آمدنت یعنی دوباره متولد شدن…
آمدنت یعنی دوباره متولد شدن… به: علی قلی زاده (اهل گیلان)بسم الله الرحمن الرحیماین نامه را به یاد برادر اسیرم می نویسم و به یاد تمام اسیرانی که در زندانهای صدام جنایتکار در زیر شکنجه هایش حتی بعضی از عزیزان شهد شیرین شهادت را چشیدند و به معشوقشان پیوستند.سلام علی جان ، منم زهرا ، […]
نامه به محمد محمودی یکی از اعضای در بند فرقه رجوی
نامه به یکی از اعضای در بند فرقه رجوی به: محمد محمودی (اهل گیلان) از: آمنه به نام خداوندی که اگر حکم کند ما محکومیم با عرض سلام تقدیم به داداش دوست داشتنی ام. نمیدانم چه بنویسم و از کجا برایتان بگویم وقتی فکر میکنم که چگونه محمد رضای با استعداد و دوست داشتنی در […]
ای دل چه اندیشیدی در عذر این تقصیرها…
ای دل چه اندیشیدی در عذر این تقصیرها… به: اصغر بیاتی (اهل گیلان)بنام آنکه آدمی را به فضیلت عقل سزاوار گردانیددائی جان سلام. دائی! چه واژه غریبی. اما خودم را سرزنش نمیکنم. چون روزهای زیادی از پرده سالها گذشتند و هیچ غریبه یا آشنائی را نیافتم تا او را اینگونه خطاب کنم.به جز برگهای قهوه […]
زبان حالی از مادری پیر و خسته و داغدار…
زبان حالی از مادری پیر و خسته و داغدار… به: خسرو احمدپورلختکی (اهل گیلان)بسم الله الرحمن الرحمن الرحیمپس از عرض سلام ، سلامتی شما را از ایزد منان خواستاریم.زبان حالی از مادری پیر و خسته و داغدار ، مادری که 21 سال دوری فرزند دلبند خود را با بدترین سختی ها و مشکلات تجربه کرده […]
آیا براستی باورت میشود…
آیا براستی باورت میشود… به: رجبعلی قربانی (اهل گیلان)از: پدرت یعقوب بنام خداوند بخشنده و مهربانفرزند عزیز و دلبندم رجبعلی قربانی ، سلام. آیا براستی باورت میشود پس از گذشت بیست و دو سال دوری و جدایی پدر و مادرت در قید حیات باشند و این نامه سراسر مهر و محبت را برایت آنهم در […]
نامه یوسف ثابت به برادر اسیرش بهروز ثابت
به : بهروز ثابت از : برادرت یوسف خدمت یگانه برادر عزیزم سلام امیدوارم که حالت خوب باشه. داداش حدوداً دو هفته پیش از طرف انجمن نجات در رشت برای من زنگ زدند و آقای احمدی گفت شما در عراق هستی. داداش بخدا آنقدر خوشحال شدم که تو چشمام اشک حلقه زده بود و سر […]
نامه مادری نگران به فرزندش
نامه مادری نگران به فرزندش به : بهمن عابدی (اهل گیلان) به نام خدا با عرض سلام خدمت پسر عزیز و گرامی و دوست داشتنیم؛ غرض از نگارش این نامه بعد از این همه مدت این است که می خواستم از حال و احوال شما با خبر شوم. آخر دلت برای مادر پیرت […]