اجازه نمی دهم از اسم من سوء استفاده کنند
من به ناچاردرعملیات شرکت کردم وتماما درپی حفظ خودم بودم طوریکه دریک فرصتی بدون آنکه کوچکترین مقاومتی ازخود نشان بدهم به اسارت نیروهای ایران یعنی همرزمان سابق خودم که به آنها پشت کرده بودم،درآمدم وازاین بابت خدارا شکرگزارم که مسیرزندگیم به خوبی وخوشی تعییرکرد وگرنه من نیزمثل سایراسرا کماکان دراسارت فرقه باقی می ماندم وعمرم را تباه می کردم وهمچنین ازخانه وخانواده به دورمی ماندم.
در خواست خانواده های گیلانی از رئیس جمهور ایران
درحیات صدام معدوم که مطلقا خبری ازبود یا نبود فرزندانمان نداشتیم و انها اجازه برقراری هیچگونه ارتباط خانوادگی را نداشتند. ولیکن باورمان شده بود که بعدازسرنگونی صدام واطلاع ازاسارت فرزندان وبستگان خوددرفرقه رجوی بتوانیم با آنها دیدارکرده وکمی آرام بگیریم. اما سرنوشت طوردیگری رقم خورد واین بارنیزسازمان با مزدوری وخوش رقصی به قوای اشغالگرامریکایی، موانعی را دردیدار خانوادگی مان ایجاد کرد که کما فی السابق، 5 سال دیگرنیز ازاعزام به عراق ودیداروملاقات با فرزندانمان محروم شدیم.
چرا مجاهدین یادی از سر فصلها نمی کنند
پرواضح است که چرایی این معما دراین است که سازمان بالاجبارمی خواهد با عنصرتروریسم فاصله گرفته تا به زعم خویش غرب وشرق عالم را فریفته وازلیست تروریستی خارج شود، البته با تمسخروخنده حضار!
شادمانی در انجمن نجات دفتر گیلان
متعاقب اخبارواصله حاکی ازبه کنترل گرفتن حفاظت اسیران کمپ اشرف بتوسط دولت عراق، چند روزی است که دردفترانجمن نجات گیلان ولوله وشوروغوغایی است ودسته دسته ازخانواده ها ی اعضای دربند فرقه رجوی با مراجعه به دفتربا کسب اطلاعات بیشترحول مصوبات دولت مردمی عراق مبنی برخروج نیروهای امریکایی که مجاهدین با ازدست دادن صدام، به آن دخیل بسته بودند، به شادمانی پرداختند.
شادمانی درانجمن نجات دفتر گیلان
متعاقب اخبارواصله حاکی ازبه کنترل گرفتن حفاظت اسیران کمپ اشرف بتوسط دولت عراق، چند روزی است که دردفترانجمن نجات گیلان ولوله وشوروغوغایی است ودسته دسته ازخانواده ها ی اعضای دربند فرقه رجوی با مراجعه به دفتربا کسب اطلاعات بیشترحول مصوبا ت دولت مردمی عراق مبنی برخروج نیروهای امریکایی که مجاهدین با ازدست دادن صدام ، […]
روزهای دوری ازتو بسیارسخت وطاقت فرساست
از:مرتضی پورحسن (گیلان- رشت)به : اسماعیل پورحسن با عرض سلام خدمت برادرعزیزم اسماعیل جان من برادرت مرتضی هستم وامیدوارم که درپناه ایزد منان همواره سلامت باشی.روزهای دوری ازتو برادرعزیزم برایمان بسیارسخت وطاقت فرسا بودوما تمام مدت به دنبال راهی بودیم تا ازتوخبری پیدا کنیم تا اینکه ارطریق انجمن نجات مطلع شدیم که تودرقرارگاه اشرف هستی. […]
بازگشت همه بسوی خداست
افسوس وصد افسوس. جمعه سنگینی بود وهنوزدرد آن تمام وجودم را بسختی میفشارد. آخردیگرمادرقلی زاده را دردفترانجمن نخواهم دید ویا صدایش را نخواهم شنید چراکه اودراثریک تصادف ازجمله سرنشینان خودرویی بود که دردم جان به جان آفرینان تسلیم نمود وبا آرزویی دردل وبا چشمانی منتظربا ما وداع کرد. خودم وسایرهمکاران وهمچنین ازطرف خانواده بزرگ انجمن نجات گیلان برای آن مرحوم رحمت واسعه وبرای خانواده محترم قلی زاده صبروشکیبایی مسئلت دارم.
نامه به عبدالرضا زاهدی
از: رضا زاهدی (استان گیلان _ رشت)به : عبدالرضا زاهدی نورچشمی عزیزعبدالرضا زاهدی سلام. امیدوارم که حالت خوب باشد. ازحال ما خواسته باشی همگی درسلامت میباشیم. تنها رنجی که داریم دوری شماست ودیدارشما. سرنوشت سالهای زیادی تورا ازخانه وخانواده دورنگهداشته وما را غمگین نموده است. روزی نیست به فکرشما نباشیم. من میدانم فرزندان من به […]
بازگشت همه بسوی خداست
ناله را هرقدرمیخواهیم که پنهان برکشیم سینه میگوید که من تنگ آمدم فریادکن تقدیراینگونه رقم خورده واقتضای کارومسؤلیتم چنان هست که بایستی شریک غم وآه واشک خانواده های داغداروچشم انتظارباشم که البته به پشتوانه همین خانواده ها با عزمی جزم تا نیل به مقصود یعنی آزادی ورهایی اسیران دربند اشرف واحیا عواطف وبازگشت به کانون […]
نامه به مجید رجبی شهرستانی
از: مهدی رجبی شهرستانی (استان گیلان – رشت)به: مجید رجبی شهرستانی عموی عزیزم سلامامیدوارم حالت خوب باشد و در سلامت کامل باشید عموجان از اینکه شما را چندین سال ندیدیم بسیار ناراحت هستیم دوست داریم مثل گذشته همانطوریکه به همه خانواده ات سر می زدید و از حال همه جویا می شدید دوباره به آغوش […]
فریاد اعتراض خانواده ها
ما امضاء کنندگان زیرازخانواده های گیلانی هستیم که عزیزانمان درچارچوب بسته وکنترل شده برپایه القائات فرقه ای، کماکان بعنوان ابزاربرای مطامع ومقاصد فرقه رجوی مورد سوءاستفاده ضدانسانی قرارمیگیرند که بشدت ازآن نگران هستیم.
نگاهی گذرا به مرگ مرموز علی زرکش
تا این که یکی دوماه بعد فرمانده ی مستقیم من به نام مهدی قربانپورمقدم به سراغم آمد وگفت که خودم را برای انجام یک مصاحبه ی رادیوئی آماده کنم که ازقضا خیلی مهم است!؟ وقتی ازکم وکیف قضیه پرسیدم درجواب گفت که آن خاطره ای که چندی پیش درجمع تعدادی بیان کرده بودی، برای سازمان بسیارارزشمند است ومی تواند پاسخی به اضداد و دشمنانمان باشد،چرا که خاطره ات به علی زرکش مربوط می شد وآن شخص مورد نظرت بدون آن که خودت بفهمی علی زرکش بوده است