دفتر انجمن نجات گیلان بار دیگر میزبان جمعی دیگر از خانواده های رنجدیده و چشم انتظار با حضور عضو رها شده از فرقه رجوی بنام اقای حمید حاجی پور بود. دراین دیدار دوستانه و بسیار صمیمی حمید حاجی پور در ابتدا از تجارب بسیار تلخ حضور 20 ساله خود در تشکیلات فریبنده فرقه رجوی موسوم به سازمان مجاهدین سخن گفت و در ادامه به سوالات و ابهامات خانواده های حاضر در جلسه با حوصله تمام پاسخ گفت.
دفتر انجمن نجات گیلان بار دیگر میزبان جمعی دیگر از خانواده های رنجدیده و چشم انتظار با حضور عضو رها شده از فرقه رجوی بنام اقای حمید حاجی پور بود. دراین دیدار دوستانه و بسیار صمیمی حمید حاجی پور درابتدا ازتجارب بسیار تلخ حضور 20 ساله خود درتشکیلات فریبنده فرقه رجوی موسوم به سازمان مجاهدین سخن گفت و درادامه به سوالات وابهامات خانواده های حاضر درجلسه با حوصله تمام پاسخ گفت.
درحالیکه خانواده های چشم انتظار آرزوی بازگشت عزیزانشان را دردل داشتند و از بازگشت آقای حاجی پور بشدت خوشحال بودند به چهره حمید خیره شده وبه حرفهای دردمند وی گوش دادند:
" آرزو دارم فرزندان شما نیزدرآینده ای نه چندان دوربه آغوش خانواده بازگردند و شما نیز مثل پدر و مادر وسایراعضای خانواده ام که ازدیدار و بازگشت من به وطن وکانون خانواده بغایت خوشحال شدند، خوشحال و مسرورشوید و چشم انتظاری تان به پایان برسد. جا دارد که ازتلاشهای انساندوستانه ودرعین حال بی چشم داشت انجمن نجات در راستای رهایی من ازمناسبات سازمان ازصمیم قلب تشکر کنم وهمچنین ازدولت عراق ونیروهای عراقی مستقردرورودی پادگان اشرف که دررهایی من نقش داشتند هم تشکربکنم وازدولت ایران و مشخصا سفارت ایران که درپی جدایی من ازسازمان وبازگشت به وطن فی الواقع زحمتها کشیده وتسهیلات فراوانی ایجاد کردند. الحق روی هم رفته ازهمه دست اندرکاران دراین نبرد انسانی با مخوف ترین سازمان تروریستی موسوم به مجاهدین تشکروقدردانی میکنم وشرمنده پدرومادرسالمند وپیرم هستم انشاءالله که بتوانم درزمان پیری وکهولت سن پدرومادرم عصای دستشان باشم ودرکنارآن با انجمن نجات گیلان درراستای افشاگری چهره پلید سازمان وبازگشت سایردوستان خود که کماکان دراسارت بسرمیبرند همکاری خواهم کرد.
