نگرانی مادر علی تولمی مقدم از اسارت فرزندش

اخیرا مطلع شدم که فرزندم دردرگیریهای پادگان اشرف که با تحریک سران سازمان تروریستی مجاهدین صورت گرفته است، به اسارت نیروهای عراقی درآمده است.ازاین بابت من بسیارنگران هستم وازشما مسولین صلیب سرخ ودولت عراق خواهان سلامت وبازگشت فرزندم به وطن وآغوش خانواده را دارم.

از: رخساره ریحانی مقدم (گیلان – رشت)
به: صلیب سرخ جهانی خدمت صلیب سرخ جهانی اینجانب رخساره ریحانی مقدم مادر علی تولمی مقدم هستم.
اخیرا مطلع شدم که فرزندم دردرگیریهای پادگان اشرف که با تحریک سران سازمان تروریستی مجاهدین صورت گرفته است، به اسارت نیروهای عراقی درآمده است.
ازاین بابت من بسیارنگران هستم وازشما مسولین صلیب سرخ ودولت عراق خواهان سلامت وبازگشت فرزندم به وطن وآغوش خانواده را دارم.
فرزندم درجنگ ایران وعراق به اسارت نیروهای صدام درآمده وسپس تحویل سران مجاهدین داده شده است. بیست سال بود که هیچ خبری ازفرزندم نداشتم وسازمان اجازه نمی داد تماسی با ما برقراربکند. پیشاپیش ازهمکاری شما سپاسگزارهستم.
ازفرزندم علی عاجزانه میخواهم که پیش ما برگردد. اگرهم دلش نمی خواهد به ایران برگردد به کشوری دیگرپناهنده شود وازسازمان تروریستی مجاهدین دوری کند.
امضاء: رخساره ریحانی مقدم

اخیرا مطلع شدم که فرزندم دردرگیریهای پادگان اشرف که با تحریک سران سازمان تروریستی مجاهدین صورت گرفته است، به اسارت نیروهای عراقی درآمده است.ازاین بابت من بسیارنگران هستم وازشما مسولین صلیب سرخ ودولت عراق خواهان سلامت وبازگشت فرزندم به وطن وآغوش خانواده را دارم.

برچسب ها

محکومیت اقدامات تروریستی عوامل مجاهدین در اتفاقات اخیر 08 بهمن 1404
بیانیه خانواده های زنجانی

محکومیت اقدامات تروریستی عوامل مجاهدین در اتفاقات اخیر

برخی از خانواده های اعضای حاضر در کمپ گروه تروریستی مجاهدین از استان زنجان طی بیانیه ای اقدامات کور و تروریستی گروه مجاهدین که منجر به کشته شدن تعداد زیادی ازهم وطنان عزیز شد را به شدت محکوم کردند. در متن این بیانیه آمده است : ترور همواره یکی از ابزارها و رویکردهای ثابت گروه […]

مشتاقانه در انتظارت هستیم 07 بهمن 1404
برای برادر اسیرم اسماعیل پورحسن

مشتاقانه در انتظارت هستیم

خدمت نازنین برادرم اسماعیل پورحسن سلام انشالله که در صحت و سلامت و تندرستی باشی. ما هم همگی خوبیم و به یادت هستیم و فراموشت نکردیم و نمی کنیم. دیروز همزمان سالگرد در گذشت عمو مصطفی پورحسن و چهلم خاله فاطمه عاشوری از خواهران مینا همسرم بود. مراسم سالگرد عمو مصطفی در مسجد محل مان […]

گفتگوی فواد بصری با خواهر محمد جعفر نجفی – قسمت اول 07 بهمن 1404
پادگان اشرف یک زندان بود

گفتگوی فواد بصری با خواهر محمد جعفر نجفی – قسمت اول

فواد بصری: با سلام خدمت خانم نجفی احوال شما؟ امیدوارم که خوب باشی. ببخشید مزاحم اوقات شما شدیم دنبال فرصتی بودیم تا با شما گفتگویی داشته باشیم. و خوشبختانه این فرصت فراهم شد که گفتگویی مختصر و مفید داشته باشیم . خانم نجفی: من هم خدمت شما سلام عرض می کنم و به شما خسته […]

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.