چهارشنبه, ۸ بهمن , ۱۴۰۴
منتظر قدمهای مبارکتان هستیم… 28 مهر 1386

منتظر قدمهای مبارکتان هستیم…

منتظر قدمهای مبارکتان هستیم… به: مسعود و زهرا احمدی (اهل گیلان) از: خواهرشان منیر احمدی بنام ایزد منان برادر خوب و مهربان و بهتر از جانم مسعود جان سلام، امیدوارم سلام و درود خواهرت منیر و همه خانواده چشم به راهت را از راه دور و از لیلاکوی سرسبز و دیدنی بپذیری و همیشه سالم […]

نامه سید محمد تقی کاظمی به برادرش سید اکبر کاظمی 25 مهر 1386

نامه سید محمد تقی کاظمی به برادرش سید اکبر کاظمی

برادر عزیزم آقای سید اکبر کاظمی با عرض سلام.انشاا… هر کجا هستی در پناه ایزد منان صحیح و سالم باشید. اکبر جان مدتی طولانی از شما خبر نداریم.حدود 2 سال پیش که با موبایل من تماس گرفتی و کمی با هم صحبت کردیم دیگر هیچگونه تماسی با ما نداشتی و خبری از شما نداریم و […]

پیام تسلیت محمود دهقان 02 مهر 1386

پیام تسلیت محمود دهقان

انا لله و انا الیه راجعون وقتی خبر رسید بسیار بسیار متأثر شدم و گریستم. چرا که اولین و آخرین آرزوی لحظات پایانی عمرش فقط دیدار و به آغوش کشیدن فرزند دلبندش یعنی محمود بود که بارها و بارها از تلفن همین آرزویش را شنیدم. بله. خانم طیبه حامی مادرِ محمود دهقان پس از ماه […]

پیام تسلیت به خانواده دهقان 02 مهر 1386

پیام تسلیت به خانواده دهقان

بله. خانم طیبه حامی مادرِ محمود دهقان پس از ماه ها تحمل درد جان سوز سرطان و در اشتیاق به آغوش کشیدن جگر گوشه اسیرش در فرقه رجوی بالاخره جان به جان آفرین تسلیم نمود.

نامه به محمد تقی محمدی از اسیران فرقه رجوی 27 شهریور 1386

نامه به محمد تقی محمدی از اسیران فرقه رجوی

به: محمدتقی محمدی (اهل گیلان) از: برادر بسمه تعالی خدمت برادر عزیزم جناب آقای محمد تقی محمدی سلام پس ا ز عرض سلام امیدوارم حالت خوب با شد و مثل سالهای گذشته که اینجا بودی وزندگی میکردی سالم وسرحال باشی ومن، برادر کو چک شما، از خداوند قادرو منان خواستار آن هستم که همیشه ودرهمه […]

زمانه را بی تو سپری کردن بسیار طاقت فرساست… 26 شهریور 1386

زمانه را بی تو سپری کردن بسیار طاقت فرساست…

زمانه را بی تو سپری کردن بسیار طاقت فرساست… به : محمدتقی یوسفی (اهل گیلان)از: پدربنام آنکه هستی از اوستسلام فرزند عزیزم ای که فرسنگها دوری و دلم همیشه همراه توست: تویی که نجوای شبانه ام هستی و یار لحظه های تنهاییم. زمانه را بی تو سپری کردن بسیار طاقت فرساست و جانکاه، آخر نبودنت […]

نامه پدر صادق خاوری به فرزند اسیرش در فرقه رجوی 24 شهریور 1386

نامه پدر صادق خاوری به فرزند اسیرش در فرقه رجوی

به: صادق خاوری (اهل گیلان) از: پدر « بسمه تعالی » خدمت فرزند عزیزم جناب آقای صادق خاوری سلام عرض می نمایم ، پس از تقدیم سلام، سلامتی وجود نازنینت را از درگاه پروردگار یگانه خواهان و خواستارم و امید آنرا دارم پیوسته ایام در زیر سایه خداوند متعال خوش و خرم بوده و از […]

خانواده ات برای دیدن روی تو لحظه شماری میکنند 22 شهریور 1386

خانواده ات برای دیدن روی تو لحظه شماری میکنند

حضور مهربان فرزند دلبندمان پسر خوب و عزیزمان اسماعیل رضائیان سلام علیکم نورچشم عزیزمان اسماعیل جان، خداوند رحمان و رحیم را هزاران بار شکر گذاریم که آنقدر به ما طول عمر و سلامتی عنایت فرمود تا خبر بسیار شادمان زنده بودن و تندرستی تو را بشنویم و نمیدانی که ما علی الخصوص مادر پیر و چشم به انتظار نشسته ات با شنیدن این خبر چه حالی پیدا کردیم،

پیام تسلیت به خانواده غلامپور 22 شهریور 1386

پیام تسلیت به خانواده غلامپور

در منتهای تأسف و تأثر مطلع شدیم خانم سکینه ابراهیم نژاد، مادر دو اسیر در بند فرقه رجوی، به نام های حسن و منوچهر غلام پور، بعد از سالیان انتظار و دوری و بی خبری از فرزندان دلبندش، دار فانی را وداع گفت. بدین مناسبت به تمامی اعضای گرامی خانواده غلام پور و همچنین به اسیران فوق الذکر، تسلیت گفته و برایشان طول عمر آرزو مند هستیم.

خانواده ات برای دیدن روی تو لحظه شماری میکنند… 22 شهریور 1386

خانواده ات برای دیدن روی تو لحظه شماری میکنند…

خانواده ات برای دیدن روی تو لحظه شماری میکنند… به: اسماعیل رضائیان (اهل گیلان)از: مادر و پدر بنام خداحضور مهربان فرزند دلبندمان پسر خوب و عزیزمان اسماعیل رضائیان سلام علیکمنورچشم عزیزمان اسماعیل جان، خداوند رحمان و رحیم را هزاران بار شکر گذاریم که آنقدر به ما طول عمر و سلامتی عنایت فرمود تا خبر بسیار […]

پیام تسلیت به خانواده غلام پور 22 شهریور 1386

پیام تسلیت به خانواده غلام پور

انا لله و انا الیه راجعون در منتهای تأسف و تأثر مطلع شدیم خانم سکینه ابراهیم نژاد، مادر دو اسیر در بند فرقه رجوی، به نام های حسن و منوچهر غلام پور، بعد از سالیان انتظار و دوری و بی خبری از فرزندان دلبندش، دار فانی را وداع گفت. بدین مناسبت به تمامی اعضای گرامی […]

آمدنت یعنی دوباره متولد شدن 15 شهریور 1386

آمدنت یعنی دوباره متولد شدن

سلام علی جان، منم زهرا، خواهر کوچک تو که حالا بزرگ شده، علی جان در این چندین و چند سال که تو از ما دور بودی یک لحظه از یادت غافل نبودیم لحظه به لحظه و در هرجا که بودیم و هستیم به یاد تو لحظه ها را سر می کردیم دلمان برای نگاه و صدایت خیلی دلتنگ است. غم نبود تو، انتظار دوری تو، خیلی سنگین است.

blank
blank
blank