پنجشنبه, ۱۱ دی , ۱۴۰۴
دیدار مسئول انجمن نجات گیلان با خانواده اسماعیل پورحسن به روایت تصویر 12 مهر 1399

دیدار مسئول انجمن نجات گیلان با خانواده اسماعیل پورحسن به روایت تصویر

دیدار خانوادگی و صمیمانه در منزل آقای مرتضی پورحسن با برادران چشم انتظار اسماعیل پورحسن از اعضای اسیر رجوی در آلبانی اسماعیل پورحسن کویخی فرزند علی پورحسن وزهرا توسلی متولد 27 / بهمن / 1344 بشماره شناسنامه 828 درحین خدمت مقدس سربازی درعملیات خرابکارانه مشترک صدام و رجوی مورخه 28 خرداد 1367 درمنطقه مهران به […]

به عشق برادرم 12 مهر 1399

به عشق برادرم

بنام خداوند جان و خرد کز ین برتر اندیشه بر نگذرد به عشق برادرم و برای کسی که روزگاری را به عشق دفاع از کیان و ناموس وطن و سرزمینش روانه جبهه های جنگ تحمیلی علیه صدامیان متجاوز شد، تصمیم گرفتم دوباره برایت بنویسم ای عفریته دوران … این جانب زهرا قلیزاده خواهراسیر و گرفتارعلی […]

داداشی نازنینم ناهار را بدون وجود تو با طعم بغض خوردیم 10 مهر 1399

داداشی نازنینم ناهار را بدون وجود تو با طعم بغض خوردیم

سلام داداش عزیزتر از جانم، خوبی قربونت برم ؟ آمنه هستم اینقد نامه میدم تا تو یه تکونی به خودت بدی و یه تصمیم محکم بگیری و برگردی پیش خانواده… با اصرار خودم و بابا ناهار میزبان آقای پوراحمد و همسر مهربونشون بودیم . عموها وعمه ها ودخترخاله هم بودند… من خودم عسکهای دیدار رو […]

دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد؟ 08 مهر 1399

دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد؟

تو یار غایب مایی! امیدوارم غیبت هر چه سریعتر تبدیل به حضور گردد و تو رو ببینیم. برای دانلود فیلم اینجا را کلیک کنید. محمد تقی یوسفی از اسرای گرفتار در فرقه مجاهدین خلق است که هم اکنون در کمپ فرقه در آلبانی محبوس می باشد. ایشان متولد 1346 از روستای گیلاکجان شهرستان رودسر هستند […]

دیدار از خانواده چشم انتظار محمد تقی یوسفی به روایت تصویر 06 مهر 1399

دیدار از خانواده چشم انتظار محمد تقی یوسفی به روایت تصویر

دیدار صمیمانه نزدیک از خانواده دردمند و چشم انتظار محمد تقی یوسفی از اعضای اسیر رجوی در آلبانی در روز جمعه مورخه ۴ شهریور ۱۳۹۹  

جبارجان همه این سالهای دوری من شاهد اشکهای بابا و مامان بودم 05 مهر 1399

جبارجان همه این سالهای دوری من شاهد اشکهای بابا و مامان بودم

سلام داداشی عزیزم. خوبی قربونت برم. منم خواهرت رقیه… فکر نکنم یادت بیاد چونکه خیلی کوچیک بودم تو ناپدید شدی عزیزم! جبار جان ما الان سالیان سال است که چشم به راهت هستیم تا برگردی به آغوش خانواده… شما برای خدمت به وطن و کشورت راهی جنگ با صدامیان شدی و به اسارت درآمدی که […]

محمد جان تا دنیا دنیا است قدردان تو هستم و شاکر خدا 29 شهریور 1399

محمد جان تا دنیا دنیا است قدردان تو هستم و شاکر خدا

محمد جان منم آمنه خواهر کوچیکت. خوبی عزیزم؟ امروز از بهترین و شیرین ترین و شادمان ترین روزهای زندگیم بوده عزیزتر از جانم . سلام داداش عزیزم. داداش من امروز بعد از34 سال صورت زیبای تو رو دیدم . از خوشحالی فقط اشک شوق ریختم. تمام بدنم میلرزه. عکس تو رو برای تمام فامیل فرستادم. […]

پیام تصویری مهندس احمد دهقان برای برادرش محمود 27 شهریور 1399

پیام تصویری مهندس احمد دهقان برای برادرش محمود

محمود دهقان از اسرای گرفتار در فرقه بدنام رجوی است که هم اینک در اسارتگاه تحت کنترل مافیای رجوی در زندان مانز آلبانی موسوم به اشرف 3 است. سابق بر ایام پدرومادر مرحوم بدنبال فرزند اسیرشان سختیهای زیادی را متحمل شدند و سرانجام بی آنکه در هنگامه وداع به جانب دیارباقی صدای جگرگوشه شان را […]

نگران سلامتی فرزندم هستم 26 شهریور 1399

نگران سلامتی فرزندم هستم

نماینده محترم سازمان بهداشت جهانی در آلبانی جناب دکتر رائول گونزالس مونترو اینجانب محمدولی قلیزاده پدرعلی قلیزاده اسیر سازمان رجوی بشدت نگران سلامت فرزندم هستم . عالیجناب همانگونه که مستحضرید همه دنیا درگیر ویروس کووید ۱۹هستند. با چنین اوضاع و احوالی من نگران سلامتی پسرم در اردوگاه مانز آلبانی هستم. عاجزانه تقاضا میکنم از اردوگاه […]

نگرانی خانواده از سلامتی علی قلیزاده 25 شهریور 1399

نگرانی خانواده از سلامتی علی قلیزاده

علی جان لطفا هرچه زودتر با ما تماس بگیر، نگران سلامتی تو هستیم. سلام برادرم علی جان منم زهرا، خوبی عزیزم ؟ ازخداوند متعال سلامتی و رهایی از چنگال فرقه منفور رجوی را برایت آرزومندم. داداشی جان باخبر شدم دو نفر دیگر از افراد گرفتار در فرقه رجوی بنامهای شهین قاسمی و مسعود نصیری بر […]

مهم برایمان دریافت عکس زیبایت بود علی جان 23 شهریور 1399

مهم برایمان دریافت عکس زیبایت بود علی جان

سلام به عزیزترین برادر دنیا علی جان سلام و هزار باره سلام و شادمانم که از راه دور صورت ماهت را ببوسم. چطوری داداشی گلم …امیدوارم صحیح وسالم وسلامت بوده باشی.. اینجا همه حالشان خوب است و برایت سلام گرم می رسانند. داداش خوبم نامه منتسب به تو که سراسر بغض وکینه بود را مطالعه […]

علی جان داداش جونم؛ آخه تا کی این فراق رو تحمل کنیم ؟! 22 شهریور 1399

علی جان داداش جونم؛ آخه تا کی این فراق رو تحمل کنیم ؟!

سلامی به آبی دریا . سلامی به پهنای سرسبز دشت و به بلندای کوه و آسمان. سلامی ازاعماق وجود قلبم به برادر عزیزتر از جانم . سلام داداش خوشگلم ..عزیزدلم ..فدای اون چشمهای قشنگت بره خواهرت . علی جان منم فاطمه .. خوبی عزیزم .. میدونم دوری ما شما رو خیلی رنج میده . همانطور […]

blank
blank
blank