من عبدالله افغان از شهرستان آمل هستم. پیامی برای دوستان سابقم در اشرف 3 در آلبانی دارم تا متوجه شوند بیهوده عمرشان را در اشرف 3 تلف می کنند. ابتدا انگیزه ماندنم در مناسبات مجاهدین را بیان کنم. من آمده بودم به خیال خودم مردم ایران را به آزادی برسانم و با شعارهایی که رجوی […]
من عبدالله افغان از شهرستان آمل هستم. پیامی برای دوستان سابقم در اشرف 3 در آلبانی دارم تا متوجه شوند بیهوده عمرشان را در اشرف 3 تلف می کنند. ابتدا انگیزه ماندنم در مناسبات مجاهدین را بیان کنم. من آمده بودم به خیال خودم مردم ایران را به آزادی برسانم و با شعارهایی که رجوی می داد در مورد مبارزه با امپریالیسم و اینکه حکومت ضد غرب نیست وارد مناسبات شدم، ولی هر چقدر زمان گذشت بیشتر متوجه اختناقی که در آنجا حاکم بود، شدم و دریافتم تمام حرفهای رجوی دروغی بیش نیست. البته نقطه اوج تصمیم برای جدا شدنم بعد از سرنگونی صدام بود. چون مشاهده می کردم شعار مبارزه با امپریالیسم تبدیل به انداختن فرش سرخ زیر پای سربازان آمریکایی شد و زنان سازمان با فریبکاری رنگ عوض کردند تا خودی به آمریکایی ها نشان دهند. اکنون هم شاهدیم که تمام و کمال تبدیل به مهره آمریکا و اسرائیل جنایت کار شدند.
جا دارد به دوستان سابقم از جمله بچه های آمل رمضان پایکار، رضا جلالی، علی حبشی، جواد صداقت و دیگر بچه ها از جمله حسین فامیل ذاکر، محمد رضا خزایی و بقیه که اکنون یادم رفته عنوان کنم، با خانواده هایتان ملاقات داشتم همه آنها چشم انتظار دیدار با شما هستند و هر موقع من را می بینند سعی می کنند از خاطراتی که با شما داشتم سوال کنند.
اکنون بعد از حمله جنایتکارانه آمریکایی – صهیونی به ایران، رجوی به خیال خودش فکر میکند می توان روی خونهای به ناحق ریخته شده کاخش را بنا کند اما به شما بگویم رجوی ها هیچگاه در ایران جایی نخواهند داشت. به شما می گویم که هنوز دیر نیست و برای زندگی و تولدی دوباره همیشه وقت است اگر مانند من قدری به گذشته و سرنوشتی که داشتید فکر کنید درخواهید یافت که همه عمرتان روی دروغ های رجوی سوار بوده، پس بهتر است به خودتان بیایید و از جهنمی که او برای شما درست کرده رهایی یابید .
امید دارم روزی شما معنی زندگی کردن به دور از قفل و بست های تشکیلاتی را فهم خواهید کرد . به امید آن روز .
عبدالله افغان
مازندران / شهرستان آمل