درست است که من سی ویکم فروردین سال جاری ازسازمان جدا شدم وبا معرفی خود به نیروهای عراقی مسقردرکمپ اشرف وبا کمک مسولین زیربط به وطن بازگشتم وهم اکنون نزد شماهستم ولیکن بطورواقع من سالیان بود که دیگرنفرسازمان نبودم وازآنها بریده بودم وقبولشان نداشتم ولی آنچنان دردنیای مغزشویی مسخ لاطائلات سران سازمان شده بودم وبا ذهنیتی که برایم ایجاد کرده بودند دیگرتوان تصمیم گیری برای خروج ازسازمان نداشتم ودرمنتهای ناامیدی به زندگی ودسترسی به خانواده صرفا بی هیچ رقبتی به اهداف سازمان که تماما دروغ وکذب محض بود با تحمل فشارهای روحی فراوان قفل شده بودم."یکی ازخانواده های حاضردرجلسه وازخواهران اصغربیاتی اسیردربند اشرف بی صبرانه پرسید: چطورشد این قفل شما بازشد وتصمیم گرفتی که ازآنها جدا شوی والان درکنارخانواده ات باشی؟ یعنی میشه یک روزی هم اصغرما که مثل خودت اسیرجنگی بود به نزد ما بیاید.خانم بیاتی بغض کرده ادامه میدهد: بیین مادرپیرم درکنارم نشسته، آنقدرگریه میکند که اشکهایش خشک شده، واقعا بگواصغرچکارمیکند وکی بازمیگردد؟ آقای حاجی پورکه اصغربیاتی را کاملا میشناخت و با هم بودند درخطاب به خواهراصغرگفت:
"این روزها شما ها وسایرخانواده های نگران را که می بینم واقعا بشدت دلم میگیرد ومیسوزم واحساس شما را درک میکنم. مطمئن باشید اصغرشما وسایراصغرها ازآنها بریدند ومی خواهند که پیش شما بیایند وزندگی راحتی داشته باشند ولی باوربکنید که آنچنان مغزشویی شدند ونسبت به ایران با تبلیغات سویی که ازطرف سازمان می شود، ذهنیت بدی دارند. میترسند که بعدازسالیان حضوردرپادگان اشرف به ایران بازگردند و مورد بازخواست قراربگیرند وچه بسا زندانی شوند!!!!! من هم همین ذهنیت را داشتم ودر حقیقت درابتدا میخواستم به نیروهای عراقی پیشهاد بدهم به خارجه بروم تا امنیت من تضمین شود. ولی دردیداربا برادرم درکمپ اشرف که ازایران آمده بود خیلی ذهنم بازشد وبا شنیدن حرفهای برادرم که ازقضا دوقلو هستیم وعاطفه وعلاقه خاصی به هم داریم، قفل ذهنم بازشد وتوانستم جسارت بخرج داده وبرای همیشه ازفرقه لعنتی رجوی بکنم وراحت شوم وجا دارد که ازتلاش برادرم که نقش بسزایی دررهایی ازاسارت من درپادگان اشرف داشت عمیقا تشکربکنم وتا عمردارم مدیون وی هستم. نتیجه اینکه میخواهم بگویم خانواده درآزادی وگسستن اسرای دربند سازمان بسیارموثروتعیین کننده است. یک ملاقات حضوری خانواده با اسیردربند وبدون کنترل سازمان لاجرم به بازشدن قفل اسارت ذهن وروح اعضای سازمان خواهد شد. طوری که سازمان نیزازحضورخانواده درپادگان اشرف هراس دارد وبه اعضای غافل القاء میکند که خانواده کانون فساد است وازارتباط با خانواده دوری بکنید. حتی بعدازاینکه برادرم به ملاقاتم آمد وتوانست بخوبی روی من تاثیربگذارد تا بیشتروعمیقترفکربکنم وازسازمان بکنم ورها شوم، سران سازمان به سراغم آمدند وبا تهدید وفشارخواستند که دربرنامه تلویزیونی آنها شرکت کنم وبرعلیه خانواده خود خصوصا برادرم موضع بگیرم وبگویم برادرم ازطرف وزارت اطلاعات آمده است وانجمن نجات اورا اعزام کرده است وازاین مزخرفات که مطلقا زیربارنرفتم ومقاومت کردم ومصربودم وبه آنها گفتم که دیگرحتی یک روزتحمل شماها را ندارم ومیخواهم ازشرشما گریخته وراحت شوم. بله من توانستم قفل واسارت 20 ساله را بشکنم ورها شوم به امید اینکه سایراعضای دربند نیزیک روزی طعم آزادی وزندگی بدون کنترل تشکیلات با مناسبات خائنانه رجوی را بچشند."
