در سالهای اخیر، سازمان تروریستی مجاهدین خلق، پس از، از دست دادن توان عملیاتی و نظامی گذشته خود، تلاش کرده است نقش جدیدی در میان برخی گروههای مسلح تجزیه طلب تعریف کند. سازمانی که روزگاری با عنوان “ارتش آزادیبخش ملی” از یک ساختار نظامی گسترده سخن میگفت، امروز دیگر نه توان میدانی گذشته را دارد […]
در سالهای اخیر، سازمان تروریستی مجاهدین خلق، پس از، از دست دادن توان عملیاتی و نظامی گذشته خود، تلاش کرده است نقش جدیدی در میان برخی گروههای مسلح تجزیه طلب تعریف کند. سازمانی که روزگاری با عنوان “ارتش آزادیبخش ملی” از یک ساختار نظامی گسترده سخن میگفت، امروز دیگر نه توان میدانی گذشته را دارد و نه ظرفیت بسیج نیروی انسانی در مقیاس دهههای قبل. با این حال، آنچه همچنان برای این تروریست ها باقی مانده، تجربه تشکیلاتی، تبلیغاتی و شبکهسازی سیاسی است؛ تجربهای که اکنون در اختیار برخی جریانهای مسلح و تجزیهطلب قرار میگیرد.
تروریست های مجاهدین خلق در سالهای اخیر بیش از آنکه یک بازیگر عملیاتی باشد، به یک مرکز هماهنگی سیاسی، رسانهای و تبلیغاتی تبدیل شده اند. به بیان دیگر، اگر در گذشته خود نقش مستقیم در اقدامات نظامی را ایفا میکرد، امروز تلاش میکند نقش «اتاق فکر» و هماهنگکننده را برای مجموعهای از گروههای پراکنده بر عهده بگیرد.
عمده گروهک های مسلح فعال در مناطق مرزی شرق و غرب ایران فاقد ساختار سیاسی منسجم، برنامه مدون و کادرهای آموزشدیده در حوزه سیاست هستند. از نگاه آنان، این گروهها عمدتاً بر ظرفیتهای محلی، قومی یا قبیلهای تکیه دارند و به همین دلیل در حوزه سازماندهی و تبلیغات با ضعفهای جدی روبهرو هستند. در چنین شرایطی، تروریست های موسوم به مجاهدین خلق میتوانند برای این جریانها نقش یک مربی تشکیلاتی را ایفا کند؛ سازمانی که هرچند توان نظامی گذشته خود را از دست داده، اما هنوز از تجربه چند دهه فعالیت مخفی، عضوگیری، تبلیغات و شبکهسازی برخوردار است.
یکی از مهمترین نگرانیها مسئله جذب و بهکارگیری جوانان است. تجربه تاریخی تروریست های بی اخلاق سازمان مجاهدین خلق نشان میدهد که این تشکیلات طی دهههای گذشته موفق شده بود هزاران جوان را با شعارهای آرمانگرایانه و وعده های کاریابی و تحصیل در اروپا و آمریکا جذب کند. بخشی از این نیروها در نهایت سالهای طولانی از عمر خود را در اردوگاه اشرف در عراق و سپس در اردوگاههای مستقر در آلبانی سپری کردند و در همین اردوگاه ها هم مُردند؛ افرادی که فرصت زندگی عادی، تحصیل، تشکیل خانواده و حضور مستقل در جامعه را از دست دادند.
از همین منظر، این زنگ خطر وجود دارد که الگوهای عضوگیری و تأثیرگذاری روانی که در گذشته توسط مجاهدین خلق به کار گرفته میشد، ممکن است امروز به اشکال جدیدی در میان این گروههای مسلح تکرار شود. نگرانی اصلی آن است که جوانان کمتجربه، بهویژه در مناطق محروم یا مرزی، هدف وعدهها و تبلیغاتی قرار گیرند که در نهایت آنان را وارد چرخه خشونت و اقدامات مسلحانه میکند.
در این میان، گزارشها و روایتهایی نیز درباره شیوههای جذب نیرو در برخی گروههای تندرو در مناطق مرزی منتشر شده است. بر اساس این روایتها، برخی خانوادهها مدعی شدهاند فرزندانشان با وعده تحصیل علوم دینی یا فرصتهای آموزشی در کشورهای همسایه جذب شبکههایی شدهاند که در نهایت آنان را به سمت فعالیتهای مسلحانه سوق دادهاند. در برخی از این روایتها، والدین اظهار کردهاند که برای مدت طولانی از محل حضور فرزندان خود بیاطلاع بودهاند و تنها پس از انتشار تصاویر یا پیامهای تبلیغاتی این گروهک ها در آستانه انجام عملیات های تروریستی متوجه شدهاند که آنان در مسیر فعالیتهای خشونتآمیز قرار گرفتهاند.
واقعیت غیرقابل انکار این است که: گروهک های مسلح برای ادامه حیات خود نیازمند جذب نیروی انسانی جدید هستند و مهمترین هدف آنان نیز معمولاً جوانان هستند. جوانانی که گاه به دلیل مشکلات اقتصادی، محرومیتهای اجتماعی، هیجانطلبی یا فقدان آگاهی سیاسی، بیش از دیگران در معرض تأثیرپذیری از تبلیغات افراطی قرار میگیرند.
سازمان مجاهدین خلق که امروز با انبوهی از افراد با سنین بالا در درون کمپ هایش مواجه است توان نظامی اش کاملاً افول کرده است، تلاش دارد از سرمایه تشکیلاتی و تجربیات انباشته چند دهه گذشته برای حفظ نقش و نفوذ سیاسی استفاده کند. امروز خطر اصلی نه در توان نظامی این سازمان، بلکه در انتقال تجربههای عضوگیری، تبلیغات ایدئولوژیک، شبکهسازی مخفی و مشروعیتبخشی به خشونت سیاسی است؛ تجربههایی که اگر در اختیار نسل جدیدی از گروهک های مسلح قرار گیرد، میتواند به بازتولید چرخه افراطگرایی و خشونت در منطقه منجر شود.
از این منظر، مهمترین راه مقابله با چنین روندی افزایش آگاهی عمومی، توسعه فرصتهای آموزشی و اقتصادی، تقویت پیوندهای اجتماعی و جلوگیری از سوءاستفاده از ناامیدی و ناآگاهی جوانان است؛ زیرا هر جا که خلأ آگاهی و امید شکل بگیرد، زمینه برای جذب نیرو توسط جریانهای افراطی نیز فراهم خواهد شد.
سالاری

