سه‌شنبه, ۶ مرداد , ۱۴۰۵
  • مجاهدین و کشتار برای هیچ در 6 و 7 مرداد سال 88 06 مرداد 1405

    پای سخنان علی قزل قارش
    مجاهدین و کشتار برای هیچ در 6 و 7 مرداد سال 88

    شب پنجم مرداد سال 88 بود که من و تعدادی از دوستانم که دعوایی در داخل یگان براه انداخته بودیم و به یگانهای مجزا تبعید شده بودیم را دوباره دور هم جمع کردند و اول صبح 6 مرداد همه ما رو به محوطه ای بردند و سپس شروع به دلجویی و تعریف از ما نمودند […]

من هم آسیب دیده از سازمان مجاهدین هستم 05 مرداد 1405

صحبت های سیروس غضنفری من هم آسیب دیده از سازمان مجاهدین هستم

رجوی با نیازهای طبیعی افراد مخالفت می کرد 04 مرداد 1405

پس از جدایی، طعم آزادی را چشیدم رجوی با نیازهای طبیعی افراد مخالفت می کرد

پذیرایی توسط شکنجه گران صدام حسین 30 آذر 1398

پذیرایی توسط شکنجه گران صدام حسین

مصاحبه ها به ترتیب ادامه داشت وهر کس به نحوی پذیرایی می شد یکی از نفرات از لج، ستاره اسراییل را روی کفشش نقاشی کرد وبرای مصاحبه رفت در اول متوجه نشدند مصاحبه که تمام شد وقتی متوجه شدند ازش پرسیدند که این مگر نمی دانی چی است؟گفت چرا پرچم اسراییل است اگر اسیر آنها […]

آخرین شب اقامت در تیف 28 آذر 1398

آخرین شب اقامت در تیف

مروری بر خاطرات سیاه من در 10 سال اسارت در سازمان مجاهدین خلق ایران – قسمت هفتاد و دو کم کم با تنی خسته و روح و روانی بشدت آزرده، آماده می شدم که به ایران برگردم. من سیاسی نبودم ، اما بچه های سیاسی و باتجربه تر می گفتند : مسعود رجوی بیشترین خدمت […]

اعتراف عضو سابق مجاهدین درباره یک ادعای دروغین 26 آذر 1398

اعتراف عضو سابق مجاهدین درباره یک ادعای دروغین

عضو سابق سازمان مجاهدین: دولت فرانسه ازسازمان به شدت ناراحت است، زیرا براساس اسنادی که به تازگی منتشر شده اتهام بمب گذاری نشست سال گذشته مجاهدین درپاریس فیک نیوز بوده وتوسط خود این سازمان طراحی شده بود. به گزارش مشرق، عضو سابق گروه تروریستی مجاهدین خلق در گفتگو با تلویزیون ایران اینترنشنال درباره اطلاعات منتشر […]

جهانبخش و آرزویی که هرگز محقق نشد 26 آذر 1398

جهانبخش و آرزویی که هرگز محقق نشد

مروری بر خاطرات سیاه من در 10 سال اسارت در سازمان مجاهدین خلق ایران – قسمت هفتاد و یک در آستانه برگشتم به ایران نتوانستم بهترین دوستم را با خودم همراه کنم طی سالیان، بلاهایی در فرقه ی رجوی بر سرم آمده بود که هزار بار آرزو می کردم که ای کاش پایم می شکست […]

اعلام جدایی رسمی آقای رضا اسلامی از مجاهدین در آلبانی 24 آذر 1398

اعلام جدایی رسمی آقای رضا اسلامی از مجاهدین در آلبانی

اینجانب رضا اسلامی که از ۴ تیرماه ۱۳۶۸ به مدت ۲۹ سال در تشکیلات فرقه رجوی بودم بدین وسیله جدایی خودم را از تشکیلات این فرقه رسما اعلام میکنم. من رضا اسلامی سرباز ارتش بودم که در تاریخ ۲ مهرماه ۱۳۵۹ در مرزهای جنوبی کشور توسط ارتش عراق اسیر شدم. در اولین سالهای جنگ به […]