خانم هاجرامدادی مادردو اسیر بنامهای احمد و امین تلاوتی که گریان عکس عزیزانشان را دردست گرفته بود به حرف آمد وگفت: من به همراه همسرم دو بار با تحمل مشکلات زیاد خودمان را به کمپ اشرف رساندیم باراول درسال 83 درمحاصره نیروهای امنیتی سازمان اصلا اجازه نداشتیم که راحت با فرزندانم صحبت بکنم ودرآن محیط کنترل شده توانستم بچه هایم را متقاعد کنم که به کشورخود برگردند اخرانها سیاسی نبودند وبرای اشتغال به کشورهمسایه ترکیه رفته بودند که توسط عوامل سازمان ربوده شده وبا وعده و وعید پول واشتغال درکشورهای اروپایی به کشورعراق برده شدند وسرازپادگان اشرف درآوردند.
سری آخرپائیز87 مجددا به عراق رفتیم ولی سازمان اجازه نداد که من بچه هایم را ببینم ودم درپادگان اشرف خانم عذرا علوی طالقانی آمد وبه ما توهین کرد وگفت بروید گم شوید شما ازاعضای اطلاعات ایران هستید وسپس بچه هایم را به تلویزیون کشاندند وبه انها القاء کردند تا حرفهای سازمان را تکرارکنند ومدعی شوند که پدرومادرپیرشان می خواهند مارا به ایران ببرنند تا به کشتن بدهند اخرکدام پدرومادرچنین کرد که ما دومی باشیم. درپی سخنان دردمند مادردواسیر، اقای حاجی پوردراین باره نیزچنین گفت:به صحنه کشاندن بچه ها به برنامه تلویزیونی که ازموضع ضعف واستیصال درقبال اقدامات انساندوستانه انجمن نجات وارتباط فعال آن باخانواده ها صورت میگیرد ازترفند ضدانسانی سازمان محسوب میشود. چرا که سازمان وقتی دراثرفشارروحی وجسمی موفق میشود فردی را پای شوی تلویزیونی بیاورد تا برعلیه خانواده اش اززبان سازمان موضع بگیرد ومتاسفانه بعضا فحاشی وهتک حرمت بکنند، پس ازآن به وی القاء میکند توبا انجام این مصاحبه تلویزیونی دیگرقادربه بازگشت به ایران نخواهی بود ودرصورت بازگشت شکنجه واعدام خواهی شد!!!
بدین وسیله خودبخود خواسته یا نا خواسته دراذهان اعضای دربند وغافل موانعی برسرتصمیم جدایی ازسازمان وبازگشت به وطن ایجاد میشود. من شخصا خودم احمد وامین را می شناختم ومیدیدم که چگونه به خانواده شان عشق می ورزیدند وناراحت ازاینکه با فریب سازمان مجبوربه صحبت علیه خانواده شان شدند وجالب هم این بود به غلط گمان میکردند که بخاطرآن مصاحبه اجباری برآمده ازفشارروحی سران سازمان، واقعا دیگرامکان بازگشت به وطن را نخواهند داشت درحالیکه من تجربه کردم واصلا اینطورنیست. برخلاف تصوراتم که سازمان درطی سالیان به من القاء کرده بود پس ازبازگشت به وطن مسولین جمهوری اسلامی عزت واحترامی که به من داشتند هیچگاه درطول 20 سال حضورم درسازمان ازسران سازمان ندیدم و بجد ازاین واقعه دچارشوک شدم وبخود آمدم که طی 20 سال چقدرازسازمان دروغ شنیدیم.اعضای خانواده ها جملگی درتعجب بودند که اززبان یک ناراضی وعضوجدا شده چه ها که نمیشنوند! درمیان بهت وسکوت حاکم درجلسه خانم گویا ازفعالان انجمن نجات گیلان ویکی ازخواهران محمدرضا گویا اسیردربند فرقه رجوی نا باورنه پرسید: شخص شما وسایرین که مورد عفوقرارگرفته وبه آغوش خانواده بازگشتید وانشاءالله که عزیزانمان نیزچنین بکنند، به هرحال خواسته یا ناخواسته وتحت هرشرایطی مدت مدیدی درکنارسازمان بودید یعنی خداوکیلی پس ازبازگشت به تهران کاری با شما نداشتند، مثلا زندانی نشدید ویا حتی مورد مواخذه قرارنگرفتید! احیانا چنین هم بوده باشد برایمان امری طبیعی خواهد بود چراکه سالیان درصفوف سازمان برعلیه کشوربودید.
