شنبه, ۱۰ مرداد , ۱۴۰۵
محکومیت کشتار زائران ایرانی در عراق 08 اردیبهشت 1388

محکومیت کشتار زائران ایرانی در عراق

خانواده های چشم انتظار مرتبط با انجمن نجات گیلان ضمن محکوم کردن چنین اعمال تروریستی و تسلیت به خانواده ها و قربانیان ترور کور، در تعجب بودند که چرا سران مجاهدین اعضای غافل خود را به جشن و پایکوبی در پادگان اشرف فرا خواندند و چه منافعی را دنبال میکنند و از این بابت بسیار نگران سوء استفاده ضد انسانی فرقه رجوی از اعضای دربند بودند.

سفر مریم رجوی به آلمان ازنگاه خانواده ها 18 آذر 1387

سفر مریم رجوی به آلمان ازنگاه خانواده ها

تماس خانواده ها ی اعضای دربند کمپ اشرف، اساسا برموضوع واحدی متمرکزشده بود ونگران بودند که نکند داستان ننگین دولت انگلستان ومماشات مشمئزکننده درقبال سازمان تروریستی مجاهدین، اینبارازسوی دولت آلمان تکرارشود واحیانا بخواهند ازفرزندانمان درآینده بعنوان ابزارمورد سوءاستفاده قرارداده وجان آنان درخطرباشد.

القاب کذایی و دروغین نیازرجوی است! 11 آذر 1387

القاب کذایی و دروغین نیازرجوی است!

سازمان ازاین ارتباط وحشت دارد ونگران است. آخربه یمن وجود همین انجمن نجات وبرقراری ارتباط خانواده ها با فرزندانشان بود که بالغ بر1000 تن ازاعضای ناراضی،‌بندهای مرئی ونامرئی خود ازفرقه را گسسته وبه دنیای آ‍زاد وکانون گرم خانواده خویش بازگشتندکه 30 نفرشان ازاستان گیلان هستند ومطمئن هستم که بااستمراراین ارتباط وبازشدن درب خروجی کمپ اشرف، اعضای بازهم بیشتری به دنیای آزاد وکانون گرم خانواده خواهند پیوست.

اجازه نمی دهم از اسم من سوء استفاده کنند 21 آبان 1387

اجازه نمی دهم از اسم من سوء استفاده کنند

من به ناچاردرعملیات شرکت کردم وتماما درپی حفظ خودم بودم طوریکه دریک فرصتی بدون آنکه کوچکترین مقاومتی ازخود نشان بدهم به اسارت نیروهای ایران یعنی همرزمان سابق خودم که به آنها پشت کرده بودم،درآمدم وازاین بابت خدارا شکرگزارم که مسیرزندگیم به خوبی وخوشی تعییرکرد وگرنه من نیزمثل سایراسرا کماکان دراسارت فرقه باقی می ماندم وعمرم را تباه می کردم وهمچنین ازخانه وخانواده به دورمی ماندم.

در خواست خانواده های گیلانی از رئیس جمهور ایران 12 آبان 1387

در خواست خانواده های گیلانی از رئیس جمهور ایران

درحیات صدام معدوم که مطلقا خبری ازبود یا نبود فرزندانمان نداشتیم و انها اجازه برقراری هیچگونه ارتباط خانوادگی را نداشتند. ولیکن باورمان شده بود که بعدازسرنگونی صدام واطلاع ازاسارت فرزندان وبستگان خوددرفرقه رجوی بتوانیم با آنها دیدارکرده وکمی آرام بگیریم. اما سرنوشت طوردیگری رقم خورد واین بارنیزسازمان با مزدوری وخوش رقصی به قوای اشغالگرامریکایی، موانعی را دردیدار خانوادگی مان ایجاد کرد که کما فی السابق، 5 سال دیگرنیز ازاعزام به عراق ودیداروملاقات با فرزندانمان محروم شدیم.

چرا مجاهدین یادی از سر فصلها نمی کنند 17 مهر 1387

چرا مجاهدین یادی از سر فصلها نمی کنند

پرواضح است که چرایی این معما دراین است که سازمان بالاجبارمی خواهد با عنصرتروریسم فاصله گرفته تا به زعم خویش غرب وشرق عالم را فریفته وازلیست تروریستی خارج شود، البته با تمسخروخنده حضار!

