اول شهریور ۱۳۷۷، سید اسدالله لاجوردی، دادستان پیشین انقلاب تهران و رئیس سابق سازمان زندانها، در حالی که دیگر مسئولیت رسمی نداشت و در محل کسب خود در بازار تهران مشغول به کار بود، هدف یک عملیات مسلحانه قرار گرفت و به شهادت رسید. علیرغم آنکه ایشان در زمان ترور هیچ سمت دولتی نداشت و […]
اول شهریور ۱۳۷۷، سید اسدالله لاجوردی، دادستان پیشین انقلاب تهران و رئیس سابق سازمان زندانها، در حالی که دیگر مسئولیت رسمی نداشت و در محل کسب خود در بازار تهران مشغول به کار بود، هدف یک عملیات مسلحانه قرار گرفت و به شهادت رسید. علیرغم آنکه ایشان در زمان ترور هیچ سمت دولتی نداشت و همانطور که گفته شد، در بازار مشغول بکار شده بود اما سازمان تروریستی مجاهدین خلق، ترور وی را از عملیات های مهم خود در دهه ۷۰ به شمار می آورد و بعدها از عاملان آن تجلیل کرده است.
شهید لاجوردی از چهرههای شناختهشده دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در سالهای پس از انقلاب بود. او در دهه ۶۰ دادستان انقلاب تهران و بعدها رئیس سازمان زندانها شد و در برخورد با سازمان مجاهدین خلق و دیگر گروههای مسلح مخالف جمهوری اسلامی نقش داشت. همین سابقه موجب شد سازمان تروریستی مجاهدین خلق او را یکی از دشمنان اصلی خود بداند و سالها در پی ترور او باشد.
سرانجام در اول شهریور ۱۳۷۷، دو عضو سازمان تروریستی مجاهدین خلق، علیاکبر اکبری دهبالایی و علیاصغر غضنفرنژاد، در بازار تهران به لاجوردی حمله کردند. بر اساس گزارشهای منتشرشده درباره حادثه، در جریان این تیراندازی علاوه بر لاجوردی، اصغر رئیساسماعیلی و زینالعابدین مسعودی نیز بشهادت رسیدند.
بسیار قابل تاکید است که شهیدلاجوردی هنگام ترور، دیگر صاحب منصب دولتی نبود و در محل کار شخصی خود حضور داشت. بنابراین این عملیات را نمیتوان حملهای در میدان نبرد یا برخوردی در جریان یک درگیری مسلحانه دانست؛ بلکه هدف آن، حذف فیزیکی فردی به دلیل سابقه و نقش سیاسی و قضایی او بود.
رفتار سازمان تروریستی مجاهدین خلق در قبال این حادثه، نمونهای از تبدیل خشونت سیاسی به ابزار مبارزه است. هنگامی که یک گروه سیاسی، ترور مخالفان را “مجازات” یا “عملیات قهرمانانه” مینامد، در واقع تلاش میکند ماهیت قتل سیاسی را با تغییر واژگان پنهان کند.
سالاری