اقای حاجی پورکه لبخندی برلب داشت درتوضیح گفتند:والله ازشما چه پنهان که من نیزهمین ذهنیت را داشتم وبرای خودم بریده بودم که پس ازبازگشت حداقل چندماهی را درزندان باشم. اصلا به واسطه همین ذهنیتهای القاء شده است که بچه ها درپادگان اشرف به رغم میل باطنی شان متاسفانه ماندگارشدند. حقیقت چیزدیگری بود که حتی درمخیله من هم نمی گنجید که من پس ازبازگشت وبقول شما درتهران با آن مواجه شدم. صادقانه باید خیلی کوتاه ولی شفاف اعلام کنم نه تنها زندانی نشدم ومورد مواخذه قرارنگرفتم، بشدت مورد استقبال وعزت واحترام قرارگرفتم وخیلی شرمنده شدم. آنچنان مارا تحویل گرفتند وتحویل خانواده هایمان دادند که تکرارمیکنم تماما عزت واحترام وسرشارازبرخوردهای انسانی بود وفقط شرمندگی برایم باقی گذاشت.![]()
درادامه جلسه خانواده ها با طرح سوالات مختلف ومتنوع ازاقای حاجی پورپاسخ میشنیدندکه پرداختن به جزئیات آن درحوصله این گزارش نیست وصرفا ضروری میبینم که خواسته پایانی خانواده های حاضردرجلسه را منعکس کنم وآن اینکه خانواده ها مصربودند که با ذکراسامی آنان درسایت انجمن نجات شاید که به گوش اعضای دربند برسد که حمید حاجی پوربه وطن بازگشته ودریک محیط سالم توانسته با تعدادی ازخانواده ها دیداری هم داشته باشد.
انشاءالله که به خواست خدا شاهد بازگشت تمام عناصرناراضی سازمان به کانون خانواده بوده باشیم. خانواده های حاضردرجلسه که به ذکراسیردربند اکتفا میکنیم:
1- علی قلیزاده
2- علی تولمی مقدم
3- اصغربیاتی
4- خسروسلیقه دار
5- رضا رجب زاده
6- محمدجواد نوروزی
7- اسماعیل پورحسن
8- منصورفدای گوهری
9- منصورراهدار
10- جمشید لقمانی
11- میرافضل حبیب پورشریفی
12- احمد وامین تلاوتی
13- محمدرضا گویا
14- امین اسدان
15- خسرواحمدپورلختکی
16- داریوش بال افکنده
17- علی اصغرحاتم
18- حجت رفیعی
19- نرگس لطیفی
20- اسماعیل قاسمی
21- عظیم راد محمدعلی زاده
برچسب ها
اعضا جدا شده از مجاهدین افشای ماهیت فرقه رجوی نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی همراهی با خانواده ها وضعیت اعضا در فرقه رجویخانواده ها؛ پیشقراول کارزار با رجوی وطن فروش یادداشتی بر جلسه اخیر انجمن نجات گیلان با شماری از خانواده های گیلک
به روایت تصویر انجمن نجات گیلان میزبان شماری از خانواده های چشم به راه گیلک
به بهانه یک دیدار خانواگی خلق من هستم که صدای پدرم را نشنیده ام
خانواده ها؛ پیشقراول کارزار با رجوی وطن فروشیادداشتی بر جلسه اخیر انجمن نجات گیلان با شماری از خانواده های گیلک
• اعضای انجمن نجات گیلان روز سه شنبه ۲۵ آذرماه ۱۴۰۴ دیدار صمیمانه ای با شماری از خانواده های دردمند و چشم انتظار گیلک در دفتر جدید انجمن نجات گیلان داشتند که بلافاصله به روایت تصویر درسایت روشنگر نجات اطلاع رسانی شد. • در این دیدار صمیمانه خانواده های چشم انتظار علی قلیزاده ، محمدتقی […]
به روایت تصویرانجمن نجات گیلان میزبان شماری از خانواده های چشم به راه گیلک
تا پای جان از مطالبه خود کوتاه بیا نیستیم اعضای انجمن نجات گیلان روز سه شنبه بتاریخ ۲۵ آذرماه ۱۴۰۴ دیدار صمیمانه ای با شماری از خانواده های دردمند و چشم انتظار گیلک در دفتر جدید انجمن نجات گیلان داشتند و به مدت دو ساعت در خصوص آخرین وضعیت شکننده تشکیلات سیاه رجوی و فعالیتهای […]
به بهانه یک دیدار خانواگیخلق من هستم که صدای پدرم را نشنیده ام
بسیاری از جداشده ها و خانواده های دردمند و آسیب دیده از تشکیلات سیاه رجوی و دیگر مخاطبان سایت نجات جمله تکان دهنده تاریخی فوق را به یاد دارند. دختر آفتاب، لیلا کیوکان به عنوان نماینده یک خانواده قربانی در جلسه دادگاه شعبه ۵۵ تهران با قامتی استوار اما دردمند و چشم براه پشت میکروفون […]
ثبت دیدگاه
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد. پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد. پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد. سمیرا شمس، چنگیز مغولدر وصف خوی خشونت بار یکی از فرماندهان مجاهدین خلق
در مشاهدات و خاطرات اعضای پیشین مجاهدین خلق، نام شماری از فرماندهان خشن و ترسناکی که در سلسله مراتب تشکیلاتی اعضا را به شدت سرکوب میکنند، بارها تکرار شده است. یکی از این نامها، سمیرا شمس است. سمیرا شمس یکی از فرماندهان مجاهدین بود که در عملیات کردکشی موسوم به مروارید – که سازمان در […]
روایت اعضای جدا شدهدکتر وحید؛ جعبه سیاه شکنجهگاههای مجاهدین خلق
جواد احمدی مشهور به “دکتر وحید”، پزشکی است که پس از سوگند پزشکی، بخش عظیم دوران خدمت به خلق را، در بهداریهای تشکیلات مجاهدین خلق گذرانده است. چنانکه در مصاحبه ای با شبکه تلویزیونی مجاهدین خلق رسالت او در زندگی این بوده است که “خود را به دریای تشکیلات” بیندازد. به نظر میرسد که در […]
محمد رجوی، جدا شده از تشکیلات رجویحتی پسر رجوی هم او را قبول نداشت
سال 1370 بچه های اعضای سازمان را به بهانه حمله آمریکا به عراق، به خارج از عراق منتقل و مجددا در سال 1380 آنها را به بهانه دیدار با پدر و مادر به قرارگاه اشرف آوردند. چون بیشتر آنها نمی خواستند به عراق بیایند و به نوعی آنها را با فریب و وعده که دیدار […]
ماجرای خانواده علیقلیآزادی مجاهدین خلق از زندان های جمهوری اسلامی
در تاریخ به ثبت رسیده است که بسیاری از اعضا و هوادارن سازمان مجاهدین خلق که اقدام علیه امنیت ملی نموده بودند، در زندان های جمهوری اسلامی مورد عفو واقع شده و آزاد گردیدند ولی بعد تعدادی از آنان به عراق رفته و مجدداً به قوای مجاهدین خلق یا ارتش خصوصی صدام حسین به اسم […]
به مناسبت درگذشت حفیظ الله شمس در کمپ اشرف 3تشکیلات رجوی قربانی دیگری را به کام مرگ فرستاد
تشکیلات رجوی از چند دهه قبل که در بیعت با صدام به بن بست رسید و ماهیت ضد ایرانی و خیانت بارش برای همگان آشکار شد، همه درب های ورود نیرو و حمایت و پشتیبانی های حداقلی را که داشت از دست داد و در قالب یک فرقه یا سکت در حصارهای بسته چه به […]
افول رجویساکنان اشرف ۳ چگونه برای پیشی گرفتن پهلوی تنبیه میشوند
اکنون با توجه به مسائل و اتفاقاتی که اخیرا افتاده تشکیلات رجوی حال و روز خوشی ندارد و افراد دچار بحران فاکت نویسی شده و مجبور هستند به دروغ بافی برای تشکیلات روی آورده تا خودشان را از گردابی که سرکرده در سوراخ مانده برایشان درست کرده نجات دهند. جمع شدن در برلین آلمان و […]
دارم میام، دارم میامآهنگ رجوی ها از سال ۶۰ تاکنون
آقای هادی شبانی در کتاب خود تحت عنوان “سازمان مجاهدین خلق، از شعار آزادی تا مزدوری و جاسوسی” چنین می گوید: سازمان از تمام شیوه ها برای آوردن نیرو استفاده می کرد. یکی از شیوه ها، جذب نیرو از ترکیه یا کشورهای عربی حاشیه ی خلیج فارس بود. سازمان نفراتی را در کشور ترکیه اجیر […]
انقلاب اسلامی و سازمان مجاهدین خلقمجاهدین در مقابل انقلاب مردم ایران
در سال های قبل از انقلاب اسلامی ایران و در فضای سیاسی و اجتماعی آن زمان، عده ای بر این عقیده بودند که با توجه به انقلابات مارکسیستی که در جهان به وقوع پیوسته بود و تمایلات جوانان به مارکسیست بعنوان علم مبارزه و همچنین حمایت کشورهای بزرگی مانند شوروی سابق و چین از این […]
روایت آزاده حمیدرضا قنبری از سختی های اسارتتلاش مجاهدین خلق برای شستوشوی مغزی آزادگان ایرانی
آزاده سرافراز حمیدرضا قنبری در گفتوگوی اختصاصی با روابط عمومی موسسه فرهنگیهنری پیام آزادگان، به تشریح نقش سازمان مجاهدین خلق در دوران اسارت پرداخت و از تلاش آنها برای جذب اسرای ایرانی با وعدههای دروغین و تحت حمایت صدام خاطرنشان کرد. گفتوگوی ما با آزاده سرافراز حمیدرضا قنبری میخوانید: دوران اسارت با چالشهای متعددی همراه […]
از موسی خیابانی تا اصغر باباعلیبهرهبرداری مجاهدین خلق از مرگ افراد
سازمان تروریستی مجاهدین خلق طی دههها فعالیت، نهتنها کارنامهای مملو از خشونت، ترور و همکاری با دشمنان ملت ایران از خود بر جای گذاشته، بلکه در درون تشکیلات بسته و مخوف خود نیز به نقض سیستماتیک و سازمانیافته حقوق اولیه اعضا دست زده است؛ نقضهایی که در موارد متعدد به مرگهای مشکوک و حذف فیزیکی […]
در اوج بیتوجهی رسانهها هشدار کارشناسان غربی در مورد تهدید مجاهدین برای آینده ایران در اوج بیتوجهی رسانههاهشدار کارشناسان غربی در مورد تهدید مجاهدین برای آینده ایران
ناآرامیها و اعتراضات مدنی اخیر در ایران باعث شد برخی از کارشناسان و روزنامهنگاران نقش مجاهدین خلق را به عنوان یک گروه اپوزیسیون ایرانی که قبلاً در فهرست تروریستی بوده است، بررسی کنند. اگرچه عدم محبوبیت این گروه، آن را در اعتراضات ایران کاملا به حاشیه رانده است، اما برخی از کارشناسان در مورد تهدید […]
