خاطره ای از طالب فرحان عضو جداشده از تشکیلات رجوی

در سال 82 بدنبال حمله نظامی نیروهای ائتلاف به رهبری ارتش آمریکا به عراق و سرنگونی حکومت صدام حسین من جزء اولین نفراتی بودم که بدلیل اینکه دیگر حضور در تشکیلات رجوی را با توجه به سرنگونی صدام حسین که اصلی ترین حامی مالی و نظامی آنها بود، موجه نمی دانستم، به همراه تعدادی دیگر […]

در سال 82 بدنبال حمله نظامی نیروهای ائتلاف به رهبری ارتش آمریکا به عراق و سرنگونی حکومت صدام حسین من جزء اولین نفراتی بودم که بدلیل اینکه دیگر حضور در تشکیلات رجوی را با توجه به سرنگونی صدام حسین که اصلی ترین حامی مالی و نظامی آنها بود، موجه نمی دانستم، به همراه تعدادی دیگر از این تشکیلات جدا و به مقر آمریکایی ها رفتم. آمریکایی ها برای استقرار ما که جزء اولین دسته از جداشدگان بودیم چندین کانتینر اختصاص داده بودند که محل استقرار ما توسط سربازان مسلح امریکایی حفاظت میشد.

ما حق خروج از محوطه ای که آمریکایی ها برای ما مشخص کرده بودند را نداشتیم. در ابتدا استقرار ما با توجه به اینکه ارتش آمریکا آشپزخانه ای برای پخت غذای گرم نداشت، ضمن توافق با تشکیلات رجوی قرار شد مسله نهار و شام ما از مجاهدین تامین شود و تا ماههای اول هم چنین روالی ادامه داشت. مسئولین گروه رجوی که مسئولیت تحویل دهی غذا به ما را داشتند بعد از هر بار سرکشی از ما می خواستند که از تصمیم خود مبنی بر جدایی اعلام ندامت کرده و مجددا به تشکیلات برگردیم. ما هر بار با توجه به تجربه تلخ حضورمان در اشرف و زجر و فشارهای روحی و روانی که دیده بودیم، علیرغم شرایط سخت کمپ آمریکایی ها و کمبودهای آن از این کار خودداری می کردیم.

مسئولین تشکیلات بعد از اینکه با مقاومت و جواب منفی ما برای بازگشت به قرارگاه اشرف مواجه می شدند وعزم جزم ما را می دیدند به آزار و اذیت و ایجاد محدودیت های صنفی ما می پرداختند. بعنوان نمونه در اولین گام تلاش کردند کیفیت غذا را پایین بیاورند ودر ادامه حتی استاندارد های بهداشتی معمول در پخت غذا را هم رعایت نمی کردند. مثلا به هنگام خوردن غذا به یکباره وجود سنگ های ریز و یا شن را زیر دندان هایمان احساس می کردیم، بطوریکه در یک مورد منجر به شکستن دندان یکی از اعضای جداشده شد. ما با توجه به ادامه این روند و پایین آمدن هرچه بیشتر کیفیت غذاها که در ادامه می توانست منجر به بیماری گردد ضمن صحبت با یکدیگر تصمیم گرفتیم که از تحویل گیری غذا خودداری کنیم و این موضوع را به فرماندهان آمریکایی کمپ اطلاع دادیم.

یک روز که طبق روال معمول پیک غذای تشکیلات مجاهدین خلق غذا را به محل ما آورد ما غذا را تحویل و همه آنها را بیرون محوطه ریختیم. سربازان آمریکایی ابتدا به این کار ما اعتراض کردند ولی وقتی کیفیت غذا را دیدند به مسئولین تشکیلات مجاهدین خلق اعلام کردند بعد از این از آوردن غذا خودداری کنند. از آن روز به بعد فرماندهان آمریکایی کمپ به ما غذای بسته بندی بنام آماری را که جیره غذایی پرسنل خودشان بود، دادند.

هدف از نگارش این خاطره این بود تشکیلاتی که با بالاترین هزینه های مالی ارتش صدام تامین میشد و هیچ مشکلی در زمینه مواد غذایی نداشت وقتی عضوی از آنها جدا می شد برای اجبار کردن او به بازگرداندن به تشکیلات از تمامی حربه ها و از جمله موارد صنفی و غذایی استفاده می کردند . برای مسعود و مریم رجوی سلامتی اعضا تا زمانی مهم است که برده آنها در تشکیلات باشی و از وجود فیزیکی ات در راستای اهداف ضدانسانی خود سواستفاده کنند! آنها مفاهیم و ارزش های حقوق بشر را فقط در راستای اهداف و نیات پلید و ضدانسانی خود می خواهند. حال جای این سوال باقی است تشکیلاتی با این میزان نیت ضدانسانی در صورت بدست گرفتن حاکمیت در ایران چه برخوردی با مردم ایران دارد؟ البته با توجه به شناخت مردم ایران از اهداف ضدانسانی و ضدایرانی این تشکیلات هیچگاه چنین امری محقق نخواهد شد.

طالب فرحان عضو جداشده از تشکیلات رجوی