از یک برنامه کار پنهان در مورد من سوءاستفاده شد 24 آذر 1398

از یک برنامه کار پنهان در مورد من سوءاستفاده شد

مروری بر خاطرات سیاه من در 10 سال اسارت در سازمان مجاهدین خلق ایران – قسمت هفتاد انتخاب برگشتن به ایران، انتخاب سختی بود ، در حقیقت یکی از سخت ترین انتخابها در زندگی بود. خیلی سخت بود که اقرار کنم بخاطر یک انتخاب غلط و عجولانه ، 10 سال به راه خطا رفتم! 10 […]

نامه ای به دوست خوبم صمد بهادری 21 آذر 1398

نامه ای به دوست خوبم صمد بهادری

صمد بهادری از بچه های خونگرم خوزستانی بود که در اشرف با او آشنا شدم و از دوستان خوب من در آنجا بود. البته مدت این دوستی خیلی کم بود چون صمد راه خودش را پیدا کرد و بدلیل تناقضاتی که با بحث طلاق ها در فرقه داشت و اتفاقاً خیلی هم علاقمند به تشکیل […]

اندوه و بغض غریبانه در صدای لرزان پدر را تاب نیاوردم 21 آذر 1398

اندوه و بغض غریبانه در صدای لرزان پدر را تاب نیاوردم

مروری بر خاطرات سیاه من در 10 سال اسارت در سازمان مجاهدین خلق ایران – قسمت شصت و نه کم کم زمزمه های امکان رفتن به ایران به عمل رسید و آمریکائی ها لیستی از کسانی که تمایل دارند به ایران بازگردند را تهیه کرده و وارد مذاکرات با صلیب سرخ جهانی شدند. از طرف […]

این ذهنیت زمانی در من شکست که به جمع خانواده برگشتم 19 آذر 1398

این ذهنیت زمانی در من شکست که به جمع خانواده برگشتم

مروری بر خاطرات سیاه من در 10 سال اسارت در سازمان مجاهدین خلق ایران – قسمت شصت وهشت بله، ما در تیف انتخاب های زیادی نداشتیم، در حقیقت زندانی نیروهای آمریکائی بودیم، اطرافمان سیم خاردارها ردیف شده بود و تله های منور هم از هر چند ده متر کارگذاشته شده بود، ما باید صبر می […]

یادمانده ها از مناسبات فرقه رجوی 18 آذر 1398

یادمانده ها از مناسبات فرقه رجوی

یادی از بهروز ثابت آشنایی من با بهروز ثابت به سالهای 70 برمی گردد که نشست های لایه ای شروع شد. بهروز تلاش می کرد آنچه که می گوید پای آن بایستد وهمانطوری هم شد . درنشست ها که باهم صحبت می کردیم ایشان بیان می کرد این سرفصل را هم قبول دارم . بیرون […]

بايد بگوييد مهمان آقای صدام حسین هستیم 16 آذر 1398

بايد بگوييد مهمان آقای صدام حسین هستیم

برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت يازدهم آن روز گذشت و موفق نشدم لااقل از دور هم که شده دوستان قدیمی را ببینم .فردای آن روز چون آنها نوبت اول بودند برای کارهای فردی و هواخوري در یک ساعت مشخص شده روزانه بيرون آمده بودند. چون هنوز […]

گورستان تیف 11 آذر 1398

گورستان تیف

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت شصت و هفت بیش از نیمی از اسرای جنگ ایران و عراق در تیف، به ایران بازگشتند. میان سالانی که جوانی خود را در اردوگاههای عراق اجبارا صرف کرده ودراسارتگاه اشرف، تباه کردند. اکنون با موهائی سفید و تن هائی فرتوت در حالی به میهن بازگشتند که بزرگترین […]

blank
blank
blank