به بهانه سالگرد در گذشت بابا و مامان نامه خواهری دردمند به زهرا حسینی عضو اسیر رجوی
نامه به برادری اسیر نامه خواهران عباس گل ریزان به برادرشان
خبر سلامتی رامین مادرم را دلشاد میکند
دیدار صمیمانه خانواده های گلستانی با شیراحمد روزرخ دیدار با خانواده رامین عبدالهی داشتن کار خوب و زندگی در شرایط ایده آل آرزوی هر جوانی می باشد که بعد از رسیدن به سن بلوغ در سر می پروراند و برای رسیدن به آن گاها گرفتار حیله ها و حقه هایی می شود که شاید تا […]
داریوش جان تا توان دارم برای آزادیت تلاش می کنم
نامه آقای عزیز ا… رستمی به برادرش داریوش رستمی اسیر در فرقه رجوی داریوش جان سلام! امیدوارم حالت خوب باشد. چندین سال است از شما بی خبرم. تا به حال نه تماسی با من گرفته ای و نه نامه ای برای من ارسال کرده ای که از احوال شما با خبر شوم. معلوم است شما […]
در رویاهایم برای معصومه لالایی می خوانم
ببار ای نم نم باران این فصل بسان چشم ما از هجر یاران کجا این داغ را گفتن توانیم که ماندند و شدن از شرمساران این بار اعضای انجمن نجات لرستان به دیدار مادری رفتند که فراق دوری دختر جوانش، وی را چشم انتظار در کنج خانه با هزارن خاطره زنده نگه داشته است. مادری […]
چگونه خواهرم را از زندان مجاهدین نجات دادم
خاطره گویی خانم اعظم نوری خانم نوری یکی از خانواده های فعال انجمن نجات استان مرکزی است. هر چند که خواهرش طیبه نوری از فرقه رجوی جدا شده است ولی کماکان با دفتر انجمن فعال است و می گوید من بدنبال آزادی همه اسیران هستم و هر کاری که باعث شود اسیران از فرقه رجوی […]
با مسئول صلیب سرخ در تهران صحبت کردم اما..
گلایه آقای شمس ا… نوری پدر حمید رضا نوری اسیر در فرقه رجوی از سازمانهای حقوق بشری سلام! من شمس ا…. نوری پدر حمید رضا نوری هستم که سالهاست در فرقه رجوی به اسارت گرفته شده است. من از سازمانهای حقوق بشری و صلیب سرخ گلایه دارم. تا به حال چندین بار برای سازمانهای حقوق […]
بیاد برادرعزیزتر از جانم ولیرضا
ولی جان سلام. خوبی عزیز بردار. من و سایر اعضای خانواده بیش از پیش دوستت داریم و نگران روند زندگی اسارتبار و آینده ات هستیم. با وجود مرگ های مشکوک دردرون تشکیلات! امیدوارم با تمام اتفاقات عجیب و غریبی که درسازمان مجاهدین خاصه در نمایش 5 روزه که در مقرتان در مانز آلبانی روی داده […]
چگونه مجاهدین آزاده و کاوه را ربودند
آزاده! آزادی حق توست قسمتی از مصاحبه با خانم فاطمه محبتی مادر آزاده صبوری (اسیر در فرقه رجوی) دخترم پس از اخذ دیپلم، ازدواج کرد. همراه با همسرش آقای کاوه پورهمدانی برای اشتغال به همدان و از آنجا به کرمانشاه و سپس به سلیمانیه رفتند. در سلیمانیه دو نفر دنبالشان می آیند که ببرندشان به […]
مادرش به من گفت دست خالی برنگرد
قسمتی از مصاحبه آقای جانعلی علیمردانی پدر مجتبی علیمردانی (اسیر در فرقه رجوی) مجتبی در 18 سالگی به سربازی اعزام شد. هجده ماه در جبهه خدمت کرد. هر دو ماه، پانزده روز به مرخصی می آمد. در فکه خدمت می کرد. آخرین باری که به مرخصی آمد گفت: «بابا من دارم می روم و آمدنم […]
یکی از هزاران جوانی که مجاهدین ربودند
دیدار با خانواده رسول مهدلو ترکمانی ربودن جوانان ایران زمین توسط سران خائن فرقه رجوی تاریخ سیاهی دارد که تاکنون بارها و بارها گفته شده است. آقای رسول مهدلو ترکمانی نیز از جمله همین افراد می باشد که توسط عوامل سازمان ضد خانواده مجاهدین با ترفند و حیله ربوده شده و به قلعه الموتی اشرف […]
از این همه دلتنگی خسته شده ام
نامه خانم رقیه فرازیان فرد کهن به پسرش آقای فریدون ندایی (اسیر در فرقه رجوی) سلام فریدون جان، مدت هاست که از شما بی خبر می باشم و سال هاست که در انتظار دیدارت به سر می برم. فری جان، شما این قدر بی وفا نبودی. همیشه می گفتی:”دوست دارم در جمع خانواده و برادران […]
حضور مادران قزوینی در دفتر مرکزی انجمن نجات
روز شنبه مصادف با 12 مرداد ماه 1398، تعدادی از مادران دردمند و رنج دیده قزوینی در محل دفتر مرکزی انجمن نجات در تهران گرد آمدند و با مدیر عامل انجمن آقای ابراهیم خدابنده و مسئول تشکل مادران خانم ثریا عبدالهی دیدار کردند. در این دیدار بسیار صمیمی و عاطفی، مادران در میان انبوهی اشک […]
شبی که قرار بود به مشهد برود او را ربودند
خانواده روح الله راموز گرفتار در سازمان ضد انسانی مجاهدیناز در که وارد شدم یا الله گفتم که صدای پیرزنی نظرم را جلب کرد که گفت بفرمایین تو ( البته با لهجه محلی ). من به سمت صدا رفتم و مادر روح الله ( زندانی در فرقه رجوی ) را دیدم که برروی زمین میخزد […]

