی از پزشکان حاضر در تشکیلات رجوی را ارائه می دهد. او توضیح می دهد که چگونه […]

اظهارات سخن گوی مجاهدین خلق کذب محض است 14 دی 1404
حرفهایی که به مذاق سخنگوی شان خوش نیامد

اظهارات سخن گوی مجاهدین خلق کذب محض است

من فؤاد بصری در اول مهرماه 1404 در سی و نهمین دادگاه سران مجاهدین خلق در تهران شرکت کردم و ادای شهادت نمودم. بعد از گذشت چند روز از این موضوع، تشکیلات رجوی که از شهادت اعضای سابق خود در این دادگاه خیلی واهمه دارد علیه من موضع گیری کرد و همچون همیشه دروغ گفت. […]

یک تصویر و یک عالمه خاطره 09 دی 1404
کارزار بزرگ با رجوی وطن فروش

یک تصویر و یک عالمه خاطره

داشتم آلبوم عکس از فعالیتهای خیرخواهانه انجمن نجات گیلان را نگاه میکردم. در میان عکسها به عکسی برخوردم که یه عالمه خاطره برایم زنده شد. خاطرات خوب و خوش و شیرین … خاطرات همدلی و همکاری جانانه در حوزه انجمن نجات ایران برای یک هدف مقدس انسانی در راستای کمک خداپسندانه به خانواده های دردمند […]

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت شصت و پنجم 09 دی 1404
بخش خروجی، فرم‌های تحقیر

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت شصت و پنجم

به‌محض آن‌که تصمیمم را علنی کردم، دیگر کسی با من مثل گذشته رفتار نکرد. من حالا غریبه‌ای در خاک آنها بودم. گفتند که اجازه ندارم به مقر برگردم. نه برای جمع‌کردن وسایل، نه برای خداحافظی با دوستانی که سال‌ها با آن‌ها شب را روز کرده بودم. فقط یک جمله: “تو دیگر یکی از ما نیستی”. […]

از چاله اردوگاه صدام تا چاه اسارتگاه رجوی 09 دی 1404
آن روزهای سیاه

از چاله اردوگاه صدام تا چاه اسارتگاه رجوی

به دنبال تجاوز نظامی رژیم صدام به ایران همانند هزاران جوان ایرانی برای دفع تجاوز و حفاظت از خاک و ناموس وطن به خدمت مقدس سربازی رفته و بسوی جبهه های جنگ شتافتم. در تاریخ 24/4/67 در منطقه زبیدات توسط ارتش صدام اسیر و به اردوگاههای بعثی منتقل شدم. شرایط اردوگاه برای اسیران خیلی سخت […]

چرا سکوت کردم؟! 08 دی 1404
خاطره ای تلخ از دوران حضورم در تشکیلات رجوی

چرا سکوت کردم؟!

همانطور که قبلا گفتم من کسی بودم که به عشق رفتن به اروپا سر از کمپ اشرف و مناسبات مجاهدین در آوردم که بعد از حضورم در تشکیلات وقتی متوجه شدم فریب خوردم درخواست جدایی و بازگشت به کشور مبدا کردم. اما مسئولین تشکیلات به روش های مختلف تهدیدم کردند که نباید درخواستم را برای […]

blank
blank
blank