چهارشنبه, ۱۳ خرداد , ۱۴۰۵
ای دل چه اندیشیدی در عذر این تقصیرها… 05 شهریور 1386

ای دل چه اندیشیدی در عذر این تقصیرها…

ای دل چه اندیشیدی در عذر این تقصیرها… به: اصغر بیاتی (اهل گیلان)بنام آنکه آدمی را به فضیلت عقل سزاوار گردانیددائی جان سلام. دائی! چه واژه غریبی. اما خودم را سرزنش نمیکنم. چون روزهای زیادی از پرده سالها گذشتند و هیچ غریبه یا آشنائی را نیافتم تا او را اینگونه خطاب کنم.به جز برگهای قهوه […]

زبان حالی از مادری پیر و خسته و داغدار… 28 مرداد 1386

زبان حالی از مادری پیر و خسته و داغدار…

زبان حالی از مادری پیر و خسته و داغدار… به: خسرو احمدپورلختکی (اهل گیلان)بسم الله الرحمن الرحمن الرحیمپس از عرض سلام ، سلامتی شما را از ایزد منان خواستاریم.زبان حالی از مادری پیر و خسته و داغدار ، مادری که 21 سال دوری فرزند دلبند خود را با بدترین سختی ها و مشکلات تجربه کرده […]

آیا براستی باورت میشود… 20 تیر 1386

آیا براستی باورت میشود…

آیا براستی باورت میشود… به: رجبعلی قربانی (اهل گیلان)از: پدرت یعقوب بنام خداوند بخشنده و مهربانفرزند عزیز و دلبندم رجبعلی قربانی ، سلام. آیا براستی باورت میشود پس از گذشت بیست و دو سال دوری و جدایی پدر و مادرت در قید حیات باشند و این نامه سراسر مهر و محبت را برایت آنهم در […]

نامه یوسف ثابت به برادر اسیرش بهروز ثابت 18 تیر 1386

نامه یوسف ثابت به برادر اسیرش بهروز ثابت

به : بهروز ثابت از : برادرت یوسف خدمت یگانه برادر عزیزم سلام امیدوارم که حالت خوب باشه. داداش حدوداً دو هفته پیش از طرف انجمن نجات در رشت برای من زنگ زدند و آقای احمدی گفت شما در عراق هستی. داداش بخدا آنقدر خوشحال شدم که تو چشمام اشک حلقه زده بود و سر […]

نامه مادری نگران به فرزندش 10 تیر 1386

نامه مادری نگران به فرزندش

نامه مادری نگران به فرزندش   به : بهمن عابدی (اهل گیلان)   به نام خدا با عرض سلام خدمت پسر عزیز و گرامی و دوست داشتنیم؛ غرض از نگارش این نامه بعد از این همه مدت این است که می خواستم از حال و احوال شما با خبر شوم. آخر دلت برای مادر پیرت […]

blank
blank
blank