سخنی چند با خانواده های اسیران مجاهدین

با سلام به خانواده های عزیز و دردمند که مانند من و مادرم ، فرزندان و عزیزانشان اسیر ذهنی و فیزیکی فرقه مجاهدین – رجوی درآلبانی – اشرف 3 ، می باشند.
خانواده های عزیز و ارجمند ، من و مادرِ دردمندم فاطمه رضایی، به مانند شما عزیزانمان، خواهران و دختران و پسرانمان اسیر ذهنی و فیزیکی مسعود و مریم رجوی – این رهبری خطرناک ، قدرت طلب، خشونت طلب ، فرقه ای و تروریستی سازمان مجاهدین خلق هستند . خانواده دردمند ما نیز چون شما مصیبتها و خسارات بسیاری را در اثر موانع ، ترفندها و حیله هایی که رهبری مسعود و مریم رجوی برای جلوگیری ازدیدار و آزادی و حتی یک تماس تلفنی با عزیزانمان ایجاد نموده اند متحمل شده ایم .

رجوی با در دست گرفتن عوامل چهارگانه ی رفتار، اطلاعات ، افکارو عواطف عزیزانمان تحت کنترل خودش آنها را مهار کرده است . با این چهار عنصر است که در طول زمان عزیزان ما را کنترل کرده اند ، نهایتاً هویت فرزندان و عزیزان ما را خارج کرده اند و به چنگ گرفته اند. سازمان، اذهان اعضا را به صورت سیستماتیک و با استفاده از تکنیک های روانی ومغزشویی فریب می دهد و در اسارت نگاه می دارد به نحوی که دیگر آنها قادر به انتخاب و تصمیم گیری مستقل نیستند و در تمامی مراحل زندگی خود و هرگونه قضاوت و تصمیم به طور کامل وابسته شده اند.

رجوی ها یک هویت جدید برای عزیزان ما خلق کرده اند که کاملاً وابسته است . ولی متاسفانه عزیزان ما تصوّر می کنند این افکارو تصمیمات خود آنها است که عمل می نماید. فرقه رجوی این توهم را در ضمیرِعزیزانِ ما به نحوی می کارد که آنها کاملا ً مطمئن هستند با اراده آزاد خود به تمامی تصمیمات فرقه رجوی و رهبری وی گردن می گذارد.
می دانید دلیل اینهمه اعمال ترفند و حُقه از طرف رجوی ها چیست ؟! زیرا آزادی و رهایی عزیزانمان مانع و سدّی تعیین کننده برای بقاء زندگی انگلی و حیات و ارتزاق تروریستی باند رجوی وشخص مسعود و مریم می باشد .
آری مجاهدین چون غول تکنولوژی، درحال حاضردرمناسبات کمپ اشرف 3 درآلبانی، تمامی مناسبات انسانی و خانوادگی را مخدوش و فرمانروایی بر افکار اعضاء را حادث کرده اند و با زیر سوال بردن مشروعیت ها و ایجاد مشروطیت ها ، تلاش نموده فردیت انسان ها را مورد تهاجم قرار داده تا ازاین طریق هویت زدایی کرده و ازخود بیکانگی درهمه عرصه ها را بوجود آورند.
سال هاست که فریبکاران و سارقان عقل ، ازمکانیزم مغزشویی با ابزارهای مختلف برای کنترل و در اختیار گرفتن ِ عزیزان ، دختران و پسران ما استفاده می کنند. به پدیده استثماری ، فرقه سازی و فرقه گرایی می گویند، پدیده ای که در واقع همان برده داری از نوع نوینش می باشد که با سبک و سیاق نوین رنگین شده است و در زرق ورق قرارگرفته است ، با این تفاوت که بردگان قدیم به زورو اجبارمی ماندند ، ولی برده های جدید اغلب خود می مانند و عاشقانه ارباب خود را ستایش می کنند !
ازنویسنده ای امریکایی بنام استیون حسن که خود سابقه ی اسارت درفرقه داشته است و بعد ازآزادی در کتابش رهنمودها و تجارب بسیارارزنده ای ثبت می کند، به چند رهنمود ایشان که بسیارمورد نیازما خانواده های دردمند می باشد ، در زیراشاره می کنم:
برخوردهایی که شانس موفقیت ( خانواده ها را برای دیدارو آزادی عزیزانشان ) را افزایش می دهند:
*به اینکه فرد در شرایط کنترل ذهن است و به موقع گروه را ترک خواهد کرد، باور داشته باشید.

  • به قاطعیت ، ذکاوت و خلاقیت وی باورداشته باشید.
  • به تعهد خود و دیگران برای کمک به توانایی هایتان باور داشته باشید.
    *به خدا ، ذات متعالی که به شما قدرت و پشتوانه وامید می دهد ، باور داشته باشید.
    *صبر، انعطاف پذیری و مصمم بودن رمزمساله است .
    برخوردهایی که شانس موفقیت را پایین می آوردند:
    *سلبی بودن ، یکدندگی ، پرخاشگری ، خجالت کشیدن
    *ناامیدی ، دست پاچگی ، عصبانیت
  • انتقاد و قضاوت – ” من درست می گویم ، تو نادرست می گویی .”
  • دورشدن ازمعنویت و ایمان
    به امید به آینده ای روشن که ما خانواده ها موفق به آزادی و درآغوش گرفتن عزیزانمان بشویم .
    زهرا سادات میرباقری
دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.