شادمانی در انجمن نجات دفتر گیلان 16 شهریور 1387

شادمانی در انجمن نجات دفتر گیلان

متعاقب اخبارواصله حاکی ازبه کنترل گرفتن حفاظت اسیران کمپ اشرف بتوسط دولت عراق، چند روزی است که دردفترانجمن نجات گیلان ولوله وشوروغوغایی است ودسته دسته ازخانواده ها ی اعضای دربند فرقه رجوی با مراجعه به دفتربا کسب اطلاعات بیشترحول مصوبات دولت مردمی عراق مبنی برخروج نیروهای امریکایی که مجاهدین با ازدست دادن صدام،‌ به آن دخیل بسته بودند، به شادمانی پرداختند.

شادماني درانجمن نجات دفتر گيلان 16 شهریور 1387

شادماني درانجمن نجات دفتر گيلان

متعاقب اخبارواصله حاكي ازبه كنترل گرفتن حفاظت اسيران كمپ اشرف بتوسط دولت عراق، چند روزي است كه دردفترانجمن نجات گيلان ولوله وشوروغوغايي است ودسته دسته ازخانواده ها ي اعضاي دربند فرقه رجوي با مراجعه به دفتربا كسب اطلاعات بيشترحول مصوبا ت دولت مردمي عراق مبني برخروج نيروهاي امريكايي كه مجاهدين با ازدست دادن صدام ،‌ […]

روزهاي دوري ازتو بسيارسخت وطاقت فرساست 10 شهریور 1387

روزهاي دوري ازتو بسيارسخت وطاقت فرساست

از:مرتضي پورحسن (گيلان- رشت)به : اسماعيل پورحسن با عرض سلام خدمت برادرعزيزم اسماعيل جان من برادرت مرتضي هستم واميدوارم كه درپناه ايزد منان همواره سلامت باشي.روزهاي دوري ازتو برادرعزيزم برايمان بسيارسخت وطاقت فرسا بودوما تمام مدت به دنبال راهي بوديم تا ازتوخبري پيدا كنيم تا اينكه ارطريق انجمن نجات مطلع شديم كه تودرقرارگاه اشرف هستي. […]

بازگشت همه بسوی خداست 05 شهریور 1387

بازگشت همه بسوی خداست

افسوس وصد افسوس. جمعه سنگینی بود وهنوزدرد آن تمام وجودم را بسختی میفشارد. آخردیگرمادرقلی زاده را دردفترانجمن نخواهم دید ویا صدایش را نخواهم شنید چراکه اودراثریک تصادف ازجمله سرنشینان خودرویی بود که دردم جان به جان آفرینان تسلیم نمود وبا آرزویی دردل وبا چشمانی منتظربا ما وداع کرد. خودم وسایرهمکاران وهمچنین ازطرف خانواده بزرگ انجمن نجات گیلان برای آن مرحوم رحمت واسعه وبرای خانواده محترم قلی زاده صبروشکیبایی مسئلت دارم.

نامه به عبدالرضا زاهدي 05 شهریور 1387

نامه به عبدالرضا زاهدي

از: رضا زاهدي (استان گيلان _ رشت)به : عبدالرضا زاهدي نورچشمي عزيزعبدالرضا زاهدي سلام. اميدوارم كه حالت خوب باشد. ازحال ما خواسته باشي همگي درسلامت ميباشيم. تنها رنجي كه داريم دوري شماست وديدارشما. سرنوشت سالهاي زيادي تورا ازخانه وخانواده دورنگهداشته وما را غمگين نموده است. روزي نيست به فكرشما نباشيم. من ميدانم فرزندان من به […]

بازگشت همه بسوي خداست 05 شهریور 1387

بازگشت همه بسوي خداست

ناله را هرقدرميخواهيم كه پنهان بركشيم     سينه ميگويد كه من تنگ آمدم فريادكن تقديراينگونه رقم خورده واقتضاي كارومسؤليتم چنان هست كه بايستي شريك غم وآه واشك خانواده هاي داغداروچشم انتظارباشم كه البته به پشتوانه همين خانواده ها با عزمي جزم تا نيل به مقصود يعني آزادي ورهايي اسيران دربند اشرف واحيا عواطف وبازگشت به كانون […]

blank
blank
blank