گاهی بعضی صحنهها آنقدر گویا هستند که دیگر نیازی به سخنرانی و تحلیل ندارند. تصاویر و فیلمهای منتشرشده از مراسم تشییع جنازه رهبر جمهوری اسلامی، هر چه باشند، در برابر چشم میلیونها نفر قرار گرفتهاند و هر کس میتواند خودش قضاوت کند. اما ظاهراً برای مسعود رجوی، واقعیت همیشه همان چیزی است که پشت دیوارهای […]
گاهی بعضی صحنهها آنقدر گویا هستند که دیگر نیازی به سخنرانی و تحلیل ندارند. تصاویر و فیلمهای منتشرشده از مراسم تشییع جنازه رهبر جمهوری اسلامی، هر چه باشند، در برابر چشم میلیونها نفر قرار گرفتهاند و هر کس میتواند خودش قضاوت کند.
اما ظاهراً برای مسعود رجوی، واقعیت همیشه همان چیزی است که پشت دیوارهای اشرف روایت میشود، نه آنچه مردم با چشم خود میبینند. انگار هر بار که اتفاق مهمی در ایران رخ میدهد، اتاق فکر سازمان هم به جای تحلیل، وارد مسابقه خیالپردازی میشود؛ یک روز همه چیز را به اختلافات داخلی ربط میدهد، روز دیگر پای سلطنتطلبان خارج از کشور را وسط میکشد و داستانهایی میبافد که حتی نویسندهاش هم شاید آخرش یادش برود از کجا شروع کرده بود!
عجیب است؛ وقتی واقعیت با روایت سازمان جور درنمیآید، بهجای اصلاح روایت، واقعیت را انکار میکنند. انگار صورت مسئله را پاک کردن، آسانتر از پذیرفتن حقیقت است.
سؤال سادهای دارم: اگر ادعاهای شما اینقدر محکم و قابل دفاع است، چرا اعضای داخل اشرف نباید همین تصاویر و فیلمها را ببینند؟ چرا همیشه باید یک “عینک تشکیلاتی” بین چشم آنها و واقعیت قرار بگیرد؟ مگر حقیقت از دیدن چند عکس و فیلم میترسد؟
من فقط چند تصویر را منتشر میکنم. نه شعار میدهم، نه داستان میبافم. قضاوت را به مخاطبان میسپارم.
و خطاب به آقای رجوی: اگر هنوز معتقدید حقیقت به نفع شماست، این عکسها را هم به اعضای داخل اشرف نشان دهید. شاید بعد از سالها، یکبار هم که شده، بگذارید واقعیت بدون سانسور وارد اردوگاه شود.
حمید آتابای
- نویسنده : حمید آتابای

