کودکان خاکستری ( 2)

کودکان خاکستری ( 2)
چه وقت کودکان خاکستری متولد شدند
پاسخ محمد حسین سبحانی به خانواده یکی از قربانیان
محمد حسین سبحانی، سوم آوریل 2007
اساساً دیدگاه سازمان مجاهدین خلق به خانواده به عنوان اصلی ترین و مهمترین واحد جامعه ، یک دیدگاه فرقه گرایانه و عقب مانده می باشد و نگاه رهبری سازمان مجاهدین خلق نسبت به خانواده تابعی بود از یک متغیر. آن متغیر نیز چیزی جز منافع شخصی و تشکیلاتی رهبری فرقه نبود. یعنی هر جا که لازم بود خانواده امری مقدس و انقلابی می شد و هر جـا که منافـع سازمان ایجاب می کرد، خانواده، عشق و عاطفه می توانست تضاد تاریخ و مبارزه تلقی شود. چنانچه مسعود رجوی تنها بعد ازسپری شدن هفت ماه از کشته شدن اشرف ربیعی ( همسر اول وی ) با خانم فیروزه بنی صدر در 20 مهر ماه 1362 ازدواج کرد.
سازمان مجاهدین خلق در توجیه علت ازدواج فوری آقای مسعود رجوی ـ بعد از کشته شدن همسر اولش ـ مقوله ازدواج را برگرفته از سنت تاریخی پیامبر اسلام دانست. دفتر سیاسی سازمان نیز در پیامی به مناسبت ازدواج مسعود رجوی و خانم فیروزه بنی صدر در نشریه اتحادیه انجمن های دانشجویان خارج از کشورـ شماره ۵۹ ـ به تاریخ ٣٠ مهر ماه ١٣٦١ نوشت:
دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجـاهدین خـلق ایران با خـوشوقتـی و سرورانقلابی ازدواج برادر مجاهد مسعود رجوی با خانم فیروزه بنی صدر( دختر آقای بنی صدر ) را به اطلاع می رساند. این تصمیم برحسب یکی از مواد جمع بندی سالیانه سازمان در پایان بهار (۶۱) که ضرورت انقلابی ازدواج های مختارانه ی خواهران و برادران ما را چه در داخل و چه در خارج کشور توصیه نموده است، اتخاذ شده و از سنن متعالی پیامبر اکرم، ائمه اطهار و همه انقلابیونـی الهام می گیرد که در گـرمـاگـرم حـادترین مبارزات اجتماعـی و سیاسـی، به پیوند زناشویی به مثابه امری ضروری و مقدس و در متن مبارزه انقلابی و ایدئولوژیکی خود نگریسته اند. (خط کشی های زیر متن از نگارنده است.)
همانطور که ملاحظه می فرمایید ، مشخص نیست که چگونه زمانی پیوند زناشویی ( از جمله ازدواج مسعود رجوی و خانم فیروزه بنی صدر) امری ضروری و مقدس در گرماگرم مبارزه اجتماعی و سیاسی از سوی پیامبر و ائمه اطهار محسوب می شود ولی چندی بعد نه تنها پیوند زناشویی حرام می شود، بلکه این بار طلاق امری ضروری ومقدس در متن مبارزه انقلابی و ایدئولوژیکی از طرف پیامبر و ائمه محسوب می شود که کودکان بی گناه نیز باید قربانی این سیاست شوند. بنابراین رهبری فرقه بحث طلاق های ایدئولوژیک را در 26 مهرماه سال 1368 برای اعضای مجاهدین، و در تکامل ازدواج ایدئولوژیک خود و مریم عضدانلو در سال 1364 آغاز کرد. مسعود رجوی در مورد درجه اهمیت بحث های صورت گرفته در مورد انقلاب ایدئولوژیک تاکید های ویژه ای دارد که با عبارت بود و نبود سازمان مجاهدین ، در نشست های شورای مرکزی سازمان از آن یاد کرده است. اینکه چرا انقلاب ایدئولوژیک وی و مریم عضدانلو از ازدواج آغاز شد، اما انقلاب ایدئولوژیک اعضا مجاهدین باید از طلاق ایدئولوژیک آغاز میشد، از پرسش ها و رازهای پنهانی است که هیچگاه رهبری مجاهدین پاسخ به آن نداده است.
البته لازم به یادآوری است که رهبری سازمان مجاهدین تاکنون از درج و انعکاس هرگونه خبری در خصوص طلاق های ایدئولوژیک در درون فرقه خودداری کرده است، و این موضوع بعد از سرنگونی رژیم صدام حسین دیکتاتور سابق عراق و حضور بخش عمده ای از سازمان مجاهدین خلق در اروپا و غرب با تاکید بیشتری دنبال می شود، زیرا مهمترین و کلیدی ترین نشانه فرقه بودن سازمان مجاهدین خلق نزد افکار عمومی و رسانه ها و سیاستمداران در غرب ازدواج ایدئولوژیک مسعود رجوی و مریم عضدانلو و متعاقب آن طلاق های اجباری و ایدئولوژیک سایر اعضای سازمان می باشد که در نتیجه آن کودکان خاکستری متولد شدند.
البته این بدین مفهوم نیست که قبل از طلاق های ایدئولوژیک کودکان در سازمان مجاهدین خلق مورد ستم و ظلم قرار نمی گرفتند، چرا که به هنگام دوره ازدواج های ایدئولوژیک نیز باز این کودکان و در مرحله بعد زنان بوده اند که مورد بیشترین ستم قرار می گرفتند. بد نیست در این مورد به گزارش سازمان دیدبان حقوق بشر و خاطره از دکتر مسعود بنی صدر اشاره شود که ظلم مضاعف و نقض حقوق بشر در مورد کودکان اعضای مجاهدین را می توان مشاهده کرد
مسعود بنی صدر در کتاب خاطرات یک شورشی چاپ انتشارات خاوران-پاریس می نویسد:
درمورد بچه هایی که به خارج فرستاده شده بودند، در نشریات ایرانی مطالبی نوشته شده بود ولی من آن را به عنوان تبلیغات دشم رد می کردم، یک بار یکی از بچه ها را ملاقات کردم. یک پسر ده ساله بود. از او در مورد والدینش پرسیدم.
پاسخ داد: کدام یکی
من نمی توانستم سوالش را درک کنم.
گفت: خوب، پدر واقعی من در ایران کشته شده. و بعد از آن من با مادرم به عراق منتقل شدیم. مادرم ازدواج کدر و من پدر جدیدی یافتم. بعد از مدتی مادرم کشته شد و پدر دوم من ازدواج کرد و من مادر جدیدی پیدا کردم و سپس من هر دو را در عملیات فروغ از دست دادم و بعد دوباره پدر و مادر جدیدی به من داده شد!!
اما در هر صورت بعد از طلاق های ایدئولوژیک در درون مجاهدین در مهر ماه 1368 ، کودکان بطور کامل از حقوق اولیه خود محروم شدند. کودکانی که بدون تردید محروم ترین گروه اجتماعی در ایدئولوژی و تشکیلات مجاهدین محسوب می شوند و از این مرحله به بعد زیر پای منافع تشکیلاتی رهبری فرقه ذره ذره جان می دهند و از ابتدایی ترین حقوق خود که عشق و عاطفه نسبت به پدر و مادر می باشد، محروم می شوند. چنانکه حتی برای سال ها نیز صدای آنها را از پشت تلفن نمی توانند، بشنوند و یا نامه ها و عکـس های آنها را ببینند و بخوانند.
از این مرحله به بعد کودکان خاکستری متولد شده باید در عوض گرفتن محبت و عاطفه پدر و مادر، باید در پایگاه های فرقه رسم خشونت و ترور را یاد بگیرند و برای انجام عملیات تروریستی به عراق برگردند و یا از فرط کمبود عاطفه و محبت در دام مصیبت های اجتماعی در غرب گرفتار شوند و در جرم های سازمان یافته تحت رهبری فرقه شرکت کنند تا جاییکه بخشی از جرایم سازمان مجاهدین در رابطه با سوء استفاده مالی از کودکان بر حسب مدارکی که اداره پلیس جنایی فدرال کشف نموده در مجله فوکوس اینگونه منعکس می شود:
اطلاعات موثق حاکی از آن است که فرزندان افراد مجاهدین خلق را با قصد قبلی از خانواده ها یشان جدا کرده، پنهانی وارد خاک آلمان کرده و به عنوان ظاهرا بچه های یتیم و آواره در ساختمانهای مهد کودک وابسته به سازمان آورده شده اند، تا به حساب سازمان کمکهای مالی دولتی در مقیاس بالا واریز شود. مجله فوکوس ـ شماره 29 ـ چاپ آلمان سال2000.
بنابراین از این جهت باید گفت که تولد کودکان خاکستری در سازمان مجاهدین شاخص و نمونه ای برای درک بهتر ساختار فرقه گرایانه و ضد حقوق بشری در این گروه می باشد، چرا که کودکان پاک ترین و در عین حال آسیب پذیرترین بخش جوامع بشری هستند، تا جاییکه سازمان ملل متحد بر مستثنی کردن کودکان از منازعات سیاسی ، فرقه ای و جغرافیایی تاکید کرده و در اعلامیه جهانی حقوق بشر رعایت دقیق حقوق آنها تصریح شده است.

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا