عمل ننگین شکنجه یکی از بارزترین موارد نقض حقوق بشر است که به شدید ترین وجه، کرامت انسان را مورد تعرض قرار میدهد و در راستای مبارزه با آن اقدامات بین المللی و منطقهای و ملی متعددی تاکنون صورت پذیرفته است. در اینکه سازمان تروریستی مجاهدین خلق ، اعضایش را شکنجه می کند، دیگر با […]
عمل ننگین شکنجه یکی از بارزترین موارد نقض حقوق بشر است که به شدید ترین وجه، کرامت انسان را مورد تعرض قرار میدهد و در راستای مبارزه با آن اقدامات بین المللی و منطقهای و ملی متعددی تاکنون صورت پذیرفته است.
در اینکه سازمان تروریستی مجاهدین خلق ، اعضایش را شکنجه می کند، دیگر با وجود افشاگریهای بیشمار جداشدگان شکی نیست. سازمان بعد از شروع حملات نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا به عراق، خیلی دست پاچه و با ناشیگری ، شروع به تخریب ساختمان های زندان در پادگان مخوف اشرف در عراق کرد. به دستور شخص مسعود رجوی و مریم رجوی، سعی کردند آثار زندان و سلول های انفرادی را با لودر و بولدوزر و هر امکان دیگر تخریب و تغییر چهره دهند، چرا که خودشان می دانستند چه جنایاتی را در آن زندان ها ، مرتکب شدند.
اما دو چیز را فراموش کرده بودند، اولا عکس های ماهواره ای قبل و بعد از تخریب در دسترس بود، ثانیا و مهمتر از همه چیز زندانیان و شکنجه شده ها بودند که بدلیل کثرت آنها ، نمی شد همه را از بین برد و سر به نیست کرد.
جنایت هرگز از اذهان زدودنی نیست.
– اسد الله مثنی، پس از تاسیس ضداطلاعات سازمان، از بعد از 1364 در کردستان عراق و بعدها در پادگان اشرف، بعنوان سربازجو و شکنجه گر با اختیارات تام، یکی از این مهره های کثیف رجوی بود، اسد الله معتقد بود که اگر کسی یا کسانی هم ، در زیر شکنجه کشته شوند، به نفع رجوی است. او اکنون لباس نظامی و شکنجه گری را از تن به در آورده است و با کت و شلوار و کراوات، در سیمای زندان و شکنجه رجوی ها، کارشناس سیاسی ! شده است و با پوزخندهای مشمئزکننده ای ظاهر می شود. روزی که مسعود رجوی در سالن اجتماعات اشرف ، او را رسما به عنوان فرمانده یگان مارکسیست ها معرفی کرد، من هرگز آن روز را فراموش نمی کنم ، من که او را در زندان های رجوی از نزدیک شناخته بودم، به حال نفرات آن یگان خیلی افسوس خوردم که از آن ببعد باید سایه سیاه یک شکنجه گر را مدام بالای سر خود احساس کنند.
– میرحسین موسوی نیا سیگارودی ( با نامهای مستعار فاضل و پرویز) معروف به فاضل، او از نفرات پشت پرده ضداطلاعات رجوی است که ید طولایی در شکنجه و کشتار زندانیان دارد. همکاری با نیروهای صدام و جاسوسی علیه کشور خویش بخش کوچکی از جنایت های اوست.
– فروغ پاکدل، زنی شقی و سنگدل با عینکی ته استکانی و بی رحم است، در چشمان او من هرگز بویی از انسانیت و عاطفه ندیدم. او یکی از بددهن ترین بازجویان رجوی است و اکنون در آلبانی به سر می برد و با اسامی مستعار به کشورهای اروپائی و مقرهای مجاهدین در تردد است.
– برخی دیگر از شکنجه گران، و بازجویان و زندان بانان رجوی عبارتند از :
شهین حائری، فاطمه خردمند، سعیده شاهرخی (به درک واصل شد)، فریبا خداپرستی، سپیده ابراهیمی، محبوبه جمشیدی، پری بخشایی، لیلا سعادت نژاد، کبری حسن وند، حشمت تیفکتچی، فخری امیرعلیپور، انسیه نوید، حسین فرزانه سا، بهمن کامیاب شریفی، محمدرضا محدث، نادر رفیعی نژاد( درسال 90 بر اثر سکته ی قلبی معدوم شده است)، علی اصغر قدیری، مهدی براغی معروف به احمد واقف ، رقیه مشهدی با نام مستعار مژگان پارسائی ، سعید مهدویه، حسن رودباری، جلال منتظمی با نام مستعار کاک جلال، زهرا توکلی با نام مستعار نصرت، بتول رجائی و سعیده شاهرخی ( هر دو معدوم)، لیلا دشتی ، فریدون سلیمی ، حسین ابریشمچی(در سال 1392 به درک واصل شده است)، علی اکبر انباز با نام مستعار یوسف، عبدالوهاب فرجی نژاد با نام مستعار افشین، حسن محصل، پرویز کریمیان بانام مستعار جهانگیر، مهدی ابریشمچی، امید برومند با نام مستعار ناجی ،حجت بنی عامری با نام مستعار حکمت، فهیمه اروانی، محسن امینی ، حسام عاملی ، عباس داوری با نام مستعار رحمان، حمید یوسفی قاتل مرحوم فرهاد طهماسبی، محمد باقر شعبانی با نام مستعار باقر، بهرام جنت با نام مستعار مختار ، نعمت اولیائی ، فرزاد ، مهدی ، محمد علی جابرزاده با نام مستعار قاسم ، او احکام اعدام را صادر می کرد و به درک واصل شده است، محمد محدثین با نام مستعار بهنام جزو هیات مرگ رجوی ها است و اکنون نیز ژست های حقوق بشری می گیرد، حسن عزتی با نام مستعار نریمان، مجید عالمیان ( سال 1382 توسط نیروهای ائتلاف به درک واصل شده است)، سید محمد سادات دربندی با نام مستعار کاک عادل از روسائی زندان های رجوی ، مهوش سپهری با نام مستعار نسرین ( هند جگرخوار)باعث و بانی و عامر بسیاری از قتل ها در سازمان تروریستی رجوی، مریم قجر عضدانلو، مسعود رجوی و … سایر کسانی که اسامی آنها را به خاطر ندارم.
نزدیک به 57 شکنجه گر و زندان بان و از عامران و عاملان قتل و شکنجه را نام بردم، این لیست شاید بسیار طولانی تر نیز باشد، شکی ندارم که روزی این لیست برای هرکدام از آنها بسیار طولانی تر و با تشریح جنایات ضدبشری آنها تحریر خواهد شد، این نوک کوه یخی است که در یک مقال آورده شده است، بی گمان بعد از دستگیری تک تک آنها ، اعترافات بسیار رذیلانه ای را خواهیم شنید، حیف است آنها معدوم یا به درک واصل شوند، تک تک آنها گنجینه ای سیاه از جنایات را در حافظه شان ذخیره دارند، می دانم که شبها از شدت عذاب وجدان ، راحت سر بر بالین نمی گذارند، البته بعید می دانم وجدانی هم برایشان باقی مانده باشد.
بند 1 ماده 1 کنوانسیون حقوق بشر، شکنجه را تعریف نموده و چنین آورده؛ “عبارت شکنجه از نظر کنوانسیون حاضر به هر عمل عمدی که در اثر آن درد یا رنج شدید جسمی یا روحی علیه شخصی به منظور کسب اطلاعات یا گرفتن اقرار از او یا از شخص ثالث اعمال شود، اطلاق میگردد. همچنین تنبیه شخصی به خاطر عملی که وی یا شخص ثالثی انجام داده یا احتمال انجام آن میرود یا تهدید و یا اجبار او یا شخص ثالث، یا تنبیه شخص به هر دلیلی که مبتنی بر هر نوع تبعیض باشد شکنجه تلقی میگردد.”
تا همین امروز که من این نوشتار را به رشته تحریر در می آورم، رهبران این سازمان تروریستی ، به داشتن زندان و انجام شکنجه و قتل و کشتار، اعتراف نکردند. البته صفت شیطانی آنها چنین اجازه ای را نمی دهد، اما من بعنوان یک زندانی رجوی ها ، که 6 ماه در سلول انفرادی زندان اسکان در سال 1376 ، زندانی و شکنجه شدم، یک سند زنده از جنایات مجاهدین خلق هستم، من می توانم از حق ذاتی خودم بگذرم، اما رسالت دوستانی که در سلول های رجوی شکنجه و کشته شدند ، همیشه روی دوشم سنگینی می کند، برای همین تا جان در بدن دارم ، جلوی تک تک این شکنجه گران ایستاده و با صدای رسا و غران اعلام می کنم، تا دادگاهی کردن تک تک شما از پا نخواهم نشست ، صبرم هم زیاد است ، منتظر اجرای عدالت خداوندی در مورد تک تک شکنجه گران در این سازمان تروریستی هستم.
محمدرضا مبین

