نامه تعدادی از جداشده ها به وزیر خارجه محترم فرانسه
ما گروهی از اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق ایران هستیم که دهه ها با قبول وعده های توخالی ودروغین رهبران این سازمان، درداخل این مناسبات برده دارانه قرار داشتیم که بازحمت زیاد، موفق به رها شدن ازاین جریان سکتاریستی و تمامیت خواه شدیم.
از نظر رجویه، ایران حق اعتراض به سران قلدر کشورها را ندارد!
به اعتراض ایران به این جنگ طلبی نخست وزیر بریتانیا که می رسیم، آنرا کاری کاملا درست ومنطبق با اصول دیپلماسی دانسته و آشفتگی را مال فرقه ی رجوی میدانیم که اندک اندک در می یابد که هوا بصورت ناجوانمردانه ای سردتر شده و دراین گیرو دارها سرش بی کلاه خواهد ماند!
نامه تعدادی از خانواده های تبریزی به وزیر دولت فرانسه
دستگاه های دولتی فرانسه اطلاعات کاملی درمورد این گروه تروریستی وسکتاریستی دارند، استدعا داریم که مقرر فرمائید که رهبر فعلی این جریان (خانم مریم رجوی) بعنوان ناقض بزرگ حقوق بشر مورد سئوال قرار گرفته
سخت تر شدن لابی گری باند رجوی با دستور ترامپ!
باندرجوی که حوصله ی کافی ندارد وازطرف دیگر با سبک وسنگین کردن اعمال خود میداند که از حمایت های مردمی داخل وخارج بی بهره است، به رهبران ومسئولین کشورهایی مراجعه میکند که یار ومددکار آنها برای کسب قدرتی باشند که بشدت تشنه ی آن است!
رجویه زیادی عجله میکند!
فرقه ی رجوی درادامه ی این خوش خیالی های واقعی- وبه احتمال زیاد مزورانه- نوشته ای با نام” سوز و گداز و نگرانی لابی های ملاهای ایران در واشنگتن بعد از پیروزی ترامپ”، منتشر کرده
نامه پدر چشم انتظار به فرزندش حسن رهنما در آلبانی
من هرگز انتظار نداشتم که از اردوگاه عراق خارج شده ودوباره اردوگاهی شوی. مگر تویک اسیر ویا خلاف کار هستی که همواره باید دراردوگاه زندگی کنی؟
با وجود اصرار رجویه و لابی هایش، دونالد ترامپ برای کارهای دیگر انتخاب شده!
فاکسنیوز قرار گرفته بود گروهی از (مجاهدین) با اشاره به وعده های انتخاباتی ترامپ از وی خواسته بودند در این توافق بازنگری کند و با آنها به صورت تلفنی گفتگو و یا دیدار کند”. مثلا چه کار کند؟! این بازنگری بنفع وزیان که بایدباشد؟هیئت حاکمه ی آمریکا یامردم ایران؟!
دروغ های رجویه و حامیان خارجی خونریزش، زودتر افشا شد!
طرح”نقشه راه” ایالات متحده فقط به منطقه خاورمیانه ختم نمی شد بلکه شروع یک طرح به مراتب فرا منطقه ای تر بود که طی آن می بایست اروپای شرقی و در پی آن روسیه و همچنین شرق آسیا و در پی آن چین و هند و همچنین آمریکای لاتین و در پی آن برزیل و آرژانتین و ونزولا و… همه تجزیه می شدند و تبدیل به ده ها کشور می شدند که هیچ وقت روی خوش و ثبات را به خود نمی دیدند.
خلق، همان مسعود رجوی است؟!
چراباید آزادی یک فرد سیاسی درجه چندم که بزودی به یک شارلاتان که فقط بنفع شخصی- آنهم ازنوع کاملا نامشروعش عمل میکند- تبدیل شد، باید منشآ اینهمه خیر بوده و ارزشی معادل ارزش آزادی خلق داشته باشد؟! آیا مقایسه ی این چنینی به معنی تحقیر خلق نیست؟!
آفتاب که درخوراک موش قائم نمیشود عمو!
بازهم این مرید بی منطق رجوی نفهمیده که خورشید هم زمانی که دانستن تاریخ دقیق اش در سطح سواد ما نیست، متلاشی شده، کوچکتر گشته و کره های دیگری مانند زمین ازآن بوجود آمده وکمتر دانشمندی است که ادعا کند، خورشید یک روز نخواهد مرد!
هواداری بعضی شخصیت های سابقا برجسته ی آمریکائی از فرقه ی رجوی!
این باند که از استفاده از نام مجاهدین خلقی که برابر اساسنامه ی اولیه اش میباست ضد نظام سلطه گر آمریکائی باشد، ابائی ندارد ودرعوض با پرداخت مبالغ هنگفت به مقامات سابق واسبق آمریکا واروپا، آنها را وادار به نوشتن نامه هایی درجهت حمایت امپریالیزم جهانی از او میکند!
آرزو بر جوان عیب نیست!!
او اگر عشقی بنام مردم دارد و این عشق اورا میسوزاند، چرا راه حلاج ها را انتخاب نمیکند که اقلا درآخر عمری، قسمتی ازکارنامه ی سیاه خود را سفید کند!