محکومیت کشتار زائران ایرانی در عراق
خانواده های چشم انتظار مرتبط با انجمن نجات گیلان ضمن محکوم کردن چنین اعمال تروریستی و تسلیت به خانواده ها و قربانیان ترور کور، در تعجب بودند که چرا سران مجاهدین اعضای غافل خود را به جشن و پایکوبی در پادگان اشرف فرا خواندند و چه منافعی را دنبال میکنند و از این بابت بسیار نگران سوء استفاده ضد انسانی فرقه رجوی از اعضای دربند بودند.
سفر مریم رجوی به آلمان ازنگاه خانواده ها
تماس خانواده ها ی اعضای دربند کمپ اشرف، اساسا برموضوع واحدی متمرکزشده بود ونگران بودند که نکند داستان ننگین دولت انگلستان ومماشات مشمئزکننده درقبال سازمان تروریستی مجاهدین، اینبارازسوی دولت آلمان تکرارشود واحیانا بخواهند ازفرزندانمان درآینده بعنوان ابزارمورد سوءاستفاده قرارداده وجان آنان درخطرباشد.
القاب کذایی و دروغین نیازرجوی است!
سازمان ازاین ارتباط وحشت دارد ونگران است. آخربه یمن وجود همین انجمن نجات وبرقراری ارتباط خانواده ها با فرزندانشان بود که بالغ بر1000 تن ازاعضای ناراضی،بندهای مرئی ونامرئی خود ازفرقه را گسسته وبه دنیای آزاد وکانون گرم خانواده خویش بازگشتندکه 30 نفرشان ازاستان گیلان هستند ومطمئن هستم که بااستمراراین ارتباط وبازشدن درب خروجی کمپ اشرف، اعضای بازهم بیشتری به دنیای آزاد وکانون گرم خانواده خواهند پیوست.
اجازه نمی دهم از اسم من سوء استفاده کنند
من به ناچاردرعملیات شرکت کردم وتماما درپی حفظ خودم بودم طوریکه دریک فرصتی بدون آنکه کوچکترین مقاومتی ازخود نشان بدهم به اسارت نیروهای ایران یعنی همرزمان سابق خودم که به آنها پشت کرده بودم،درآمدم وازاین بابت خدارا شکرگزارم که مسیرزندگیم به خوبی وخوشی تعییرکرد وگرنه من نیزمثل سایراسرا کماکان دراسارت فرقه باقی می ماندم وعمرم را تباه می کردم وهمچنین ازخانه وخانواده به دورمی ماندم.
در خواست خانواده های گیلانی از رئیس جمهور ایران
درحیات صدام معدوم که مطلقا خبری ازبود یا نبود فرزندانمان نداشتیم و انها اجازه برقراری هیچگونه ارتباط خانوادگی را نداشتند. ولیکن باورمان شده بود که بعدازسرنگونی صدام واطلاع ازاسارت فرزندان وبستگان خوددرفرقه رجوی بتوانیم با آنها دیدارکرده وکمی آرام بگیریم. اما سرنوشت طوردیگری رقم خورد واین بارنیزسازمان با مزدوری وخوش رقصی به قوای اشغالگرامریکایی، موانعی را دردیدار خانوادگی مان ایجاد کرد که کما فی السابق، 5 سال دیگرنیز ازاعزام به عراق ودیداروملاقات با فرزندانمان محروم شدیم.
چرا مجاهدین یادی از سر فصلها نمی کنند
پرواضح است که چرایی این معما دراین است که سازمان بالاجبارمی خواهد با عنصرتروریسم فاصله گرفته تا به زعم خویش غرب وشرق عالم را فریفته وازلیست تروریستی خارج شود، البته با تمسخروخنده حضار!
شادمانی در انجمن نجات دفتر گیلان
متعاقب اخبارواصله حاکی ازبه کنترل گرفتن حفاظت اسیران کمپ اشرف بتوسط دولت عراق، چند روزی است که دردفترانجمن نجات گیلان ولوله وشوروغوغایی است ودسته دسته ازخانواده ها ی اعضای دربند فرقه رجوی با مراجعه به دفتربا کسب اطلاعات بیشترحول مصوبات دولت مردمی عراق مبنی برخروج نیروهای امریکایی که مجاهدین با ازدست دادن صدام، به آن دخیل بسته بودند، به شادمانی پرداختند.
شادماني درانجمن نجات دفتر گيلان
متعاقب اخبارواصله حاكي ازبه كنترل گرفتن حفاظت اسيران كمپ اشرف بتوسط دولت عراق، چند روزي است كه دردفترانجمن نجات گيلان ولوله وشوروغوغايي است ودسته دسته ازخانواده ها ي اعضاي دربند فرقه رجوي با مراجعه به دفتربا كسب اطلاعات بيشترحول مصوبا ت دولت مردمي عراق مبني برخروج نيروهاي امريكايي كه مجاهدين با ازدست دادن صدام ، […]
روزهاي دوري ازتو بسيارسخت وطاقت فرساست
از:مرتضي پورحسن (گيلان- رشت)به : اسماعيل پورحسن با عرض سلام خدمت برادرعزيزم اسماعيل جان من برادرت مرتضي هستم واميدوارم كه درپناه ايزد منان همواره سلامت باشي.روزهاي دوري ازتو برادرعزيزم برايمان بسيارسخت وطاقت فرسا بودوما تمام مدت به دنبال راهي بوديم تا ازتوخبري پيدا كنيم تا اينكه ارطريق انجمن نجات مطلع شديم كه تودرقرارگاه اشرف هستي. […]
بازگشت همه بسوی خداست
افسوس وصد افسوس. جمعه سنگینی بود وهنوزدرد آن تمام وجودم را بسختی میفشارد. آخردیگرمادرقلی زاده را دردفترانجمن نخواهم دید ویا صدایش را نخواهم شنید چراکه اودراثریک تصادف ازجمله سرنشینان خودرویی بود که دردم جان به جان آفرینان تسلیم نمود وبا آرزویی دردل وبا چشمانی منتظربا ما وداع کرد. خودم وسایرهمکاران وهمچنین ازطرف خانواده بزرگ انجمن نجات گیلان برای آن مرحوم رحمت واسعه وبرای خانواده محترم قلی زاده صبروشکیبایی مسئلت دارم.
نامه به عبدالرضا زاهدي
از: رضا زاهدي (استان گيلان _ رشت)به : عبدالرضا زاهدي نورچشمي عزيزعبدالرضا زاهدي سلام. اميدوارم كه حالت خوب باشد. ازحال ما خواسته باشي همگي درسلامت ميباشيم. تنها رنجي كه داريم دوري شماست وديدارشما. سرنوشت سالهاي زيادي تورا ازخانه وخانواده دورنگهداشته وما را غمگين نموده است. روزي نيست به فكرشما نباشيم. من ميدانم فرزندان من به […]
بازگشت همه بسوي خداست
ناله را هرقدرميخواهيم كه پنهان بركشيم سينه ميگويد كه من تنگ آمدم فريادكن تقديراينگونه رقم خورده واقتضاي كارومسؤليتم چنان هست كه بايستي شريك غم وآه واشك خانواده هاي داغداروچشم انتظارباشم كه البته به پشتوانه همين خانواده ها با عزمي جزم تا نيل به مقصود يعني آزادي ورهايي اسيران دربند اشرف واحيا عواطف وبازگشت به كانون […]