فرقه آفتاب پرستمایکل روبین: روبیو باید مجاهدین خلق را دوباره در فهرست تروریستی قرار دهد
مایکل روبین، مشاور دولت آمریکا، تاکید میکند که اعتراضات اخیر ایران تایید کرد که مجاهدین خلق هیچ حمایت یا مشروعیتی در بین ایرانیان عادی ندارد و به وزیر امور خارجه کشورش توصیه میکند که نام این گروه را دوباره در فهرست گروههای تروریستی قرار دهد. روبین مورخ، تحلیلگر سیاست خارجی، مشاور دولت و مدرس نظامی […]
رذالت مجاهدین خلقاز قتل با تیغ موکتبری سال ۶۰ تا جنایات فجیع دی ۱۴۰۴
مروری بر اسناد جنایات تروریستی مجاهدین خلق در دهه ۶۰ گواه این مدعاست که دشمنان کوردل از مسیر شیطانی خود کوتاه نمیآیند. ۳۰ خرداد ۶۰ در تهران چه گذشت؟ ساعت ۱۶ عصر روز ۳۰ خردادماه فرا رسید و تهران و چند شهر بزرگ دیگر شاهد اغتشاش و آشوب عناصر سازمان مجاهدین خلق بود. سازمان بعداً […]
گفتوگو با سید محمدجواد هاشمینژادترور و نفاق از ۱۳۶۰ تا ۱۴۰۴
کمتر از سه هفته از حوادث ۱۸ تا ۲۰ دی ماه در کشور میگذرد؛ رخدادهایی که بار دیگر پرده از نقشآفرینی خونآشامانی برداشت که سالهاست در قامت پیادهنظام سرویسهای اطلاعاتی بیگانه، از موساد تا سیا، علیه امنیت ملت ایران فعالاند. حضور و تحرک جریان مجاهدین خلق در این حوادث، یادآور واقعیتی تلخ اما آشناست؛ اینکه […]
ترورهای کور مجاهدین خلقبررسی ترورهای سال ۶۰ تا ۱۴۰۴ مجاهدین خلق
ترورهای کور مجاهدین خلق از سال ۱۳۶۰ تا ۱۴۰۴ در آستانه چهل و چهارمین سالگرد حماسه مردمی ششم بهمن آمل در یک نشست رسانهای در آمل بررسی شد. در این نشست که شامگاه یکشنبه پنجم بهمن با حضور تعدادی از فرماندهان ارشد دوران جنگ هشت سال دفاع مقدس، حماسه سازان ششم بهمن سال ۶۰ آمل […]

" آرزو دارم فرزندان شما نیزدرآینده ای نه چندان دوربه آغوش خانواده بازگردند و شما نیز مثل پدر و مادر وسایراعضای خانواده ام که ازدیدار و بازگشت من به وطن وکانون خانواده بغایت خوشحال شدند، خوشحال و مسرورشوید و چشم انتظاری تان به پایان برسد. جا دارد که ازتلاشهای انساندوستانه ودرعین حال بی چشم داشت انجمن نجات در راستای رهایی من ازمناسبات سازمان ازصمیم قلب تشکر کنم وهمچنین ازدولت عراق ونیروهای عراقی مستقردرورودی پادگان اشرف که دررهایی من نقش داشتند هم تشکربکنم وازدولت ایران و مشخصا سفارت ایران که درپی جدایی من ازسازمان وبازگشت به وطن فی الواقع زحمتها کشیده وتسهیلات فراوانی ایجاد کردند. الحق روی هم رفته ازهمه دست اندرکاران دراین نبرد انسانی با مخوف ترین سازمان تروریستی موسوم به مجاهدین تشکروقدردانی میکنم وشرمنده پدرومادرسالمند وپیرم هستم انشاءالله که بتوانم درزمان پیری وکهولت سن پدرومادرم عصای دستشان باشم ودرکنارآن با انجمن نجات گیلان درراستای افشاگری چهره پلید سازمان وبازگشت سایردوستان خود که کماکان دراسارت بسرمیبرند همکاری خواهم کرد.