عملکرد سازمان

بی غیرتی برای خلیج فارس، مفهوم وطن برای مجاهدین بی‌وطن

برای اپوزیسیونی که چهل سال از عمر پنجاه و اندی ساله خود را در خدمت به دشمنان وطنش گذرانده اینکه خلیج همیشه فارس را با عبارت مجعول «خلیج عربی» بخوانند نه تنها انگیزه مخالفت و اعتراضی ایجاد نمی‌کند بلکه انفعالی توام با هراس ایجاد می‌کند.

بزرگترین خطای راهبردی مجاهدین خلق در طول تاریخ مبارزاتی اش همکاری با صدام حسین دشمن در حال جنگ با ایران بود. خطایی که غیر قابل بخشش است و کمتر نیروی اپوزیسیونی در طول تاریخ مرتکب شده و برچسب خیانتکار نخورده است. اما مجاهدین خلق نه تنها در صدد جبران این خطا برنیامد بلکه همواره در حال تکرار آن به روش های گوناگون است و هر روزه مصادیق خیانت به وطن در افعال و اقدامات آن‌ها بیشتر دیده می‌شود.

پس از سقوط صدام حسین، سران مجاهدین خلق مجبور بودند در میان دشمنان ایران به دنبال حامیان مالی و نظامی تازه باشند. بنابراین با اوج گرفتن فعالیت‌های لابی‌های مجاهدین خلق در آمریکا و خدمات آن ها در زمینه‌های جاسوسی و عملیاتی به اسرائیل، دایره خیانت‌های مجاهدین خلق از همدستی با صدام بسیار فراتر رفت. حذف شدن از فهرست تروریستی، دریافت آموزشهای نظامی و اطلاعاتی در صحرای نوادای آمریکا و قتل دانشمندان هسته ای ایران از پیامدهای این همکاری‌ها بود.

روابط دوستانه با عربستان سعودی نیز که از زمان صدام حسین آغاز شده بود، ابعاد تازه ای پیدا کرد. حمایت های عربستان به عنوان رقیب منطقه ای ایران، به مجاهدین خلق همه جانبه بودند، از بارهای هندوانه که در تابستان برای پایگاه های مجاهدین خلق فرستاده می‌شد تا کامیون‌های حامل شمش طلا و ساعت رولکس که از عربستان سعودی برای مجاهدین خلق فرستاده می‌شد تا در بازارهای سیاه خاورمیانه و اروپا تبدیل به پول شوند. ( بر اساس مشاهدات اعضای جداشده)

چندی پیش که پمپئو وزیر امور خارجه امریکا در نشستی خبری عامدانه از لفظ خلیج عربی برای اطلاق به خلیج همیشه فارس استفاده کرد، موج واکنش های ایرانیان در سراسر جهان را به دنبال داشت. بسیاری از گروه‌های اپوزیسیون و چهره های اپوزیسیون با صدور بیانیه، انتشار نامه‌های سرگشاده و طرح دادخواست های اینترنتی علیه این اهانت پمپئو وارد عمل شدند، اما مطابق معمول مجاهدین خلق سکوت اختیار کردند.

این نخستین بار نیست که بی‌غیرتی مجاهدین خلق در برابر وطن از بیم از دست دادن حامیان مالی و سیاسی‌اش رخ می دهد، چنانچه در سال 1396 در مصاحبه علیرضا جعفر زاده با اسکای نیوز عربی رخ داد. جعفرزاده به عنوان نماینده مجاهدین خلق در این مصاحبه از کاربرد لفظ خلیج فارس پرهیز دارد و عافیت طلبانه از لفظ «خلیج» استفاده می کند و هنگامیکه مترجم آن را خلیج عربی ترجمه می کند، سکوت اختیار می کند.
این سکوت آن سکوتی نیست که سران مجاهدین خلق همواره در مقابل جنایت‌های اسرائیل علیه ملت فلسطین و یا در برابر کشتار زنان و کودکان یمنی توسط هواپیماهای سعودی اختیار می‌کنند –که آن هم در جای خود بسیار مقبوح است. اما سکوت در برابر لفظ مجعول «خلیج عربی»، سکوتی از سر خیانت است که مفهوم بسیار عمیقی دارد و کل ماهیت و تاریخ چهل ساله حیات مجاهدین خلق که خود را ارتش آزادی بخش خلق ایران می‌نامند، در سایه لطف دشمنان ملت ایران را زیر سوال می‌برد و روشن می کند که چرا مجاهدین خلق در میان ملت ایران هیچ پایگاهی ندارد و مورد نفرت و انزجار آن گروه از مردم هستند که آن ها را به خاطر می‌آورند.
مزدا پارسی

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا